1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. سخنان کوتاه
  6. /
  7. تحمیل و اکراه کودنی و افسرده گی به بار می آورد

تحمیل و اکراه کودنی و افسرده گی به بار می آورد

«إنّ للقلوب شهوةً و إقبالاً و إدباراً، فأتوها من قبل شهوتها و إقبالها فإن القلب إذا أُکْرٍه عَمٍیَ.»(نهج البلاغه حکمت ۱۹۳ ) قلب انسان گاهی آمادگی برای پذیرش مطلبی دارد و گاهی ندارد. وقتی پذیرش دارد آن را به کار وادارید و وقتی پذیرش ندارد چیزی بر آن تحمیل نکنید. چون  وقتی مطلبی بر آن تحمیل شود که از آن اکراه داشته باشد کودن و کور می شود.

امام«ع» این مطلب رابه عنوان یک حکمت عقلانی بیان فرموده نه به عنوان یک امر تعبدی فقهی شرعی آخوندی.

این مطلب مورد تایید همه کارشناسان امور تعلیم و تربیت و روانشناسان و عقلای عالم است و در مقام اظهار نظر ظاهرا کسی منکر آن نباشد. ولی عادت و فرهنگ ما  در بسیاری از موارد بر خلاف آن است. هم پدر و مادرها که خواسته ها و علاقه ها و سلیقه های خود را بر فرزندان خود تحمیل می کنند و هم اولیاء امور که سیاست ها و برنامه ها و حتی قوانین غیر عادلانه تصویب شده بر میل  خود را بر مردم تحمیل می کنند. و هم اهل امر به معروف و نهی از منکر که می خواهند مردم را به زور وادار بر عمل به دستوراتی که آنها را احکام الهی می دانند بنمایند.

مهم ترین و تاثیرگذار ترین عامل عدم رشد و توسعه کشور ما و کشورهائی که شدیدا وابسته به فرهنگ و سنت گذشته خود هستند، همین است که آگاهانه و نا آگاهانه افکار و سلیقه  خود را بر دیگران تحمیل می کنیم و حتی گاهی اوقات عادات و عرفیاتی که در عمق وجود خود آنها را باور نداریم  بر خود نیز تحمیل می کنیم. چون برده عادات و فرهنگ زمان خود شده ایم و شهامت اینکه فرهنگ و عادات غلط را از خود دور سازیم نداریم.  همه ما  هر کدام در حد خود هم برده ایم و هم زورگو و دیکتاتور. و اصرار می ورزیم که هم خود و هم مردم را برده نگه داریم.احمقانه تر از هر چیز این است که در بعضی موارد این نوع بردگی را باعث افتخار و سعادت دنیا و آخرت خود بدانیم و هرچه بیشتر خود را در برابر آن تحقیر می نمائیم و عبودیت در برابر آن را عبودیت پروردگار به حساب آوریم.

این امر مشکل زمان ما تنها نیست بلکه مشکل تاریخی نوع بشر است.چون بت پرستی و عبودیت و کهنه پرستی ریشه در عمق وجود انسان دارد.رسالت همه پیغمبران همیشه در جهت درمان همی بیماری بوده. بعید به نظر نمی رسد که عامل عمده چیرگی اقوام ابتدائی و وحشی یا نیمه وحشی بر اقوام متمدن در طول تاریخ، که تمدن ها را زیر پای خود نابود می کردند، همین بوده که عادات و عرفیات و مقررات متمدنانه و حاکمیت مطلق پادشاهان و رؤسا، ملت ها را ذهن کور و بی عرضه و منفعل و مطیع بار می آورده و در نتیجه شهامت و شجاعت و قدرت خلاقیت آنها از بین می رفته و در نهایت به آسانی مغلوب مهاجمان و حشی می شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست