1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. فقه و احکام
  6. /
  7. آیا عده بر زن مطلقه ای که به تشخیص پزشکی حامله نباشد واجب است؟

آیا عده بر زن مطلقه ای که به تشخیص پزشکی حامله نباشد واجب است؟

 مسلم است که احکام و حقوقی که در شریعت اسلام برای زن وضع شده در زمان خودش بهترین گزینه و بسیار ارزشمند و متعالی بوده. بلکه جهشی بوده در جهت پیشرفت قوانین و حقوق جامعه بشری و باعث تعالی و ترفیع مقام زن در جامعه. به خصوص در شبه جزیره عرب در آن زمان. و مسلما بخش هائی از آن تا آن تاریخ در قوانین بشری و ادیان و شرایع سابق وجود نداشته است.

 

و باز قابل انکار نیست که در فقه اسلام حقوق زن نسبت به حقوق مرد در درجه پائین تری قرار گرفته. همان طور که در آیه ۲۲۸ سوره بقره بعد از بیان بعضی از حقوق زن می‌فرماید{..وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌُ..} ” و زنان نیز حقوقی دارند مانند همان حقوقی که برای مردان بر عهده دارند، ولی مردان بر آنها برتری دارند” و در مجموع همان طور که قرآن کریم می‌فرماید: { الرّجال قوّامون علی النّساء} ” مردها بر زنها قیمومیت و سرپرستی دارند” (آیه ۳۴ سوره نساء) ، در فقه اسلام در اکثر قوانین و حقوق مربوط به خانواده جنبه “مرد سالاری” در نظر گرفته شده.

مرد سالاری در آن زمان نه تنها عیب نبوده بلکه با توجه به شرائط آن زمان به خصوص در شبه جزیره عربستان از لحاظ اقتصادی و امنیتی و فرهنگی کاملا مناسب بلکه لازم بوده و امنیت و رفاه خانواده بدون آن میسر نمی‌شده. بررسی کامل شرائط اجتماعی آن زمان و مقایسه آن با شرائط اجتماعی عصر حاضر برای کسانی که درتاریخ مطالعات کافی ندارند نیاز به بحث بیشتری دارد که در این مقاله نمی گنجد.

بنا بر این، بحث بر سر این که حقوق و احکام اسلام نسبت به زن چون اساسا مبتنی بر مرد سالاری است غیر عادلانه است، بدون در نظر گرفتن شرائط اجتماعی و اقتصادی و امنیتی صدر اسلام، بحثی غیر منطقی است، و نتیجه‌ای هم بر آن مترتب نمی‌شود.

مگر از دیدگاه کسانی که کاملا از اسلام مأیوسند و امیدی به انطباق احکام آن با شرائط حاضر ندارند و در صدد جایگزینی احکام عرفی مبتنی بر ارزش های مورد پسند عصر حاضر به جای احکام اسلامند. ولی ما از اسلام مأیوس نیستیم بلکه ارزش‌ها و مبانی حقوق و احکام اسلام را انعطاف پذیر و قابل انطباق با واقعیت‌ها در همه شرائط اجتماعی و اقلیمی می‌دانیم و همه نواقص و کمبود‌ها را ناشی از سوء برداشت‌ها و کوته‌نظری‌های متولیان و کهنه پرستان و مدعیان حفاظت از مذهب می‌دانیم.

نه فتوای قطعی نه تقلید محض:

همان طور که در اصل اول از مبانی فقهی بیان شد روش من در طرح مسائل فقهی در این سایت روش اهل فتوی نیست که مسؤلیت عمل بر طبق نظرات مطرح شده را به عهده بگیرم و عمل به آنها را به اصطلاح “مُبرِِء ذمّه” و برای اداء تکلیف کافی بدانم. بلکه با روش متعارف در عصر حاضر که عده‌ای صاحب فتوی باشند و سایر مردم به طور کور‌کورانه و بدون هیچ گونه تحقیق و مطالعه‌ای از آنها تقلید نمایند و تمام مسئولیت را به گردن صاحب فتوی بیندازند، موافق نیستم و آن را به طور مطلق و برای همه صحیح نمی‌دانم. مگر در مواردی که مکلف هیچ راهی برای تحقیق نداشته باشد. این روش موجودِ در عصر حاضر، در طول تاریخ و در اثر حوادث و تحولات گوناگون و به دلیل نا‌بسامانی و عدم مدیریت صحیح در علوم اسلامی به خصوص در علم فقه و اصول پیش آمده که باعث شده مباحث و فرضیه‌ها و جزئیات بسیار گسترده و گمراه کننده‌ای وارد علوم اسلامی شود و به مرور زمان با آنها ترکیب شده و جزئی از آنها شود و علوم اسلامی را تدریجا به صورت باتلاقی در آورد که حتی متخصصین و حرفه‌ای‌ها هم غالبا دست و پای خود را در آن گم می‌کنند و در آن غرق می‌شوند و نمی‌توانند احکامی که تامین کننده اهداف اسلام باشد را از لابلای آن همه مطالب متفرقه و پریشان کننده و مطالب و خصوصیاتی که مربوط به شرائط اقلیمی و زمانی و مکانی صدر اسلام بوده بیرون کشند و به جهان اسلام ارائه دهند.

بلکه روش من این است که مسائل را با مقداری از ادله اصلی و اساسی آن، بدون خوض در مباحث جزئی مفصل و غیر مفید مطرح نمایم. البته ادله‌ای که برای افراد غیر حرفه‌ای و غیر متخصص هم که تا حدودی با تحقیق و مبانی آن آشنا باشند قابل استفاده باشد. همان طور که در صدر اسلام نیز چنین بوده.

منظور از عده چیست؟

منظور از عده در فقه اسلام مدت معینی است که زن بعد ار طلاق یا مرگ شوهر باید از ازدواج خود داری نماید.

مدت عده طلاق در ازدواج دائم سه بار عادت ماهیانه یا سه ماه است و در ازدواج موقت دو بار عادت ماهیانه یا ۴۵ روز است. وجوب نگه‌داری عده بر زن مطلقه سه شرط دارد. اول این که به سن بلوغ رسیده باشد. دوم این که شوهر با او نزدیکی کرده باشد. سوم این که یائسه نشده باشد یعنی عادت ماهیانه اش در اثر بزرگ سالی که معمولا بین ۵۵ تا ۶۰ سالگی است قطع نشده باشد.

بنا براین عده بر دختر مطلّقه‌ای که به سن بلوغ نرسیده و عادت ماهانه‌اش به جریان نیفتاده باشد و زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده باشد و زن یائسه‌ای که در اثر بزرگ‌سالی عادت ماهانه‌اش قطع شده و احتمال حامله شدنش در بین نباشد، واجب نیست و اینها بلافاصله بعد از طلاق می‌توانند با مرد دیگری ازدواج نمایند.

دو آیه مربوط به عده طلاق

۱-{ وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ }” وقتی زن‌ها طلاق داده شدند تا سه بار عادت ماهانه ، باید از ازدواج خود‌داری نمایند و اگر خدا بچه‌ای در رحم آنها آفریده نباید آن را کتمان نمایند و به پدرش نگویند، اگر به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند. و شوهران آنها حق دارند آنها را به زوجیت خود برگردانند( در طلاق رجعی). اگر بخواهند با هم سازش نمایند- نه اینکه شوهر بخواهد به زن آزار برساند- و زنان هم مانند حقوقی که مردان بر آنها دارند، حقوقی دارند. ولی مردان بر آنها برتری دارند. و خدا عزیز و حکیم است.” (آیه ۲۲۸ سوره بقره)

۲- { وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ، وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا } ” زن‌هائی که در اثر بزرگ سالی از عادت ماهانه مأیوس شده‌اند، اگر احتمال دادید که حامله شده باشند، عده آنها – به جای سه بار عادت ماهانه – سه ماه است. و همین طور زن‌هائی که عادت نمی‌شوند. و زن های حامله آخرین روز عده‌شان وقتی است که وضع حمل نمایند. و هر که از خدا بپرهیزد خدا راه آسانی برای او قرار می‌دهد” (آیه ۴ سوره طلاق)

در آیه اول مدت عده سه، مرتبه عادت ماهانه تعیین شده و در آیه دوم سه ماه.” البته ماه قمری” و هر دو به یک معنی باز می‌گردد چون زن‌ها معمولا در هر ماه یک بار دچار عادت زنانه می‌شوند.

مدرک این که مدت عده در ازدواج موقت در صورت پایان مدت یا بخشیدن بقیه آن از طرف شوهر، دو بار عادت ماهیانه یا ۴۵ روز است، در قرآن بیان نشده و این فتوی مستند به حدیث است.

عادت ماهانه چیست؟

زن جوانی که به سن بلوغ رسیده تا زمانی که یائسه نشده باشد هر ماه یک بار آماده حمل می‌شود. یعنی عادتا ماهی یک نطفه و گاهی بیشتر در رحم او منعقد می‌شود و تا چند روز منتظر نطفه مرد می‌ماند و اگر در این چند روز نطفه مرد به آن برسد ممکن است منعقد ‌شود و زن حامله ‌شود. و اگر نطفه مرد به آن نرسد یا به دلیل دیگری منعقد نشود فاسد می‌شود و به واسطه خونی که حیض نامیده می‌شود در ظرف چند روز از رحم خارج می‌شود. و چون این حالت معمولا هر ماه یک بار پیش می‌آید به آن عادت ماهانه گفته می‌شود. و وقتی زن حامله شود عادت ماهانه نمی‌بیند. و لذا عادت ماهانه دلیل بر عدم حمل است. حتی یک بار آن. و مقید نمودن عده، به سه بار عادت ماهانه، برای واضح شدن هر چه بیشتر عدم حمل است.

آیه عده وفات

{ وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ }” کسانی که از شما بمیرند و همسرانی به جا گذارند، همسران آنها باید تا چهار ماه و ده روز از ازدواج با شخص دیگری خود‌داری نمایند. و وقتی به پایان عده خود برسند بر شما اعتراضی نیست که آنها به طور شایسته‌ای در باره خود تصمیم بگیرند. و خدا به آنچه انجام می‌دهید با خبر است” (آیه ۲۳۴ سوره بقره)

در عده وفات مضافا بر حرمت ازدواج در مدت عده، زن وظیفه دیگری نیز بر عهده دارد که اصطلاحا به آن حِداد میگویند که نوعی حالت عزا به خود گرفتن است و زن در این مدت باید عزادار بماند. یعنی آرایش نکند و لباسی که زینت به حساب آید نپوشد و از عطر زدن خود داری نماید.

علت، حکمت و فائده عده طلاق

برای وجوب نگه‌داری عده طلاق و منع زن مطلقه از ازدواج با شخص دیگر در این مدت، سه علت قابل تصور است:۱- جلو گیری از مشتبه شدن پدر بچه. ۲- تأکید بیشتر بر حفظ عفت زن و تربیت او که بلافاصله بعد از جدائی از یک مرد با مرد دیگری نخوابد. ۳- تأکید بر حفظ بیشتر حرمت مرد و قیم بودن او.

احتمال اول:

مسلم است که علت اصلی وجوب عده بر زن مطلقه جلو گیری از اختلاط میاه است که در صورت حامله بودن از شوهر اول حمل او مشخص شود و بعد از یقین به عدم حمل از او، بتواند با مرد دیگری ازدواج نماید. تا در صورت حامله شدن از شوهر دوم تردیدی پیش نیاید که نطفه از او است نه شوهر اول. چون اگر بعد از طلاق بلافاصله با شخص دیگری از دواج نماید و در خلال همین مدت حامله شود پدر بچه مشتبه می‌شود و معلوم نمی‌شود که بچه از شوهر اول است یا شوهر دوم و باعث نزاع و اختلاف می‌شود و نسب‌ها و ارث‌ها ناشناخته می‌شود و آشفتگی های فراوان و متعددی به بار می‌آورد.

دلیل قطعی نقش این علت در وجوب عده طلاق این است که این عده بر زوجه غیر بالغه و زوجه یائسه و زوجه‌ای که شوهر با او آمیزش نکرده واجب نیست. یعنی اگر ولی دختری او را به عقد کسی در آورد و آن شخص با اینکه آمیزش با دختر غیر بالغه جایز نیست با او آمیزش نماید و بعد او را طلاق دهد، آن دختر بدون نگه داشتن عده بلافاصله می‌تواند با شخص دیگری ازدواج نماید و اگر آن شخص هم بعد از آمیزش با او و پیش از رسیدن او به سن بلوغ او را طلاق دهد باز هم می‌تواند بلافاصله با شخص سومی ازدواج نماید و همین طور تا پیش از رسیدن به سن بلوغ.

و همین طور زن یائسه اگر مطلّقه شود بلافاصله و بدون نگه داری عده می‌تواند با شخص دیگری ازدواج نماید حتی در صورتی که شوهر با او نزدیکی کرده باشد و اگر شوهر دوم هم با او آمیزش نموده و بعد او را طلاق دهد باز هم آن زن می‌تواند بلافاصله با شخص سومی ازدواج نماید.

به عبارت دیگر از اینکه عده بر زن غیر بالغه و زن یائسه و زنی که شوهر با او آمیزش نکرده واجب نیست به خوبی استفاده می‌شود که علت وجوب عده جلوگیری از احتمال اختلاط نطفه است که آنهم فقط در صورت احتمال حامله بودن زن پیش می‌آید و در صورت قطع به عدم حمل احتمال چنین اختلاطی وجود ندارد.

بنا بر این در عصر حاضر که حاملگی به وسیله آزمایش و معاینه به آسانی قابل تشخیص است و از طریق آزمایش خون بچه و به دست آوردن ژِِن او ، پدر او هم قابل شناسائی است و احتمال اختلاط نطفه و مشتبه شدن پدر بچه به هیچ وجه مطرح نیست، علت وجوب عده به کلی منتفی است و حکمی که علت آن به طور قطع معلوم باشد، در صورت قطع به عدم وجود علت آن،منتفی است.

و همین طور به احتمال قوی آمیزش جنسی با وسیله‌ای که مانع ورود نطفه مرد به رحم زن شو، در حکم عدم آمیزش است و می‌توان گفت چنین زنی مانند زنی که شوهر با او نزدیکی نکرده باشد نیازی به عده ندارد و بلافاصله بعد از طلاق یا انقطاع مدت (در ازدواج موقت) می‌تواند با مرد دیگری ازدواج نماید.

احتمال دوم و سوم یعنی تاکید بر عفت زن و حرمت مرد:

اما احتمال اینکه جلوگیری از اختلاط نطفه یکی از علت‌ها باشد و هر کدام از تاکید بر حفظ عفت زن، و تاکید بر حفظ حرمت مرد و قیم بودن او هم، یک یا دو علت دیگر باشند، که در این صورت حتی در صورت قطع به عدم حمل هم عده واجب می‌شود، احتمالی است ضعیف که با توجه به عدم وجوب عده بر زن غیر بالغه و زن یائسه بر طرف می‌شود چون اگر تاکید بر حفظ عفت زن و حفظ حرمت مرد هم علت وجوب عده بودند، نباید وجوب عده از اینها برداشته شود. مضافا بر اینکه دختر غیر بالغه نیاز بیشتری به تربیت و تاکید بر حفظ عفت دارد که به ارتباط با مردان متعدد عادت نکند.

علت، حکمت و فائده عِدّه وفات:

آیه عده وفات مطلق است یعنی هیچ قیدی برای زنی که شوهرش مرده و باید عده وفات نگه دارد بیان نشده هر چند که ممکن است گفته شود انصراف به غالب دارد یعنی زن بالغه‌ و غیر یائسه‌ای که شوهر با او نزدیکی کرده باشد. ولی در فتوا‌ها به صراحت گفته‌اند هر زنی که شوهرش می‌میرد باید عده نگه دارد. حتی دختر غیر بالغه و زنی که شوهر با او نزدیکی نکرده و زن یائسه و حتی زنی که او را غائبانه برای مردی عقد کرده باشند و او پیش از آنکه آن زن را ببیند مرده باشد.

واضح است که علت وجوب عده وفات بر همه این زن‌ها به خصوص با توجه به وجوب حِداد، تنها جلوگیری از اختلاط نطفه‌ها و مشخص شدن پدر بچه نیست چون در بعضی از این موارد احتمال حمل وجود ندارد و از طرف دیگر، اگر این عده فقط برای کشف حمل بود نیاز به چهار ماه و ده روز نبود بلکه مانند عده طلاق به سه ماه اکتفا می‌شد. بنا بر این، علت دیگر وجوب این عده با این خصوصیات تاکید بر حفظ موقعیت و قیّم بودن مرد بر خانواده و به اصطلاح حالا، “مرد سالاری” است که در آن زمان یک ضرورت بوده، و چون در عصر حاضر به دلیل تغییرات مهمی که در وضعیت اقتصادی و تربیتی و امنیتی خانواده‌ها پیش آمده و شبهه حمل هم با آزمایش پزشکی برطرف می‌شود ، ممکن است کسی بگوید هدف شارع مقدس که عبارت از تامین امنیت برای خانواده باشد از طریق دیگری محقق شده و دیگر نیازی به مرد سالاری نیست که لازم باشد از طریق وجوب نگه داری عده تقویت شود.

دلیل دیگر این مطلب، که علت عمده وجوب عده وفات، مضافا بر کشف حمل، تاکید بر “مرد سالاری” است، این است که حِداد یعنی حفظ حالت عزاداری در صورت فوت زن بر مرد واجب نیست و او بعد از وفات همسر فورا می‌تواند با زن دیگری ازدواج نماید.

این یک اظهار نظر و یک پیشنهاد است و منظور از طرح آن، این نیست که کسی مقلد‌وار آن را بپذیرد و به آن عمل نماید. و من مسؤلیت عمل به آن را به عهده نمی‌گیرم و تو ای مخاطب نباید عقل و فهم و دین خود را به من بسپاری که من به جای تو تحقیق و اظهار نظر کنم و تو آن را به کار بندی. بلکه اگر بخواهی به این برداشت‌ها ترتیب اثر بدهی باید شخصا هم به تحقیق در این مسئله بپردازی و در صورت نیاز، و امکان، از دیگران هم کمک بگیری و در صورتی که به این نتیجه برسی و یقین به آن پیدا کنی، به حکم عقل و فتوای همه علما می‌توانی به یقین خود عمل کنی. چون “یقین هر کس برای خود او حجت است” و در مسئله یقینی نیازی به تقلید نیست.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست