1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. فقه و احکام
  6. /
  7. ازدواج حضرت محمد (ص) با عایشه

ازدواج حضرت محمد (ص) با عایشه

از جمله چیزهایی که در عصر حاضر عجیب به نظر می‌رسد و منتقدان به اسلام آن را عیب بزرگی به حساب می‌آورند ازدواج حضرت محمد (ص) در سنین پنجاه سالگی با عایشه در سن نه سالگی است.این امر در عرف حقوقی زمان ما حتی در بین مسلمین هم یک امر غیر عادلانه وغیر منصفانه تلقی می‌شود با اینکه طبق فتوای فقها جایز و بلا اشکال است.حتی عقد ازدواج دختر کمتر از نه سال را هم در صورتی که ولی او صلاح بداند جایز می‌دانند حتی در صورتی که شوهر، بزرگ سال باشد.هرچند جواز تصرف را موکول به بعد از نه سال و احراز رشد جسمی او نموده اند.

 

جهت ارئه توضیحاتی پیرامون این مسئله به چند امر اشاره می‌شود:

الف: منشأ عادات ورسوم شبه جزیره عربستان

 عرفیات و عادات جامعه عشایری عربستان قبل از اسلام  برخاسته از روحیات و طبیعت آزاد و مطابق نیاز‌های خاص آن منطقه‌ بوده. به دلیل اینکه نه تحت یک حکومت مرکزی مسلط به سر برده بودند که دستورات پادشاهان ومصوبات دربار آنها به صورت قانون وعرف وعادت آنها در آمده باشد و نه پیامبر و دانشمندی رهبری آنها را به عهده داشته که طبق دستورات آنها عرفیات و آدابی دربین آنها شکل گرفته باشد و به تعبیر قرآن یک ملت امی بوده‌اند.بنا بر این عادات و فرهنگ و مقرارات حقوقی آنها از جمله ،عادات مربوط به ازدواج، بر حسب نیازها و مقتضیات محیط شان پدید آمده و شکل گرفته.در اثر همین وضع ازدواج مرد جوان با زن بزرگ سال وهمینطور ازدواج مرد بزرگ سال با دختر نو جوان در بین آنها بر خاسته از روحیات و نیازها و آزادی‌های خاص جامعه آنجا و یک امر عادی بوده و در نظر آنها قبح و عیبی نداشته است.

 ب: عامل اقتصادی پدید آمدن و شکل گرفتن این گونه عادات

همانطور که  سر پرست خانواده وقتی در اثر حوادث طبیعی مانند خشک سالی و امثال آن یا مرگ یکی از والدین، از تامین خوراک همه فرزندان خود ناتوان می‌شد بعضی از آنها را می فروخت که بتواند بقیه آنها را نجات دهد( که احتمال می‌‌رود همین امر، بذر اولی برده داری را در جامعه بشری پاشیده باشد)، ممکن است به همین دلیل در بعضی مناطق، فقر بعضی خانواده‌ها باعث شده باشد که دختر کودک خود را در برابر مقداری مال به ازدواج یک مرد متمکن در آورد که به وسیله آن بتواند مشکل فقر خود را بر طرف سازد  وچون افراد متمکن هم غالبا بزرگ سال بوده اند این امر منجر به تزویج دختران کوچک به مردان بزرگ سال شده و تدریجا این امر به صورت یک امر عادی در آمده و به سایر مردم سرایت کرده باشد.

ج: عامل اخلاقی و امنیتی توسعه این ازدواج‌ها

به طوری که از شواهد تاریخی به دست می‌آید عامل دیگری هم برای توجیه وتوسعه تزویج دختر نوجوان با مرد بزرگ سال نیز وجود داشته وآن این است که مرد بزرگ سال، هم مسائل زناشوئی وهم مسائل زندگی را تجربه کرده وآموزش دیده و میتواند مانند یک مربی با دختر نوجوان معاشرت نماید و دختر نوجوان هم در زندگی زناشوئی نیاز به مربی دارد به عکس مرد نوجوان که نه در زندگی زناشوئی تجربه دارد و نه در غیر آن بلکه خود نیاز به یک مربی دارد مضافا بر این که بر حسب سنش طبیعتا خشن و کم حوصله و مغروراست.

د- بعضی از شواهد تاریخی مرسوم بودن این گونه ازدواج ها

شاهد اول: نحوه ازدواج حضرت فاطمه (س)

یگی از شواهد تاریخی عادی بودن این گونه ازدواج ها روایتی است که درضمن نقل جریان ازدواج حضرت فاطمه دربعضی کتب تاریخ آمده و آن این است که ابو بکر از او خواستگاری کرده ولی حضرت رسول(ص) موافقت نکرده وبعد هم عمر خواستگاری کرده که به او هم جواب مثبت نداده وبعد یکی از اینها به او می‌گوید چرا او را به ازدواج علی در نمی‌آوری؟ و او در جواب می‌فرماید من از جوانی علی برای دخترم نگرانم. ولی بعد با تزویج او به علی موافقت می‌کند . که اولا این مطلب به خاطر بزرگ سالی ابو بکر و عمر مورد انتقاد قرارنگرفته و ثانیا جوانی علی یک نقطه منفی به حساب آمده.

شاهد دوم: ازدواج عمر با ام کلثوم دختر امام علی وفاطمه(ع)

 از جمله شواهدی که تایید می‌کند ازدواج مرد بزرگ سال با دختر نو جوان در عربستان امری عادی بوده ازدواج عمربن خطاب در سنین پنچاه و چند سالگی با ام‌ کلثوم دختر امام علی وفاطمه(ع) است که ذهبی در کتاب سیر اعلام النبلاء در شرح حال عمر نقل کرده ودو فرزند به نام زید ورقیه را نتیجه این ازدواج دانسته. این ازدواج در کتاب های دیگری هم نقل شده و کسی آن را به خاطر اختلاف در سن بعید ندانسته.

از جمله شواهدی که وقوع این ازدواج را تایید می‌کند روایتی است که در باره عبد الله بن عمر نقل شده که بعد از قتل عثان با امام (ع) بیعت نکرده بود و به قول دیگر بیعت کرده بود ولی از همراهی با او برای سرکوب طلحه و زبیر خود داری کره بود و به همین دلیل امام (ع) به او اجازه نداده بود که به مکه برود(از زمان خلافت عمر بن خظاب رسم بر این بود که بزرگان و مشاهیر صحابه بدون اجازه خلیفه از مدینه خارج نمی‌شدند) که ام کلثوم به عنوان زن پدر او وساطت کرد ونزد پدر خود رفت و گفت این شخص یعنی عبد الله بن عمر فقط اهل عبادت است واهل سیاست وقدرت نیست و از ناحیه او خطری متوجه شما نیست که امام (ع) هم، وساطت دختر خود را پذیرفت و اجازه داد که عبد الله به مکه برود.

روایت دیگری که این ازدواج را تایید می‌کند روایتی است که در ضمن تاریخ جنگ جمل نقل شده که وقتی امام (ع) برای سرکوب شورشیان بصره به آنجا می‌رفت در بین راه در محلی به نام ذی قار متوقف شده بود که سپاهی از کوفه برای یاری او به او ملحق شود و عایشه طی نامه‌ای این جریان را به حفصه خبر داده و نوشته بود که علی از روی ترس جرئت ندارد به بصره نزدیک شود و حفصه جمله‌ای از آن نامه را که متضمن استهزاء به علی (ع) بوده به صورت شعر در آورده وکنیزان او آن شعر را از روی خوشحالی به صورت سرود در مجلس می‌خوانده‌اند که ام‌کلثوم با صورت پوشیده وارد آن مجلس می‌شود و در اثناء آن سرود صورت خود را به حفصه نشان می‌دهد و او شرمنده شده و تعهد می‌کند که این امر دیگر تکرار نشود.به طوری که مورخین نوشته‌اند این برخورد ام کلثوم با حفصه و شرمنده شدن او هم به این دلیل بوده که او زن پدرحفصه بوده است.

ه- مبنای ازدواج حضرت محمد(ص) با عایشه

عقد ازدواج حضرت محمد (ص) با عایشه قبل از هجرت در مکه بر اساس عادات و رسوم آنجا در آن وقت انجام شده و تا آن زمان اسلام احکام خاصی برای ازدواج نیاوده بود بنا بر این، این ازدواج برحسب عادات و رسوم رائج در منطقه انجام گرفته وامری نیست که اسلام آن را تاسیس و  ابداع کرده باشد که بشود آن را نقصی برای اسلام به حساب آورد و به پای او نوشت.

نهایت امر این است که گفته شود جواز این امر از احکام امضائی اسلام است ولی همه احکام امضائی اسلام به این معنی نیست که اسلام آنها را مطرح و صراحتا تایید کرده باشد بلکه از کنار بسیاری ازآنها گذشته و متعرض آنها نشده و حد اکثر این است که با آنها مماشات و سازش کرده باشد. مانند مسئله برده داری که اسلام آن را رد نکرده و با آن در گیر نشده با اینکه واضح است که برده داری با روح اسلام سازگار نبوده وبه طورغیرمستقیم شرائط قلع و قمع آن را فراهم ساخته است. همانطور که در کتب مربوطه در باره آن بحث شده است.

و به احتمال زیاد پیابر اسلام فرصت کافی و شرائط مساعد برای ریشه کن کردن همه عادات نا مطلوب سابق به دست نیاورده همانطور که فرصت کافی برای تثبیت کامل خلافت امام علی (ع) هم به دست نیاورد.

ظاهرا حدیث منقول که حضرت رسول(ص) خطاب به عایشه فرموده:( لولا قومک حدیثوعهد بالاسلام{ الجاهلیه} لهدمت الکعبه و جعلت لها بابین) یعنی اگر قوم تو تازه عهد به اسلام{یا جاهلیت} نبودند کعبه را خراب می‌کردم و برای آن، دو در قرار می دادم.و همینطور کلام علی(ع) که برحسب حکمت شماره ۲۷۲  نهج البلاغه فرموده:(لو قد استوت قدمای من هذه المداحض لغیرت اشیاء) یعنی اگر پاهایم در این شرائط لغزنده تثبیت شود جیزهائی را تغییر خواهم داد، از همین باب باشد یعنی شرائط تغییر بعضی از عادات سابق هنوز فراهم نشده بوده.

و به طور کلی در پاسخ به انتقادات به احکام امضائی اسلام که اسلام آنها را تاسیس نکرده و صراحتا هم مطرح و تایید نکرده بلکه به طور ضمنی و غیر مستقیم و با اغماض آنها را پذیرفته می توان گفت که اگر نقص و عیبی داشته باشند، نباید نقص و عیب آنها به پای اسلام نوشته شود و ممکن است از نظر فقهی هم راهی برای اصلاح و تعدیل این گونه احکام وجود داشته.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست