1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. آیا زندگی خانوادگی بشر نخستین مادر سالاری بوده یا مرد سالاری؟

آیا زندگی خانوادگی بشر نخستین مادر سالاری بوده یا مرد سالاری؟

 آیا زندگی خانوادگی بشر نخستین مادر سالاری بوده یا مرد سالاری؟

توجه: لازمه اندیشه در این گونه مسائل بر اساس داده های باستان شناسی و تحقیقات تاریخی انکار معنی ظاهر متون دینی در این مسائل نیست. همان طور که لازمه اعتقاد به کتب آسمانی نیز به معنی نفی داده های باستان شناسی و تاریخ شناسی نیست. صلاح این است که ما از هر دو منبع استفاده کنیم و برای حل بعضی تناقضات بین نتایج این دو منبع به تدبر و تفکر بیشتر بپردازیم.

 

منظور از مادر سالاری این است که فرزندان به مادر خود وابسته باشند نه به پدر. و مادر مسؤلیت و سرپرستی و مدیریت آنها را به عهده داشته باشد، نه پدر. بر فرض صحت چنین فرضیه ای اگر ازدواجی هم در آن دوره وجود داشته مانند ازدواج در دوره پدر سالاری نبوده که ازدواج مادام العمر باشد و مرد در برابر زن و فرزند خود احساس مسؤلیت داشته باشد و نسبت به آنها تعصب داشته باشد و به نحوی آنها را ملک خود بداند. و شاید خود را مقید و ملتزم به وفاداری با آنها نمی دانسته و خود را آزاد می دانسته که آنها رها کرده و به سراغ زندگی دیگری برود.

این سؤال ناظر به ادوار پیش از تاریخ و بسیار دور و تاریک زندگی بشر در روی زمین است یعنی پیش از ظهور تمدن های کهن و شاید حتی پیش از عصر حجر. بنابر این انتظار اینکه شواهد و قرائنی در آثار باستانی مصر و بابل و سومر و ایران و حتی قدیمی تر از اینها مانند نقاشی های روی دیوار های غار ها، برای اثبات یا نفی این مطلب یافت شود انتظار بی موردی است. بلکه جستجو برای یافتن پاسخ به این سؤال باید به طرق دیگری مراجعه شود. برای جستجو در این امر دو راه به نظر می رسد: از راه زبان شناسی، و از راه ژن شناسی و کشف اینکه علاقه به بچه داری در زن ذاتی است و در مرد عارضی است.

۱-ازراه زبان شناسی

منظور از امکان جستجو برای کشف صحت و سقم این امر از راه زبان شناسی این است که زبان شناسان از راه کنجکاوی در ریشه لغات و اشتقاق بعضی از کلمات متاخر از کلمات متقدم و کشف تقدم و تاخر تعدادی از کلمات یک زبان به این نتیجه برسند که لغت “مادر” و لغت “پدر” همزمان به وجود نیامده اند بلکه لغت مادر مدت های مدیدی قبل از لغت پدر وجود داشته و لغت پدر بعدا به وجود آمده. همان طور که ظاهرا لغت “گاو” پیش از لغت “گوزن” و لغت “خر” و “پوزه” پیش از لغت “خربزه”و کلمه”بی نظیر” بعد از کلمه “بی” فارسی و “نظیر” عربی و کلمه گوشواره بعد از کلمه گوش و کلمه واره و کلمه گردنبند بعد از کلمه گردن و کلمه “بند”و کلمه “همسر” بعد از کلمه “هم” و کلمه “سر” به وجود آمده. البته این لغات مرکب یا شبه مرکب اند و طبیعی است که لفظ مرکب متاخر از اجزاء خود باشد ولی در کلمات غیر مرکب هم ممکن است به نحو دیگری کشف تقدم و تاخر بعضی الفاظ مقدور باشد. بنا بر این با کشف تقدم لغت مادر بر لغت پدر ممکن است چنین نتیجه گیری شود که در برهه ای از ما قبل تاریخ، زندگی خانوادگی بشر ابتدائی به صورت مادرسالاری بوده و چون در آن زمان پدر مسؤل و سرپرست خانواده نبوده و به اصطلاح، محلی از اعراب نداشته، لغت “پدر” برای او وضع نشده و فرزندان او به او پدر نمی گفته اند.

توضیح مختصری در باره نقش زبان شناسیدر امکان رسیدن به پاسخ این سؤال:

یکی از علومی کهدر ضمن ادبیات عرب در حوزه های علمیه مخصوصا حوزه نجف سابقا مطرح بود و حالا متروک شده علم اشتقاق است که از توابع علم لغت و صرف عربی محسوب می شود و به ریشه یابی لغات می پردازد و مشخص می کند که فلان کلمه از چه کلمه ای اشتقاق یافته است. این علم، اشتقاق را به دو قسم تقسیم می کند: اشتقاق صغیر و اشتقاق کبیر. منظور از اشتقاق صغیر اشتقاق صیغه های متعدد از یک ماده و یک مصدر است. که در علم صرف به طور مختصر و سطحی مورد بحث قرار می گیرد. مانند اشتقاق افعال از مصدر و اشتقاق اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبهه و اسم زمان و مکان از فعل مضارع. مانند اشتقاق قتل،یقتل،قاتل،مقتول،قتیل و مقتل که از مصدر این ماده یعنی قتل مشتق شده اند.همان طور که کلمه گفت، می گوید، گوینده، از کلمه گفتن اشتقاق یافته. منظور از اشتقاق کبیر اشتقاق یک ماده و یک مصدر لغوی از یک مصدر و ماده لغوی دیگر است که متخصصین لغت شناس ممکن است آن را کشف نمایند. این اشتقاق مبتنی بر این امراست که زبان بشر ابتدائی لغات محدودیداشته و تدریجا بر لغات آن افزوده شده. افزایش لغات هم به دو صورت بوده: یکی وضع و ایجاد لغت جدید بدون اشتقاق و اقتباس از مواد لغات سابق و دیگری وضع لغت جدید با اشتقاق و اقتباس از یک ماده لغوی سابقی. بر این اساس بسیاری از لغات متاخر به دلیل تقارب و تشابه معنی از لغات متقدم اشتقاق یافته نه اینکه بدون ارتباط با لغات سابق به وجود آمده باشد. بنا بر این ممکن است لغت شناسان بتوانند تقدم و تاخر بعضی لغات یک زبان را مشخص نمایند و در ضمن این کنجکاوی ها به این نتیجه برسند که مثلا لغت اُمَّ در زبان عربی پیش از لغت أَب به وجود آمده. و لغت پدر در زبان فارسی بعد از لغت مادر به وجود آمده است. به دست آمدن چنین نتیجه ای حکایت از این دارد که در زندگی خانوادگی بشر ابتدائی فرزندان پیش از آنکه پدر خود را به عنوان پدر بشناسند مادر خود را می شناخته اند و در آن مقطع تاریخی پدر را به عنوان پدر نمی شناخته و خود را تابع او نمی دانسته و او را سالار و سرپرست خانواده به حساب نمی آورده اند.

نمونه دیگر تاثیر زبان شناسی در علم تاریخ این است که زبان شناسان اروپائی با تحقیق در باره زبان های اروپائی و ایرانی و هندی به این نتیجه رسیده اند که همه این اقوام یا بسیاری از آنها در ادوار بسیار دور تاریخ یک قوم بوده اند و در گذر تاریخ از هم جدا شده اند. اینها با مقایسه لغاتی از زبان فارسی مانند پدر، مادر، برادر، گاو، و در اعداد مانند دو، سه، چهار، پنج، شش، هشت، نه، و ده، با لغات مشابه اینها در زبان های اروپائی مانند فاذِر، ماذِر،براذِر، کاو، و در اعداد مانند تُو، ثِری، فُور، فایو، سیکس، أَیت، ناین، تِن، به این تنیجه رسیده اند که این اقوام در ادوار بسیار دور تاریخ زندگی خود، و شاید پیش از عصر حجر زبان مشترکی داشته و با هم می زیسته اند. بنا بر این بعید نیست که با تحقیقات بیشتر و عمیق تری بتوانند تقدم و تاخر بعضی لغات مشترک این اقوام را به دست آورند و از جمله به دست آورند که لغت پدر در دوره ای بعد از لغت مادر به وجود آمده، و در این صورت ممکن است به این نتیجه برسند که در زندگی ابتدائی این اقوام، مادر سالار خانواده بوده نه پدر و به همین دلیل در آن مقطع عنوان و حیثیت پدری برای پدر در نظر گرفته نشده و لفظ پدر به او اطلاق نشده است.

۲-منظور از امکان جستجو برای رسیدن به پاسخ این سؤال از راه ژن شناسی این است که اگر متخصصان در این علم به این نتیجه برسند که زن به طور غریزی علاقه به مادر شدن دارد و لی مرد به طور غریزی علاقه به پدر شدن نداشته بلکه در طول تاریخ و در اثر تحولات و تغییر شرائط زندگی علاقه به پدر شدن در او پدیدار و تقویت و تثبیت شده. همان طور که علاقه به اندوخته کردن مال و ثروت تدریجا و در اثر تحولاتی که در زندگی او به وجود آمده برای او عارض شده. مثلا بعد از آنکه مالک چیزی شده یا امتیازی در زندگی اجتماعی به دست آورده، در صدد این برآمده که دارائی و امتیاز خود را بعد از مرگ برای فرزند خود به ارث بگذارد و از این طریق نا خودآگاه به خود تلقین نموده و خود را دل خوش ساخته که بعد از مرگش فرزندش به نحوی به حیات و امتیازات او ادامه می دهد. ترجیح پسر بر دختر هم به همین دلیل بوده که او را جانشین خود دانسته و زندگی او بعد از خود را ادامه زندگی خود پنداشته است. به خلاف دختر که زندگیش ادامه زندگی پدر به حساب نمی آید و فرزندان او فرزندان شخص دیگری به حساب می آیند.

صرف نظر از ژن شناسی از راه مطالعه در بازی های سنین کودکی دختران و پسران نیز ممکن است قرائن و شواهدی برای این امر به دست آید. چون دختران در بسیاری بازی ها علاقه به نقش مادری از خود بروز می دهند با اینکه پسران علاقه ای به داشتن نقش پدری از خود بروز نمی دهند. البته این تفاوت در این زمان به دلیل اسباب بازی های جدید کمرنگ شده و واضح مشاهده نمی شود. ولی من شخصا خاطراتی از دوران کودکی در این زمینه به یاد دارم و تفاوت بازی های دختران و پسران را مشاهده کرده ام. دختران غیر از بازی های مشترکی که با پسر ها داشتند بازی های مخصوص خود را هم داشتند ولی بازی های خاص خود را که نقش مادری در آن به اجرا می گذاشتند در جائی دور از چشم پسران انجام می دادند. چون پسران آن گونه بازی ها را مسخره می کردند و مزاحم آنها می شدند. و من چون مزاحم آنها نمی شدم می توانستم آن بازی ها را ببینم.

آنچه در حیوانات مشاهده می شود:

خروس ها برای تصاحب یک مرغ با هم می جنگند ولی بعد از پایان دوره تخم گذاری خروس مرغ را به حال خود رها می کند و فقط مرغ است که روی تخم ها می خوابد تا جوجه ها از تخم خارج شوند و بعد هم خود مرغ جوجه ها را نگه داری می کند تا بزرگ شوند و خروس هیچ کاری برای جوجه ها نمی کند و حتی در برابر مهاجمان از آنها دفاع نمی کند.بز نر خود را رئیس گله نشان می دهد و هنگام برگشتن به ده با تبختر خاصی جلو گله راه می رود و نمی گذارد بز نر یا ماده ای در طرف راست یا چپ او راه برود. در بین سایر حیوانات اهلی چون نرها آزاد نیستند و به کار گرفته می شوند این وضعیت مشخص نمی شود.وقتی به لانه گنجشک نزدیک می شدیم گنجشک نر و ماده هر دو برای دفاع از تخم ها و جوجه های خود نزدیک می آمدند و غیغ و ویغ می کردند.

به طور کلی در اکثر حیوانات مادر از بچه ها نگه داری می کند و در مواردی هم نر و ماده هر دومشترکا به نگهداری بچه ها می پردازند. به طوری که در یک فیلم مستند مشاهده کرده ام یک نوع پرنده در انگلستان وجود دارد که ماده در زمان تخم گذاریبا نر زندگی می کند و بعد از پایان دوره تخم گذاری تخم ها را به او می سپارد تا روی آنها بخوابد و بعد از بیرون آمدن جوجه ها به آنها غذا بدهد و آنها را بزرگ نماید و خود به سراغ نر دیگری می رود و با او هم همین رفتار را تکرار می کند و بعد به سراغ نر دیگری می رود. این پرنده ماده هیچ وقت جوجه های خود را نمی بیند یا نمی شناسد.

برفرض صحت چنین فرضیه ای چه گونه پدر به عضویت خانواده پذیرفته شده و در چه زمانی خانواده به صورت پدر سالاری درآمده؟ میتوان چنین حدس زد که یک مادر با هوش برای اینکه بتواند از نیروی مرد در تهیه غذا برای اولاد خود استفاده کند و در برابر درندگان از آنها محافظت نماید در صدد این برآمده که مرد را به استخدام خود درآورد و راه چاره را این دیده که به مرد نزدیک شود و به او محبت کند و خود را به او اختصاص دهد و به او بقبولاند که مال او و متعلق به اوست و به بچه خود هم بفهماند که آن مرد پدر اوست و کلمه پدر یا مشابه آن را بر زبان او بگذارد و بچه تدریجا به گفتن پدر عادت کند و به دنبال او راه برود و از این طریق پدر را سر غیرت آورده که سرپرستی و مسؤلیت خانواده را به عهده بگیرد. تدریجا زن های دیگری هم به همین روش به شکار مردان دیگری پرداخته و کم کم و در طول صد ها و هزاران سال این روش در بین همه اقوام جا افتاده و تدریجا زندگی خانوادگی بشر منجر به مرد سالاری شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست