1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. باید اعتراف کنیم که خودمان نیز در پیدایش داعش نقش داشته ایم

باید اعتراف کنیم که خودمان نیز در پیدایش داعش نقش داشته ایم

در اوائل پیروزی انقلاب که به لباس زیبای اسلامیت آراسته بود و نمایانگر نوعی هماهنگی و اتحاد اسلامی بود و بیش از آنکه به مفارقات بین تشیع و تسنن تکیه شود به اسلام تکیه می شد،تقریبا همه مسلمین جهان حتی اکثر اهل سنت را امیدوار ساخت که عظمت و اعتبار و شکوه آسیب دیده اسلام و مسلمین باز سازی و احیا شود. و در پرتو آن بارقه امیدی به دل مایوسان و مرعوبان سیطره شرق و غرب تابید،

و به افسردگان و دلمردگان امت اسلامی جانی تازه بخشید. بر تصور کسانی که ایده احیای حکومت اسلامی و هماهنگی مسلمین را نوعی دیوانگی و خیال پردازی می خواندند مهر بطلان زده و آنها را از خواب بیدار کرد و به کل جهان مخصوصا جهان اسلام تکان سختی داد. همه چشم انتظار بودند و لحظه شماری می کردند که آثار و خیرات این مولود مبارک و فرخنده را به چشم خود ببینند و به دست خود لمس نمایند و به آن افتخار نمایند و به آینده خود و نسل های بعد از خود امید وار باشند.

از طرف دیگر بسیاری از کشورهای جهان و حتی بعضی از کشورهای اسلامی و طیف ها و جمعیت ها و فرقه ها و احزاب پیدا و پنهان اسلامی، چه در کشورهای اسلامی  و چه در خارج،که تعریف درستی از این انقلاب نداشتند، و تعریف ها و توصیفات و تبلیغات ما هم آنها را قانع و آرام نمی ساخت بلکه شعارهای ما هم آنها را به وحشت می انداخت، طبیعی بود که از ما بترسند و به شدت و با وسواس مراقب اوضاع ما باشند و از هر گونه حرکت و صحبت ما که برای آنها نامانوس بود به وحشت بیفتند و از هر بند سیاه و سفیدی بترسند.

در این شرائط بسیار حساس و فضای پر از توهم و خیال کاملا طبیعی بود که دشمنانی که در طی قرون متمادی برای خلق مذاهب مختلف یا تایید و ترویج آنها در جهت ایجاد تفرقه بین مسلمین و به خود مشغول ساختن آنها نقشه ها کشیده و متحمل هزینه هائی شده بودند، مترصد اوضاع ما باشند و در هر فرصت مناسب در اطراف ما دام بگذارند و ما را به موضعگیری هائی بکشانند که هرچه بیشتر حساسیت و شک و تردید فرقه ها و احزاب اسلامی در باره اهداف و منویات ما را تحریک نماید و مانع هماهنگی سایر مسلمین با ما شوند و نگذارند رابطه قابل اعتمادی بین ما و آنها به وجود آید بلکه با فتنه های مرموزانه و زیرکانه خود بین ما و آنها بدبینی و دشمنی ایجاد نمایند. مخالفان اتحاد اسلامی در دل اهل سنت  بذر شک و شبهه می پاشیدند ما هم با رفتارها و گفتار های نسنجیده خود بذرها و نهال های آنها را آبیاری می کردیم و آب در آسیای دشمن می ریختیم.

 اولین موضوعی که بعضی از اهل سنت را به وسوسه انداخت که این انقلاب را انقلاب شیعی بدانند و در صدد این برآیند که حساب خود را ازآن جدا کنند، مقید کردن مذهب رسمی کشور به مذهب شیعه در قانون اساسی بود. که امید و آرزوی آنها که انقلاب متعلق به همه مسلمین باشد را متزلزل ساخت. بعضی از آقایان عضو مجلس خبرگان قانون اساسی اصرار بر این داشته اند که واژه «حقه» هم بر آن اضافه شود. یعنی نوشته شود که  «مذهب رسمی جمهوری اسلامی مذهب «حقه» جعفری است» که طعنه ای باشد به اهل سنت که مذهب آنها حق نیست و باطل است. ولی با خواهش و التماس اعضای اهل سنت مجلس خبرگان این کلمه«حقه» حذف شد. به طوری که بارها شنیده ام آن آقا که از بزرگان حوزه قم بود و به رحمت خدا رفت، تا آخر عمر حسرت می خورد و می گفت ای کاش قید«حقه» حذف نشده بود.

مسئله دیگری که در شکل گیری این روند نقش مؤثر داشت عدم صدور مجوز برای اهل سنت که در تهران برای خود مسجد بسازند. و از این تندتر جلوگیری از اقامه نماز عید و جمعه و جماعت آنها در جای دیگری غیر از مسجد بود که ظاهرا هنوز هم ادامه داشته باشد.

و شاید از همه مهم تر اضافه شدن شعار «رهبری مسلمین جهان» بر شعارهای انقلابی ما بود که در اولین جلسه خبرگان رهبری بعد از فوت مرحوم امام خمینی توسط آقای هاشمی رفسنجانی مطرح شد و گاهی اوقات در رسانه ها مطرح شد. که مسلما به گوش آنهائی که نگران سیاست و اهداف ما در منطقه و جهان اسلام بودند  رسیده و بر وحشت و نگرانی آنها افزوده است. این شعار سوژه بسیار مؤثری به دست کشورهای خارجی فتنه گر داد که در طول تاریخ اسلام روی فتنه گری بین مسلمین سرمایه گذاری کرده و با ایجاد اختلاف بین آنها آنها را به خود مشغول ساخته و در نهایت امر بسیاری از کشورهای اسلامی را به منطقه نفوذ خود درآورده یا اینکه مستعمره خود نمودند و از طریق همین فتنه هاست که توانسته اند سلطه خود بر منابع نفتی و گازی کشورهای اسلامی را حفظ نموده و از آن بهره برداری نمایند.

قذافی هم به این نقطه توجه داشت. در زمان جنگ در سفری که با آقای هاشمی رفسنجانی که در آن زمان رئیس مجلس شورای اسلامی بود به لیبی رفته بودیم، قذافی گفت بعضی از کشورهای عربی سعی داشتند جنگ عراق و شما را جنگ بین شیعه و سنی یا جنگ بین فارس و عرب جلوه دهند ولی لیبی و الجزائر و سوریه در کنار شما ایستادند و این تبلیغات را خنثی کردند.

جریان دیگری که در ایجاد نگرانی اهل سنت بسیار تاثیر گزار بود پیام های حج و مراسم برائت از مشرکین در مکه بود که برای غیر ایرانی ها قابل درک و توجیه نبود و سایرین غیر از ارعاب و ارهاب چیزی از آن نمی فهمیدند. چون برائت از مشرکین برای مبارزه با بت پرستی و تبری از بت پرستان بود که یک بار در زمان حضرت پیغمبر «ص» اجرا شد. و در زمان خود آن حضرت بت پرستی به کلی از بین رفت و به طور کلی نابود و فراموش شد. بنا این برگزاری شبیه آن در عصر حاضر هیچ گونه مناسبت ندارد و معنای خاصی افاده نمی کند. البته شرک به معانی و مراتب دیگری وجود دارد که خود ما هم به آن مبتلا هستیم ولی مبارزه با شرک به این معنی با این مراسم و با این کیفیت قابل درک نیست و معنائی در بر ندارد.

خلاصه اینکه ما نه تنها در تحکیم روابط خود با کشورهای منطقه و اهل سنت به اندازه کافی تلاش نکردیم بلکه با رفتارها و تبلیغات و شعارهای نسنجیده آب به آسیای دشمنان اسلام ریختیم و در ایجاد شرائط و زمینه مناسب برای فتنه های فرقه ای به دشمن دیرینه خود یعنی استعمار کمک کردیم و هزینه آنها را کاهش داده و خوش حالشان ساختیم. بنا بر این جا دارد که به سیاست گذشته خود انتقاد کنیم و اعتراف کنیم که خودمان هم در پیدایش داعش و امثال آن مبرا و بی تقصیر نبوده ایم.

  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست