1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. انقلاب اسلامی ایران و عوامل و زمینۀ آن

انقلاب اسلامی ایران و عوامل و زمینۀ آن

 شکوه و عظمت و عمق تاثیر و وسعت شعاع این انقلاب بعد از سی و چند سال که از آن می‌گذرد هنوز در فضای جهان طنین افكن است و نیازی به تمجید و مدیحه سرائی ندارد. انقلابی که نه تنها شیعیان جهان بلکه اکثر مسلمین جهان و حتی همه عدالت خواهان جهان را خرسند و امیدوار ساخت. و ظاهرا تنها انقلابی بود که هم در بین هواداران قطب شرق اثر گذاشت و هم در بین هواداران قطب غرب. با اینکه تصور عمومی در آن زمان این بود که هر انقلاب یا باید وابسته به شرق باشد یا وابسته به غرب. و این انقلاب اسلامی ایران بود که این فضای فکری و فرهنگی و سیاسی مسلط برجهان را تغییر داد و فضای جدیدی به روی آن گشود.

 

یکی از برکات عظیم و ویژگی‌های خاص این انقلاب، این بود که قدرت سومی را به رخ دو قدرت بزرگ آن زمان جهان کشید که اگر کمی بهتر از این مدیریت شده بود و پیشروان آن انسجام بین خود را حفظ کرده و به جای تکیه بر موارد اختلاف بر مواضع اشتراک بین خود تکیه کرده بودند در بین مسلمین محبوبیت بیشتری پیدا می‌کرد و واقعا تبدیل به یک قدرت سوم در جهان می‌شد. ولی افسوس که اختلاف مانند همیشه کار خود را کرد و کانون آن هنوز هم فعال است و می‌تازد و می‌کوبد. ولی در هر صورت این قیام باید به پیروزی میرسید و ما باورها و ادعاهای دیرینۀ خود را در مقام عمل به تجربه میگذاشتیم و به نقاط قوت و ضعف خود پی میبردیم و در صدد باز سازی خود بر میآمدیم.

یکی دیگر از آثار با برکت این انقلاب که نتایج آن در دراز مدت به دست می‌آید، این است که فقه و فرهنگ و ساختار حقوقی اسلام به خصوص فقه شیعه را در برابر فلسفه و حقوق جهانی قرن بیستم و بیست ویکم به تجربه گذاشت و برای تقابل به فعالیت واداشت و باعث شد که فقه و فقها تکانی به خود بدهند و ادعاها و اندوخته‌های خود را بیازمایند و در نقاط قوت و ضعف خود دقت نمایند و باشد که ترس و واهمه را کنار بگذارند و از حالت شبه تقلید در آمده و اجتهاد را واقعا زنده نمایند و به آرزوی دیرینه علاقه‌مندان به اسلام جامه عمل بپوشانند و باشد که درخت پر برکت اسلام و مکتب اهل بیت هر چه بیشتر شکوفا و پیروان خود را از عقب افتادگی نجات دهد.

عوامل و زمینۀ این انقلاب:

انقلاب اسلامی ایران در عین حال که با سایر انقلاب ها زمینه ها و عوامل مشترک دارد خود نیز عوامل و زمینۀ خاصی دارد. هر انقلاب هم بعد از پیروزی وقتی به بار می نشیند و به اهداف مورد نظر به وجود آورندگان آن می رسد که عوامل آن به درستی شناخته و تحلیل و تفسیر شود و برای تحقق اهداف آن بر اساس همان عوامل برنامه ریزی و مدیریت شود. ولی اگر بدون شناخت صحیح همۀ عوامل به وجود آورندۀ آن یا با بی توجهی به بعضی از آنها مدیریت شود طبیعی خواهد بود که از مسیر خود منحرف شود و به ضد خود تبدیل شود و سکنجبین باعث صفرای بیشتر شود.

بنا براین، تحلیل و تفسیر و شناخت صحیح عوامل و زمینه های انقلاب در پیشبرد اهداف آن نقش اساسی و سازنده دارد و از طرفی طبیعی است که هر حزب وگروهی بخواهد عوامل انقلاب را بر طبق دیدگاه خود تعریف نماید تا بر اساس آن برنامه های مورد نظر خود را به تصویب برساند ولی در این نوشتار مختصر سعی بر این است که همۀ عوامل انقلاب را مورد توجه قرار دهیم و اگر خود هم سلیقه و مذاق خاصی داشته باشیم از تکیه بر آن صرف نظر کنیم.

۱- استقلال روحانیت شیعه از حاکمان و تقسیم کار بین آنها:

همان طور که امامان شیعه در عین نوعی ارتباط با خلفای اموی و عباسی و حتی در یافت مستمری و مساعدت از آنها وابسته به آنها نبوده بلکه مستقل بوده‌اند، محدثین و علمای شیعه هم مستقل از حکومت‌ها بوده‌اند. هر چند در اوقاتی که وزیر خلیفه، شیعه بوده، بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفته و بعضی از آنها به مقامات رسمی منصوب می‌شده‌اند. بعد از انقراض خلافت عباسی که حکومتشان اسلامی محسوب می‌شد و قرار گرفتن حکومت در دست پادشاهان و امرا که حکومتشان پوشش مذهبی نداشت، روحانیت شیعه استقلال بیشتری یافت و کار‌های اجتماعی به طور خود کار بین آنها و حاکمان تقسیم شد. به طوری که سپاه و حفظ نظم عمومی و مالیات در دست حاکمان افتاد و قضاوت و امور مذهبی و امور خانوادگی از قبیل ازدواج و طلاق و سرپرستی ایتام و امور اسناد و معاملات در دست روحانیت یا زیر نظر آنها قرار گرفت. این تقسیم کار در قرن‌های متمادی ادامه داشت. ولی در زمان حکومت صفویه که تا حدودی جنبه مذهبی داشت و آنها خود را رقیب خلفای عثمانی ترکیه که نوعی حکومت اسلامی تلقی می‌شد، می‌دانستند، بین آنها و روحانیت شیعه رابطه بیشتری برقرارشد و بعضی از مناصب مذهبی مانند شیخ الاسلامی و قاضی القضاة بودن یعنی سرپرستی قضاة و امامت شهر‌های بزرگ به بعضی از علما واگذار می‌شد. علمای شیعه هم به دلیل رقابت با علمای اهل سنت که تحت پوشش خلافت ترکیه بودند به همکاری با صفویان رضایت داده و این سمت‌ها را پذیرفتند. بعد از انقراض صفویه که جنبه مذهبی پادشاهان به استثنای کریم خان زند و نادر شاه کاهش یافت و پادشاهان و امرا در امور روحانیت کمتر دخالت کردند، مرجعیت علمای شیعه قدرت بیشتری پیدا کرد و این تقسیم کار بیشتر تثبیت شد و پادشاهان در امور مذهبی کمتر دخالت می‌کردند هر چند اینها هم به دلیل رقابت با خلفای عثمانی در ترکیه تا مدتی تهران را دار الخلافه می‌نامیدند و برای تهران امام جمعه منصوب می‌کردند. انتصاب امام جمعه تا آخر دوره پهلوی هم ادامه داشت و امام جمعه رسمی تهران سید حسن امامی تا پیروزی انقلاب بر سمت خود باقی بود و بعد از انقلاب از کشور خارج شد.

چیز دیگری که استقلال و قدرت روحانیت شیعه در طول این مدت را تقویت می‌کرد این بود که بودجه آنها معمولا از طریق اوقاف و وجوه شرعیه تامین می‌شد که در آن زمان دولت دخالتی در اداره آنها نداشت. و حتی می‌توان گفت، روحانیان به دلیل حمایت مردمی نیازی به حاکمان نداشتند با اینکه حاکمان گاهی اوقات برای تقویت پایگاه خود محتاج تایید آنها می‌شدند.

۲- جریان تحریم تنباکو:

از جمله امتیازاتی که در زمان ناصر الدین شاه به انگلیس داده شد امتیاز خرید توتون و تنباکو از کشاورزان ایران و بسته بندی و توزیع آن در داخل و خارج کشور بود که باعث ناراحتی کشاورزان و تجار و کسبه و اعتراض مردم و علما شد و این ناراحتی‌ها به مرحوم میرزای شیرازی مرجع وقت مستقر در سامرا منتقل شد تا اینکه ایشان در جهت مقابله با این امر استفاده از تتون و تنباکو را تحریم و تقاضای لغو این قرار داد کرد و مردم هم اطاعت نموده و از خرید تتون و تنباکو خود داری کردند و ناصر الدین شاه مجبور شد امتیاز مذکور را لغو نموده و به شرکت انگلیسی که برای این کار هزینه کرده بود خسارت بپردازد.

مستند این گونه فتوا‌ها که در رساله‌ها از آن تعبیر به حکم می‌شود نه فتوی، این است که مراجع تقلید مضافا بر اینکه در احکام کلی فتوی می‌دهند که در این زمان در رساله توضیح المسائل و امثال آن نوشته می‌شود، به استناد داشتن نیابت عامه از جانب امامان (ع)، گاهی اوقات در مسائل جاری هم اظهار نظر می‌کنند و احیانا چیزی که به خودی حلال است را بر حسب مصالح وقت تحریم می‌نمایند. و این حق و اختیار برای مجتهد جامع الشرائط متوقف بر ولایت فقیه به معنی داشتن حق حکومت بر مردم نیست و لذا کسانی که به ولایت فقیه به این معنی فتوی نمی‌دهند هم آنرا قبول دارند.

صدور این گونه احکام در مسائل کوچک و بزرگ از سوی علما سابقه دارد و از همین باب است حکم به جهاد در جنگ جهانی که علمای نجف فتوی به وجوب جهاد و حمایت از دولت خلافت عثمانی در ترکیه دادند و قیام مردم جنوب بر علیه انگلیس هم مستند به همین فتوی بود. حکم به ثبوت هلال ماه رمضان و شوال و ذیحجه نیز از همین باب است.

۳- فضای اجتماعی جهان که بعد از انقلاب فرانسه به وجود آمد:

در طول تاریخ، ملت ها برای برکناری پادشاهان یا محدود کردن قدرت مطلقۀ آنها راهی جز خروج و قیام مسلحانه نمی شناختند ولی با پایان یافتن قرون وسطی و در خلال قرون جدید که تحولات گسترده و عمیقی در اروپا و به تبع آن در جهان پدید آمد و ملت ها بیدار شده و به حقوق خود پی برده و در صدد احقاق حقوق خود بر آمدند، به این نتیجه رسیدند که در رأس همۀ حقوق حق جاکمیت است که اگر آن را به دست نیاورند به حقوق دیگر خود نخواهند رسید.

اولین ملتی که برای به دست آوردن این حق خود قیام کرد ملت فرانسه بود که در اثر مبارزات طبقۀ سوم برای متساوی الحقوق شدن با طبقه اشراف، انقلابی در آن کشور به وجود آمد که منتهی به انقراض سلطنت و تدوین قانون اساسی و بر قراری نظام جمهوری شد. در پی این انقلاب سایر ملت های اروپائی نیز پیدار شده وتدریجا انقلاب های دیگری در قارۀ اروپا و به تبع آن در جهان پدید آمد و فضای اجتماعی و سیاسی و حقوقی جدیدی در جهان پا گرفت و انقلاب ها و کودتا های بسیاری اتفاق افتاد. و اکثر قریب به اتفاق کشورها و ملت ها ادعای انقلاب کردند حتی آنهائی که رژیم سلطنتی خود را حفظ کردند.

مهم ترین آثار این فضای اجتماعی و حقوقی:

الف: پایان دورۀ بردگی و آزادی همۀ بردگان در همۀ کشورها.

ب: تأسیس سازمان ملل و مؤ سسات وابستۀ به آن.

ج: منشور بین المللی حقوق بشر:

در پی جنگ جهانی اول ودوم که خسارات جانی و مالی آن بیش از حد تصور بود، منشور بین المللی حقوق بشر پا به عرصه وجود گذاشت که فضای جدیدی در جهان به وجود آورد و بذر آزادی خواهی و احساس شخصیت که خدا در دل همه مستضعفان و تحقیر شدگان شور بخت به ودیعه گذاشته بود تجدید حیات یافت و شکفته شد و شاخ و برگ درآورد و راه تکامل و تعادل و سازندگی خود را در پیش گرفت. باشد که به کمال مطلوب نائل شود.

د: رفع تبعیض نژادی که به استناد آن تغییرات بسیاری در سیاست های جهانی به وجود آمد و به استناد به همان نلسون مندلا پس از مبارزات طولانی موفق شد حکومت مبتنی بر تبعیض نژادی افریقای جنوبی را ساقط نموده و به جای آن حکومتی فرا گیر بر قرار سازد.

هه: پایان دوره استعمار:

در همین فضای نسبتا مثبت و امید وار کننده بود که ده‌ها کشور مستعمره انگلیس، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، هلند و غیر اینها، مستقل شده و هویت خود را باز یافتند و دوران استعمار پس از چند قرن استعمار گری پایان یافت همان طور که حدود دو قرن پیش از آن دوران بردگی نیز به پیش گامی دول غربی پایان یافته بود.

و در همین فضای حقوقی و ملایم بودکه قهرمان بزرگ مشرق، گاندی با استناد به همان حقوقی که در انگلیس خوانده بود موفق شد شبه قاره هند را که چند قرن تحت سلطه انگلیس بود از تحت سلطه آن بیرون آورد. هر چند با کمال تاسف با اصرار بعضی همرزمان خودش که مسلمان بودند و آرزوی ایجاد یک کشور اسلامی نمونه در سر داشتند، آن کشور بزرگ به دو کشور هند و پاکستان یعنی محل زندگی پاک‌ها و مسلمانان تقسیم شد که با توجه به این مطلب که بعد از این تقسیم حدود صد وچهل مسلمان به صورت اقلیت، آن هم به طور پراکنده در هند ماندند خسارات ناشی از این تقسیم به خوبی روشن می‌شود. خسارت دوم ناشی از این تقسیم این بود که پاکستان هم به دو کشور پاکستان و بنگلادش تقسیم شد. خسارت سوم این تقسیم این است که دو کشور هند وپاکستان به مسابقه تسلیحاتی پرداختند و قسمت عمده‌ای از ثروت این دو کشور که قسمت عظیمی از ملت آنها در فقر شدید به سر می‌برند صرف تسلیحات اتمی شد. این بود عاقبت آرزوی تاسیس یک کشور مسلمان ایده‌آل. با اینکه اگر به جای این تقسیم همت خود را صرف توسعه اسلام در آن شبه قاره که اسلام خود به خود هم در آنجا رو به توسعه بود،کرده بودند قویا امید می‌رفت که آن شبه قاره با آن وسعت و با آن جمعیت امروز یک کشور با اکثریت مسلمان باشد.

۴- انقلاب مشروطه ایران:

در باره تاریخ انقلاب مشروطه ایران کتاب‌های متعددی نوشته شده و همه اتفاق نظر دارند که پیشگامان آن روحانیون بوده‌اند. رهبری مبارزه به عهده مرحوم آیت الله طباطبائی و مرحوم آیت الله بهبهانی بوده‌ و مراجع نجف و در رأس آنها مرحوم آیت االله آخوند خراسانی نیز از آن حمایت کرده‌اند. هدف آنها از مشروطه این بوده که حکومت فردی شاه به وسیله مجلس قانون گذاری محدود شود و دولت در باره کارهای خود در برابر مجلس پاسخ گو باشد.

مستند شرعی آنها برای این اقدام خیر خواهی و وجوب امر به معروف ونهی از منکر بوده نه چیز دیگری. ظاهرا دلیل این امر همان بوده که در صفجات پیش متذکر شدیم که در آن زمان بین روحانیت و جکومت نوعی تقسیم کار وجود داشته. امور مذهبی از جمله قضاوت و مسائل خانوادگی و امور معاملات و اسناد توسط روحانیت انجام می‌گرفته. هر چند وزارت عدلیه توسط میرزا حسین خان سپه سالار در زمان ناصر الدین شاه تاسیس شده بود ولی در عین حال این کار‌ها از دست روحانیت خارج نشده بود. مضافا بر این که بودجه روحانیت هم معمولا از طریق اوقاف و وجوه شرعیه تامین می‌شد که در آن زمان در دست دولت نبود و سپاه و نیروی نظامی و حفظ امنیت عمومی و مالیات هم که در دست دولتیان بود مورد علاقۀ روحانیت نبود.

۵- دو قطبی شدن جهان:

بعد از جنگ جهانی اول و دوم که متفقین یعنی روسیه و انگلیس و فرانسه و امریکا پیروز شدند، جهان دو قطبی شد و کشور‌های غربی کاپیتالیسم و در رأس آنها امریکا با شعار دفاع از حقوق بشر و آزادی‌های فردی و اجتماعی در یک صف ایستادند و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی با شعار عدالت خواهی و دفاع از حقوق کار گران و اقشار محروم جامعه در صف مقابل ایستاد. و رقابت بین این دو قطب در مسائل سیاسی و نظامی بالا گرفت و این جریان که جنگ سرد نامیده می‌شود حدود پنجاه سال طول کشید. و به تبع این جریان وسیع، در اکثر کشور‌های جهان بین هواداران این دو قطب و این دو مسلک رقابت و اختلاف ایجاد شد که در اثر آن انقلاب‌ها و کودتا‌های بسیاری در کشور‌های جهان واقع شد. که بعضی از آنها مورد حمایت قطب شرق بودند و بعضی دیگر مورد حمایت قطب غرب. تا اینکه این جنگ سرد به نفع قطب غرب پایان یافت و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از هم پاشید و کشور‌های تحت سلطه آن آزاد شدند و قدرت آن فرو ریخت و جهان یک قطبی شد.

به ذهن من چنین خطور می‌کند که تفکر سوسیالیسم از قلب‌های پاکی نشئت گرفته و شبحی از یک حقیقت بوده که پرتوی از آن در مغز افراد خیر خواهی جرقه زده است و اشتباه اکثر پیروان آن این بوده که خواسته‌اند آن را به وسیله اعمال قدرت و با زور تبلیغات و تحریک اقشار محروم، آن را پیاده نمایند. و به همین دلیل است که تا کنون به نتیجه‌ای نرسیده‌اند. البته این تند روی به طور غیر مستقیم آثار مثبتی هم داشته و آن این است که کاپیتالیسم را وادار به نوعی تعدیل در مواضع خود کرده‌ و از تکبر و خود خواهی سرمایه داران کاسته است.

و به نظر می‌رسد جهان آبستن یک نوع سوسیالیسم معتدل و واقع بینانه باشد که آرام آرام در اثر رشد و توسعه فرهنگ و عدالت خواهی در جامعه در قرن‌های آینده از بطن کاپیتالیسم متولد می شود و جهان به عدالت کامل و جامعه بی طبقه نائل می شود. و باز بعید نیست که در قرن‌های آیندۀ بعد از آن ، بهشت موعود انبیا با هدایت الهی به دست خود بشر در همین کره خاکی تحقق یابد و علم ژن شناسی راز سلامتی و طول عمر بسیار و شاید جاودانگی را کشف نماید و در مراحل بعد است که عمر جهان به پایان می‌رسد. ( کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام )

۶- تولد کشور اسرائیل:

یکی دیگر از تغییرات برخواسته از دو جنگ جهانی این بود که بزرگترین کشور اسلامی آن زمان یعنی ترکیه تجزیه شد و در اثر همان، چند سال بعد، کشور اسرائیل متولد شد که خلاصه جریان آن چنین است:

ترکیه بزرگترین و قدرت‌مندترین کشور اسلامی آن زمان بر قسمت عمده‌ای از شرق اروپا تسلط یافته و اسلام در آن قاره رو به توسعه گذاشته بود و همه آن قاره را تهدید می‌کرد و کشور‌های غرب اروپا برای ضربه زدن به آن و جلوگیری از هجوم آن به سوی غرب، رقیب شرقی آن یعنی صفویه در ایران را تقویت می‌کردند. در اثر جهاد ترکیه در آن زمان بود که امروز ده‌ها ملیون مسلمان در شرق اروپا و از جمله دو کشور مسلمان بسنی و آلبانی در اروپا وجود دارند. و به همین دلیل بود که علمای نجف در جنگ جهانی به حمایت از ترکیه بر خواسته و فتوی به وجوب جهاد و همکاری با آن دادند.

وقتی ترکیه در جنگ جهانی با آلمان متحد شد و شکست خورد همه کشور‌های عربی فعلی که در آن زمان تابع آن بودند از آن جدا و تحت سیطره فاتحان جنگ در آمدند که در وقت تقسیم منطقه فلسطین در اختیار انگلیس قرار گرفت. دولت وقت انگلیس وقتی خواست از آنجا خارج شود آن منطقه را بین فلسطینیان و یهودیان تقسیم کرد. فلسطینیان به این تقسیم رضایت نداده و با یهودیان جنگیدند. یهودیان که آمادگی قبلی داشتند غالب شدند و قسمت دیگری بر خاک خود افزودند و فلسطینی‌های بسیاری آواره شدند و در سال‌های بعد در جنگ‌های متعددی که بین اسرائیل و کشور‌های عربی برای نجات فلسطین در گرفت اسرائیل بر قسمت‌های دیگری از سرزمین فلسطین دست یافت و محدوده خود را بیشتر توسعه داد.

در پی تاسیس کشور اسرائیل و حمایت غرب به خصوص امریکا از آن، ملت عرب و بیشتر مسلمین از امریکا زده شدند به طوری که ستیز با امریکا به صورت یک ارزش در آمد و نشانه غیرت اسلامی و عربی شناخته شد و این امر زمینه انقلابات متعددی را فراهم ساخت که عمدتا متمایل به شرق بودند. از جمله انقلاب مصر به رهبری جمال عبد الناصر و لیبی به رهبری معمر قذافی و عراق و افغانستان و استقلال الجزائر و سوریه. اتحادیه کشور‌های عربی به رهبری جمال عبد الناصر نیز در همین فضا شکل گرفت که یکی از اهداف اصلی آن مقابله با اسرائیل بود که در این جهت نتیجه‌ای در پی نداشت و تاثیر منفی آن این بود که به تعصب عربی در برابر ایرانی دامن زد و نام خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داد که باعث کدورت بین آنها و ایران گردید و زمینه احیای تعصب عربی در عراق و اخراج ایرانیان مقیم آن کشور را فراهم ساخت.

۷- جریان ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد:

وقتی قانون ملی شدن نفت به تصویب مجلس شورای ملی رسید به تقاضای جبهه ملی که متشکل از احزاب متعددی بود شاه با نخست وزیری دکتر مصدق موافقت کرد و مصدق در صدد اجرای قانون نفت بر آمد و به دلیل مسائل مربوطه بین او و شاه اختلاف ایجاد شد و شاه از کشور فرار کرد و در اثر کودتائی که بعدا معلوم شد طراح آن انگلیس و امریکا بوده‌اند در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دکتر مصدق از کار بر کنار و محاکمه و زندانی شد و جبهه ملی سرکوب شدند. به همین دلیل جبهه ملی کینه شاه و انگلیس و امریکا به دل گرفت. و هر چند که جبهه ملی به استثنای نهضت آزادی به آن صورت مذهبی نبودند که از قیام امام خمینی حمایت کنند ولی باعث تضعیف شاه بودند و همین مقدار اشتراک نظر در ایجاد زمینه پیروزی انقلاب نقش مؤثر داشت.

۸- مسئلۀ کاپیتولاسیون:

کاپیتولاسیون یعنی مصونیت قضائی برای هیئت‌های سیاسی هر کشور در کشور مقابل قانونی است بین المللی که در همه کشور‌ها رائج است و چون همگانی و طرفینی است به استقلال هیچ کشوری صدمه وارد نمی‌کند. ولی تعمیم این قانون به کلیه امریکائی هائی که در ایران خدمت می‌کردند بدو ن اینکه متقابلا ایرانی‌ها در امریکا از چنین حقی برخوردار باشند به استقلال ایران صدمه می‌زد و اهانت به آن بود ولی به تقاضای امریکا دولت ایران این قانون را به تصویب رساند و این کار خشم بسیاری را بر انگیخت و باعث نفرت بیشتر مردم از امریکا و دولت ایران شد و مرحوم امام به این مناسبت سخنرانی تندی علیه دولت وشاه ایراد کرد که نوار و چاپ شدۀ آن به طور گسترده‌ای پخش شد و مورد استقبال وسیعی قرار گرفت.

۹- جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی با آن هزینه ها و تشریفات جنون آمیز از جمله آوردن غذای گرم از پاریس و آوردن آتش از آتشکدۀ زردشتیان در هند که همه باعث نفرت بیشتر ملت از دولت شد و در خارج هم باعث تمسخر بیشتر شد.

۱۰ تعویض تقویم و تاریخ هجری اسلامی به تاریخ ساختگی ۲۵۰۰ شاهنشاهی که نشانه پشت کردن کامل به اسلام تلقی شد.

۱۱- استبداد شاه و فساد درباریان از جمله جشن هنر که با مدیریت فرح در شیراز بر گزار می شد با آن برنامه های وقیحانه از جمله جفت گیری خر با انسان و جفت گیری چند نفر با همدیگر به طور همزمان.

 

۲۵ آبان ۱۳۹۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست