1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. فقه و احکام
  6. /
  7. ادله نجاست کافر نا تمام است

ادله نجاست کافر نا تمام است

 از اوائل دهه ۱۳۴۰ به درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله میرزا باقر زنجانی می‌رفتم. ایشان از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی بود و از نظر علمی در سطح مراجع آن زمان یعنی آیت الله حکیم و آیت الله خوئی و سایرین بود. ولی در صدد مرجعیت و ریاست بر نیامده بود و مقدمات آن را فراهم نساخته بود. در نجف عده ای از علما به همین وضعیت بودند. حتی به طوری که گفته می‌شد بعضی از آنها از نظر علمی بالا تر از مراجع بودند. چون مرجعیت تنها به دلیل اشتهار به علم و اجتهاد و تقوی نیست بلکه رسیدگی به مقام مرجعیت عمدتا بستگی به سلیقه و مدیریت و روابط اجتماعی خود شخص دارد که چگونه افراد را جذب نماید و امکانات مالی و موقعیت اجتماعی به دست آورد و بر شهرت و مقبولیت خود بیفزاید و تدریجا به طلاب حوزه شهریه بدهد و مضافا بر اینها شرائط و اوضاع اجتماعی و سیاسی نیز ,  به طور اتفاقی یا با هماهنگی نا محسوسی زمینه و شرائط پیشرفت و موفقیت او را فراهم سازد و به قول معروف بخت با او یار شود و تیرش به هدف بخورد. مرحوم میرزا باقر زنجانی و بعضی دیگر از علمای آن زمان در نجف. اهل این کارها نبودند . و شاید استعداد و توانائی چنین فعالیت‌هائی نداشتند.  

 

تعریف درس خارج:

درس خارج یعنی درسی که مقید به متن کتاب درسی نباشد. در مقابل درس سطح که به معنی تدریس  متن و توضیح عبارت چند کتاب در علم اصول و علم فقه است. مانند شرح لمعه نوشته شهید ثانی و رسائل و مکاسب از شیخ انصاری و کفایة الاصول از آخوند خراسانی. درس خارج بعد از خواندن این کتاب‌ها شروع می‌شود. که استاد به تحقیق و مطالعه پیرامون مسئله مورد نظر، در کتب مربوطه می پردازد و نتیجه آن را برای شاگردان تدریس می‌کند. به این ترتیب که اول مسئله را مطرح می‌کند و به نقل اقوال علمای گذشته در باره آن می‌پردازد و بعد به بررسی ادله و نقد آنها می‌پردازد و در نهایت نظر و فتوای خود را بیان می‌نماید که معمولا نظر یکی از علمای مشهور گذشته انتخاب می‌‌شود و بسیار کم اتفاق می‌افتد که کسی از دایره فتاوای گذشتکان خارج شود.

درس خارج، کلاس بندی ندارد یعنی کسانی که چند سال سابقه درس خارج دارند و مجتهد یا قریب الاجتهادند با کسانی که برای اولین بار در درس خارج شرکت می‌کنند در یک جلسه درس شرکت می‌کنند و هر کس به اندازه توان و استعداد و میل خود به آن می‌پردازد. به همین دلیل بود که من در ابتدای شروع به درس خارج با مرحوم سید محمد نوری و مرحوم سید مرتضی نجومی کرمانشاهی و آیت الله راستی با هم به درس خارج مرحوم میرزا باقر زنجانی می‌رفتیم.با اینکه آقای راستی استاد من در کتاب‌های سطح بود یعنی متن کتاب‌های شرح لمعه و رسائل و مکاسب و کفایه را نزد ایشان خوانده بودم.

بحث نجاست کافر:

مرحوم میرزا باقر که درس خارج فقه را به ترتیب کتاب عروة الوثقی تالیف مرحوم سید محمد کاظم یزدی  شروع کرده بود، وقتی به مسئله نجاست کافر رسید حدود یک هفته به بررسی و نقد ادله آن پرداخت و چون مسئله روز و محل بحث و گفتگو بود به طور مستوفی در باره آن بحث کرد و یک یک ادله آن را مردود دانست و لی بعد از اتمام بحث که همه انتظار داشتند با صراحت به طهارت کافر فتوی دهد به طور عجیبی دچار تحیر شد و رنگش تغییر کرد و زبانش به لکنت افتاد و جرئت فتوی پیدا نکرد و نتوانست بر خلاف قول مشهور فتوی دهد و ظاهرا بنا بر احتیاط گذاشت.بزرگان جلسه درس به اعتراض پرداختند و بحث و انتقاد شدیدی به راه افتاد و ایشان به مخمصه افتاد ولی از موضع خود عدول نکرد.

در آن زمان بعضی فتواها مانند نجاست کافر و حرمت تراشیدن ریش و نجاست مشروبات الکلی و حرمت همه انواع موسیقی که در گذشته مسلم تلقی شده بود مورد شک وتردید قرار گرفته بود ولی کمتر کسی جرئت داشت بر خلاف فتوای مشهور فتوی دهد چون از یک طرف  صاحب فتوی مورد هجوم سنتی‌های متعصب قرار می‌گرفت و از طرف دیگر بزرگان حوزه، هم، از آزادی فکر و فتوی دفاع نمی کردند بلکه بسیاری از آنها نیز با متعصبان هم صدا شده و صاحب فتوی را مورد ملامت قرار می‌دادند که چرا فتوائی بر خلاف فتوای مشهور داده که باعث اختلاف و جنجال در حوزه شده.

 خاطره‌ای از مرحوم آیت الله میرزا باقر زنجانی:

 در آن زمان کنسول گری ایران برای سربازی و امثال آن در باره گواهی تحصیلی استشهادی از ما می‌خواست که دو نفر از اساتید معروف حوزه، امضا و تایید کرده باشند. من هم استشهادی نوشته و بعد از تایید یکی از مراجع آن را برای یک امضای دیگر خدمت ایشان بردم. ایشان ورقه را گرفت و به آن نگاهی انداخت و وقتی دید یک نفر پیش از او امضا کرده گفت من نفر دوم، امضا نمی‌کنم. من که از این برخورد بسیار متعجب و شوکه شده بودم چون بسیار بر خلاف انتظار و برایم غیر قابل توجیه بود چند دقیقه بعد مجددا ورقه را جلو ایشان گذاشتم و خواستم به ایشان عرض کنم که امضای دوم با امضای اول هیچ فرقی ندارد و کلمه اول ودومی هم که در استشهاد نوشته نشده. ولی ایشان به تندی جواب داد و گفت من به عنوان نفر دوم امضای نمی‌کنم.

دلیل چنین برخورد‌هایی از چنین بزرگانی این است که اینها در جامعه حضور عملی ندارند و چه بسا در اثر انزوا و عدم تعامل با مردم دچار بعضی توهمات و حالت‌های خاصی شوند که در اثر آن حالات، بعضی مسائل کوچک را بزرگ ببینند که قهرا باعث می‌شود بعضی مسائل بزرگ را کوچک بشمارند یا اصلا نبینند.

اخلاق اجتماعی که شخص بتواند با افرادی که با آنها ارتباط پیدا می کند، رفتار و برخورد مناسبی داشته باشد، چیزی است که از تجربه و ممارست به دست می‌آید آن هم برای اشخاصی که استعداد آن داشته باشند نه از مطالعه و تحقیق و درس خواندن و درس گفتن. همان طور که راننده خوب رانندگی خوب را در حین عمل و کار می‌آموزد نه از مطالعه و کتاب. و همان طور که دیپلومات ماهر دیپلوماسی را در حین عمل و تجربه می‌آموزد نه از مطالعه کتاب‌های سیاسی و روش کار و تاریخ اهل سیاست. به همین دلیل است که دیپلمات‌های معروف و موفق از بین احزاب و جمعیت‌های سیاسی بر می‌خیزند نه از بین اساتید درس سیاست. البته درس و مطالعه تاثیر دارد ولی به هیچ وجه جای تجربه نمی‌گیرد.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست