1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. اهمیت شکستن دیوار بین ایران و دول بزرگ کمتر از شکستن دیوار برلین نیست

اهمیت شکستن دیوار بین ایران و دول بزرگ کمتر از شکستن دیوار برلین نیست

 انقلاب اسلامی ایران هر چند که با شعار “نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی” پیروز شدو شکل گرفت ولی به دلایل متعددی و بعضا ناخواسته فضای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی آن در کشاکش بین سیاست شرقی و غربی کاملا متعادل و متوازن نماند بلکه با کم و بیش و شاید ندانسته و نخواسته اندکی متمایل به شرق شد. عوامل و ریشه و زمینه این تمایل به چند چیز باز می گردد.

 

۱-کودتای مشترک امریکا و انگلیس برای براندازی نخست وزیری مرحوم دکتر مصدق که نفت را ملی کرده و از دست انگلیس خارج ساخته بود و در برابر دخالت امریکا و انگلیس در مسائل داخلی ایران مقاومت می کرد. براندازی دولت دکتر مصدق که رهبر جبهه ملی بود که از احزاب متعدد تشکیل شده بود همه آن احزاب و پیروان آنها را ناراحت و درد مند کرد. مصدق مورد احترام عموم ملت ایران اعم از مذهبی و غیر مذهبی و روحانی و غیر روحانی بود و به عنوان نماد استقلال کشور شناخته می شد و اسقاط دولت او یک گناه کبیره ای به حساب می آمد. مضافا بر این که بعد از سقوط دولت مصدق شاه با استبداد و دیکتاری کامل به حکومت پرداخت و مخالفین استبداد را سرکوب کرد و چند سال بعد از آن هم قانون کاپیتولاسیون را به تصویب مجلس شورای ملی و سنا رساند که به همه کار مندان و کار شناسان امریکائی که در ایران در جاهای مختلف و به انحاء مختلف مشغول به خدمت بودند مصونیت قضائی می داد که تخلفات و جرائم آنها در ایران قابل پیگرد قانونی نباشد. و این به معنی تسلط امریکائیان بر شهروندان و حتی مقامات ایرانی تلقی شد و همین امر باعث سخنرانی معروف مرحوم امام خمینی بر علیه دولت و شاه در ۱۳۴۲ شد که سرآغازی بود برای قیام در جهت بر اندازی نظام سلطنت و پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی. بنا بر این مبارزه با رژیم سلطنت در حکم مبارزه با امریکا بود که پشتیبان شاه و دشمن اکثریت ملت شناخته شده بود، که مخالف شاه و نظام سلطنت بودند. و بعد از پیروزی انقلاب این نگرانی وجود داشت که امریکا با کودتای دیگری جمهوری اسلامی را براندازد. بنا بر این شعار “مر گ بر امریکا” شعاری بود که از دل انقلاب سر درآورده بود.

۲- حمایت امریکا از اسرائیل که اکثریت مردم ایران آن را غاصب سرزمین فلسطین و بیت المقدس دانسته و از فلسطینیان حمایت می کردند، هم به دلیل اینکه مسلمان بودند و هم به دلیل اینکه مظلوم واقع شده بودند. البته این ناراحتی اختصاص به ملت ایران ندارد بلکه اکثر مسلمین از امریکا به دلیل حمایت از اسرائیل ناراحت و خشمگین هستند هر چند که نتوانند به اندازه مردم ایران خشم خود از این امر را به نمایش بگذارند. بنا بر این کاملا طبیعی بود که برای تاکید مرگ بر امریکا مرگ بر اسرائیل را هم بر آن بیفزایند.

۳- مبارزات گروه ها و سازمان های چپ گرا مانند فدائیان خلق و سازمان مجاهدین خلق و غیر اینها بر علیه نظام سلطنت که در نتیجه با مبارزات مرحوم امام خمینی و پیروان او هم صدا شده بودند و وابستگان آنها که در بین مردم ناشناخته و پراکنده بودند شعار ها و مرام و اهداف خود را در جامعه پخش می کردند و فضای سیاسی و فرهنگی جامعه را به سوی سیاست های شرق گرایانه سوق می دادند. اینها روی آتش خشم و کینه مردم نسبت به امریکا و جهان سرمایه داری غرب بنزین می ریختند و هر چه بیشتر کینه امریکا را در دل مردم و جوانان انقلابی می کاشتند و آن را آبیاری می کردند و از این طریق تعداد بسیاری از مردم ندانسته تحت تاثیر آنها قرار گرفته و شعارها و نظرات و گفته های آنهارا تکرار می کردند.

۴- به جرئت می توان گفت مرموز ترین فتنه ها در این جریان توسط حزب توده که وابسته به ابرقدرت شرق یعنی اتحاد جماهیر شوروی بود انجام می گرفت. این حزب بعد از جنگ جهانی دوم و بعد از سقوط رضا شاه در شهریور ۱۳۲۰ تاسیس گردید و بعد از چند سال، ظاهرا بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که مصدق سقوط کرد و شاه به دیکتاتوری پرداخت، غیر قانونی اعلام شد. ولی به صورت مخفی و غیر رسمی به فعالیت خود ادامه می داد و بعد از پیروزی انقلاب به فتنه انگیزی در بین نیروهای انقلاب می پرداخت. اختلاف بین مرحوم شهید بهشتی با مرحوم بازرگان و دوستان او و آقای بنی صدر ب=که به یک فتنه بزرگ انجامید در اثر فتنه های آنها بود. و به طوری که از افراد مطلع شنیده ام اشغال سفارت امریکا در تهران نیز با تحریکات آنها انجام گرفته است.

۵- نقش رویکرد اهل منبر به نهج البلاغه در گرایش فضای جامعه به چپ

مطالب فوق عمدتا خلاصه ای است از آنچه در کتاب ها و مطبوعات مختلف به طور مکرر نوشته شده و و بارها مورد بحث و گفتگو قرار گرفته و به طور شفاهی هم از افراد بسیاری شنیده ام. ولی عامل دیگری در این جریان به نظر می رسد که در جائی نخوانده و از کسی نشنیده ام بلکه خودم از بررسی اوضاع و احوال به دست آورده ام و آن رویکرد خاصی به نهج البلاغه است که چند دهه پیش انقلاب صورت گرفت که موضوعات خاصی که متضمن عدالت اجتماعی بود انتخاب می شد و روی منبرها با حرارت و تاکید و با سخنرانی های داغی بیان می شد. ترجمه جالب و پر حرارتی هم از نهج البلاغه به صورت ترجمه آزاد در آن سال ها به قلم مرحوم جواد فاضل منتشر شده بود که طرفداران بسیاری پیدا کرده بود. جالب است که مقارن همان ایام، بعد از کودتایی که نظام سلطنت در عراق را سرنگون کرد و به جای آن حکومت متمایل به چپ برقرار شد، در بین منبری های نجف هم همین جریان به راه افتاده بود. در این گونه منبر ها روی نامه امام علی(ع) به عثمان ابن حنیف، نامه شماره ۴۵ نهج البلاغه که او را به خاطر شرکت در یک مهمانی اشرافی که ثروتمندان در آن حضور داشته و فقرا از آن محروم بوده اند، مورد ملامت قرار داده، برای اثبات عدالت در حکومت اسلامی، و امثال این گونه مطالب تکیه می شد. و همین طور خطبه ای که نحوه برخورد امام با برادر خود عقیل را بیان می دارد که به دلیل فقر شدید از برادر خود که خلیفه مسلمین بود خواسته بود مساعدتی از بیت المال به او ببخشد که امام به شدت خواسته ی او را رد کرد و به او گفت بیت المال امانتی است در دست من که متعلق به همه مسلمین است و ملک من نیست که بتوانم بخشی از آن را به تو ببخشم. و همین طور جریان برخورد تند امام با دختر خود ام کلثوم که گردن بندی از بیت المال را به طور امانت برای چند روز برداشته بود. و همین طور جریان دستور پرداخت مستمری از بیت المال به یک پیر مرد یهودی که او را در حال گدائی دیده بود. و همین طور سفارش امام نسبت به برخورد با ابن ملجم وقتی که او را ضربت زده بود که رعایت حال او را در نظر بگیرند . و از این قبیل مطالب که در نهج البلاغه و سیره امام(ع) به وفور یافت می شود.

ظاهرا رویکرد به چنین مطالبی در آن سال ها به این دلیل بود که تبلیغات عدالت خواهانه به خصوص از جانب کمونیست ها و سوسیالیست ها به صورت گسترده و از راه های مختلف در بین مردم پخش می شد و مورد توجه اقشار مختلفی از مردم به خصوص قشر جوان قرار می گرفت و آنها را جذب می کرد و فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه، فضائی عدالت خواه و متمایل به چپ شده بود. به عبارت دیگر این گونه تبلیغات برای مقابله با تبلیغات کمونیستی به راه افتاده بود که می خواستند جوانان را از گرایش به کمونیست باز دارند و به مردم بگویند در پناه حکومت اسلامی عدالت اجتماعی مورد نظر شما بیشتر و به صورت بهتری تامین می شود و برای رسیدن به آن نیاز به مرام و مسلک دیگری ندارید. البته طبیعی است که بسیاری از اهل منبر هم بدون توجه به چنین هدفی بلکه برای جذب مردم به منبر خود به چنین مطالبی پرداخته باشند. دلیل اینکه در رژیم گذشته نهج البلاغه از کتاب های سیاسی به شمار می آمد و اگر در دست دانشجوان دیده می شد دلیلی بر وابستگی آنها به گروه های سیاسی و مبارز با نظام به حساب می آمد همین بود که از این کتاب استفاده سیاسی می شد.

ولی همین تبلیغات که به انگیزه مبارزه با تبلیغات کمونیستی به راه افتاده بود دانسته یا ندانسته به افکار دیگری که در بعضی جهات شباهت به افکار کمونیستی داشت دامن زد و کمونیست اسلامی را به بار آورد که بعضی از افکار کمونیستی را در لباس دین و مذهب مطرح می کرد. نمونه بارز و مشهور این مبلغین مرحوم دکتر شریعتی بود که با سخنرانی های پرشور و قلم سحار خود به طرح این گونه مطالب می پرداخت و تقریبا با توجه به پیامد آن مطالب به طرح آنها می پرداخت. این گونه تبلیغات ضربه محکمی به کمونیسم رسمی در ایران زد و تبلیغات آنها را خنثی کرد هر چند که خود نمونه دیگری از افکار چپی را پیاده کرد.

دلیل بسیاری از اعدام ها و مصادره ها در سال های اول پیروزی انقلاب شیوع و تحکیم همین فرهنگ و فضای چپی برخواسته از مضامین نهج البلاغه بود که با کمال تاسف ضربه محکمی به حرمت و حیثیت مالکیت وارد کرد و مفاسد اقتصادی گوناگونی با توجیه و پوشش مذهبی را به راه انداخت و در نتیجه زمینه مناسبی برای آقایان و آقازاده ها را فراهم ساخت و به مفاسد اقتصادی آنها لباس مصلحت پوشاند.

باتوجه به این جریانات گذشته و اوضاع و احوال فعلی و موقعیعت جمهوری اسلامی ایران و نقش آن در سیاست خاور میانه و نقش مسائل خاور میانه در صلح جهانی و شرائط عصر حاضر که به اصطلاح تمام دنیا به صورت یک دهکده درآمده توافق هسته ای ایران و دول بزرگ گام بزرگی است در تغییر و اصلاح امور ایران و خاور میانه و در جهت حل مسئله فلسطین و هر چند که سخنم حمل بر اغراق شود مطمئنم که اگر با دید و سیع تر و عمیق تری به روند سیاست و فضای فرهنگی جهان در آینده بنگریم برای ما واضح خواهد شد که این توافق گام بزرگی است در جهت صلح جهانی و نابودی سلاح های اتمی و امثال آن در کل جهان. و به جرئت می توان گفت که اهمیت شکست دیوار بی اعتمادی بین ایران و غرب به خصوص امریکا کمتر از اهمیت شکست دیوار برلین نیست.

۱۳ آذر ۱۳۹۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست