1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. تاریخ
  6. /
  7. تشیع توسط ایلخانان مغل به صورت مذهب رسمی حکومت درآمد

تشیع توسط ایلخانان مغل به صورت مذهب رسمی حکومت درآمد

 معمولا تصور می‌شود تشیع در زمان صفویه مذهب رسمی حکومت در ایران شده با اینکه حدود ۲۰۰ سال پیش از صفویه در زمان حکومت ایلخانان مغل تشیع مذهب رسمی منطقه تحت حکومت آنها که شامل ایران و عراق و قسمتی از ترکیه و سوریه بود شده بود. و این جریان در حکومت تیموریان که بعد از مغل ها آمدند هم تقویت شد و بعد از تیموریان هم توسط حاکمان آق قوینلو که حکومتشان به‌حکومت صفویه متصل شد، این جریان ادامه پیدا کرد و در زمان صفویه توسعه بیشتری پیدا کرد و پس از تالیف و نشر کتاب‌های بسیار و ترجمه آنها به زبان فارسی تدریجا به صورت فعلی در آمد.در این مقاله سعی می‌شود به روند این جریان و عوامل آن به طور اجمال اشاره شود.

 

۱. در اواخر قرن دوم هجری که نهضتی عمدتا ایرانی برای گرفتن خلافت حضرت رسول(ص) از بنی‌امیه و قرار دادن آن در دست بنی‌هاشم توسط ابومسلم خراسانی و ابو‌سلمه خلال به راه افنتاد، در این امر که خلافت را به کدام خانواده از بنی‌هاشم بسپارند، اولاد علی یا اولاد عباس، بین آنها اختلاف بود: بعضی طرفدار اولاد علی بودند و بعضی دیگر طرفدار اولاد عباس. ولی در اوائل پیروزی طرفداران اولاد عباس بر اوضاع غالب شدند و خلافت را به بنی‌عباس واگذار کردند. مستمسک آنها برای مشروعیت بخشیدن به خلافت بنی‌عباس این بود که گفتند در زمان وفات حضرت رسول(ص) عموی او عباس زنده بوده و در صورتی که عموی میت زنده باشد ارث او به عموی او می‌رسد نه پسر عموی او. بنا بر این خلافت آن حضرت به عموی او عباس رسیده نه علی و بعد فوت عباس هم به اولاد او رسیده نه اولاد علی. و ممکن است غلبه طرفداران بنی‌عباس بر طرفداران اولاد علی به این دلیل باشد که بر حسب نقل تاریخ امام صادق(ع) از نهضت ابومسلم حمایت نکرد. نه خود پذیرای خلافت شد و نه از شخص دیگری از اولاد علی برای تصدی خلافت حمایت کرد.

۲. تشیع در زمان علویان شمال ایران و آل بویه و حمدانیان

ولی خلفای عباسی که هم خود و هم اکثر جامعه تحت حاکمیت آنها سنی مذهب بودند، به دلیل قرابت نزدیک با اولاد علی، که هم آنها و هم اولاد علی از بنی هاشم بودند، و به دلیل نقش اولاد علی و طرفداران آنها در براندازی بنی امیه، شیعیان را از صحنه سیاسی و اداری جامعه طرد نکردند بلکه همکاری آنها را در سطوح مختلف سیاسی و اداری پذیرا شدند. و لذا بسیاری از وزرای آنها مانند ابن الفرات و ابن العلقمی و بعضی از حاکمان شبه مستقل تابع آنها و فرماندهان نظامی آنها مانند علویان در شمال ایران و آل بویه در ایران و حمدانیان در حلب و موصل پیرو مذهب تشیع بودند. با اینکه خود خلفا و بدنه دستگاه خلافت و اکثر سپاهیان آنها حتی بسیاری از سپاهیان تحت امر فرماندهان شیعه پیرو مذهب اهل سنت بودند.

البته باید توجه داشت که تشیع و تسنن در آن زمان به معنی تشیع و تسنن در زمان ما نبوده بلکه معنی وسیع تر و کلی تری داشته و بیشتر بر روی مشترکات تکیه می‌شده و مسائل مورد اختلاف تحت الشعاع مسائل اتفاق قرار می‌گرفته. تساهل و همکاری آنها با یکدیگر نیز به همین دلیل بوده. این تساهل و همکاری تا آخر خلافت بنی عباس ادامه داشت و لذا وزیر آخرین خلیفه عباسی، مستعصم هم، ابن العلقمی بود که شیعه بود.

البته در عین حال که در سطوح بالای جامعه این تساهل و همکاری وجود داشته اختلاف عقیده در بین عوام گاهی اوقات منتهی به درگیری و قتل و غارت بین سنی و شیعه می شده و بارها بین شیعیان و سنیان بغداد جنگ و غارت پیش آمده. ولی این گونه درگیری ها اختصاص به سنی و شیعه نداشته بلکه بین مذاهب خود اهل سنت از جمله بین شافعی ها و حنفی ها هم بارها چنین در گیری هایی پیش آمده. به طوری که در تاریخ آمده در جریان حمله مغل، به اصفهان،شافعیان آنجا به مغل ها گفته اند ما دروازه های شهر را برای شما باز می کنیم و وقتی شما وارد شهر شدید حنفیان را بکشید. ولی وقتی مغلان وارد شهر شدند هم حنفیان را کشتند و هم شافعیان را.

۳. تهمت تبانی شیعیان با مغلان برای فتح بغداد

بعضی از مورخین اهل سنت علت سقوط بغداد و قتل آخرین خلیفه عباسی مستعصم توسط هلاکو خان را همان اختلافات سنی و شیعه و تبانی وزیر خلیفه، ابن العلقمی با مغلان می دانند و می گویند چون پیش از حمله مغل سنیان بغداد با تحریک پسر خلیفه به محله کرخ بغداد حمله کرده و به قتل و غارت شیعیان پرداخته بودند، ابن العلقمی در صدد انتقام بر آمده و زمینه سقوط بغداد را فراهم آورده است.اینها منصوب شدن ابن العلقمی به وزارت هلاکو و حضور فعال خواجه نصیر طوسی در زمان حکومت هلاکو و حمله نکردن مغلان به شهر های نجف و کربلا و حله که مرکز شیعیان بود را دلیل همین تبانی و توافقات قبلی بین شیعیان و مغلان می دانند. چنین تبانی و توافقی بین شیعیان و هلاکو خان بسیار بعید به نظر می رسد و دلیل قاطعی هم برای اثبات آن وجود ندارد. و مورخین شیعه چنین اتهامی را مردود می‌دانند. البته همکاری شیعیان با هلاکو خان بعد از سقوط خلافت و کشته شدن مستعصم و بهره برداری آنها از دوره حکومت مغلان به نفع مذهب خود قابل انکار نیست ولی دلیلی وجود ندارد که آنها در این جریان مرتکب خیانت شده باشند و در سقوط بغداد با مغلان همکاری کرده باشند.

۴. رسمیت یافتن مذهب تشیع در زمان حکومت ایلخانان مغل

غازان خان هفتمین حکمران مغلی بر ایران و عراق اسلام آورد و به مذهب تشیع متمایل شد و به تبع او سایر مغلان که سپاه او بودند هم اسلام آوردند و در نتیجه حکومت آنها بر بلاد اسلامی جنبه مشروعیت به خود گرفت و پایه حکومتشان مستحکم شد و در نتیجه حکومت آنها از فرمان برداری حکومت مرکزی مغلان در خان بالغ نجات یافت و مستقل شد.

ولی مشروعیت کامل حکومت آنها متوقف بر این بود که تابع خلفای عباسی مستقر در مصر شوند. چون عده ای از عباسیان بعد از سقوط بغداد و قتل آخرین خلیفه عباسی به مصر رفته و در آنجا خلافت عباسی دیگری ایجاد کرده بودند و در نظر اهل سنت که اکثریت جامعه تحت حکومت ایلخانان را تشکیل می‌دادند، حکومت آنها وقتی مشروعیت می‌یافت که مورد تایید خلیفه عباسی مستقر در مصر قرار گیرد و مغلان هم نمی‌خواستند تابع باز ماندگان خلافتی شوند که توسط جدشان هلاکو خان منقرض شده بود.

اینجا بود که مغلان مسلمان شده و وزرای ایرانی آنها در صدد کسب مشروعیت از راه دیگری برآمدند که استقلال آنها در برابر خلفای عباسی مستقر در مصر و اتباع سنی آنها را هم تامین نماید. و آن راه دیگر این بود که به مذهب تشیع در آیند و آن را مذهب رسمی حکومت اعلام نمایند. این شرائط به اضافه سوابقی که جد آنها هلاکو با خواجه نصیر و ابن العلقمی و سایر شیعیان داشت، باعث شد که الجایتو پسر غازان رسما به مذهب تشیع در آید و برای زیارت به نجف و کربلا برود و سایر مغلان هم به تبع او به مذهب تشیع در آیند. این بود که از زمان حکومت هشتمین ایلخان مغل، الجایتو معروف به سلطان محمد خدا بنده که در اواخر قرن هفتم و اوائل قرن هشتم بود مذهب شیعه مذهب رسمی سرزمین تحت حکومت ایلخانان مغل شد که شامل ایران و عراق و بخش شرقی آسیای صغیر و قسمتی از سوریه بود.

توجه: لازمه وجود عوامل سیاسی برای گرایش مغلان به اسلام و همین طور تشیع، این نیست که آنها هیچ گونه اعتقادی به اسلام و تشیع نداشته اند و فقط به خاطر مصالح سیاسی تظاهر به اسلام و تشیع کرده‌اند. همان طور که به نقل تاریخ، اختلافات داخلی بین قبیله اوس و خزرج ساکن مدینه که به انصار معروف شدند هم، در روی کرد آنها به اسلام و بیعت با حضرت رسول (ص) و دعوت او برای هجرت به مدینه بی تاثیر نبوده. با اینکه صداقت و اخلاص آنها در اسلام و جهاد آنها در راه خدا به هیچ وجه قابل شک و تردید نیست. خدا برای هدایت انسان ها اسباب و عوامل بی‌شماری به وجود آورده و می‌آورد. همان طور که در آیه۷۲ سوره أنعام می‌فرماید( ولقد أرسلنا إلی امم من قبلک فأخذناهم بالباساء و الضراء لعلهم یتضرعون) پیش از تو پیامبرانی را به سوی امت هائی فرستادیم و آنها را به سختی ها و آفات مبتلا نمودیم که شاید به دعا و زاری روی آورند.

مضافا بر این، عوامل دیگری هم برای گرایش الجایتو به مذهب شیعه نقل شده که مهم ترین آنها استدلال های علامه حلی و مناظراتی است که بین او و علمای اهل سنت در حضور الجایتو بر گزار شده و همین طور فتوای علامه حلی به بطلان طلاق زن الجایتو که زن خود را در حالت خشم سه طلاقه کرده و بعد پشیمان شده بود و می خواست به او رجوع نماید و نیاز شدید به فتوائی داشت که آن طلاق را باطل بداند و آن فتوی هم فقط در فقه شیعه یافت می‌شد. همان طور که ممکن است همه این عوامل به اضافه عوامل دیگری با کم و بیش در گرایش او به تشیع نقش داشته است.

ولی این منقولات بر فرض صحت همه یا بعضی از آنها، منافاتی با این مطلب ندارد که انگیزه اصلی تمایل مغلان به اسلام این بوده که خواسته اند حکومتشان بر مسلمان ها مشروعیت پیدا کند و مستحکم تر شود و گرایش آنها به مذهب شیعه هم به این دلیل بوده که مشروعیت حکومتشان متوقف بر تبعیت از خلفای عباسی مستقر در مصر نباشد.

۵. تشیع در دوره حکومت تیموریان

بعد از فرو پاشی حکومت ایلخانان مغل مناطق تحت نفوذ آنها که شامل ایران و عراق و بخش شرقی آسیای صغیر بود مورد حمله تیمور لنگ یا تیمور گورکان قرار گرفت که بسیار وحشتناک تر از حمله چنگیز خان بود. به نقل تاریخ تیمور هم گرایش به مذهب تشیع داشته و به زیارت اماکن مذهبی شیعه می‌رفته و به علویان اظهار دوستی و محبت می‌نموده و آنها را مورد احترام قرار می‌داده و به دیدار آنها می‌رفته. همان طور که به صوفیان هم اظهار علاقه می کرده و به دیدار آنها می‌رفته است. مسجد گوهر شاد مشهد هم به نام گوهر شاد زن شاهرخ پسر تیمور لنگ ساخته شده است.

۶. تشیع در دوره حکومت ترکمانان آق قوینلو

بعد از فروپاشی حکومت تیموریان، ترکمانان معروف به آق قوینلو که سابقا از سپاهیان تیمور لنگ بودند بر قسمتی از متصرفات آنها حاکم شدند. اینها هم گرایش شیعی داشتند و حاکم قدرتمندشان اوزون حسن تبریز را پایتخت خود قرار داد و تشیع را مذهب رسمی خود اعلام کرد. مادر شاه اسماعیل صفوی هم دختر همین اوزون حسن بود. و شاه اسماعیل از طریق همین خویشاوندی حکومت بر منطقه تحت نفوذ آق قوینلو را به دست آورد و حکومت صفویان را بر شالوده حکومت آنها بنا نهاد.

۷. تشیع در زمان صفویان

پیش از تاسیس حکومت صفویه ترکان مستقر در ترکیه، قسطنطنیه را فتح کرده و حکومت روم شرقی را ساقط نموده و به جای آن دولت قدرتمندی تاسیس کرده و در صدد فتح تمام اروپا بودند و به کشور‌های شرقی اروپا هجوم می‌بردند.یکی از سلاطین آنها به نام عثمان حکومت را تبدیل به خلافت نمود که در تاریخ به نام خلافت عثمانی معروف شد. اینها خلافت عباسی دوم که بعد از انقراض خلافت عباسی بغداد در مصر تاسیس شده بود را را بر انداختند و ضمیمه خلافت خود نمودند. خلافت عثمانی ترکیه که یاد آور خلافت بنی امیه و بنی عباس و خلافت خلفای چهار خلیفه اول بود به تدریج در بین اکثر مسلمین به عنوان حکومت شرعی اسلامی جا افتاد. این خلافت بر اکثر جهان اسلام به استثنای ایران استیلا یافته بود. ومقارن ظهور صفویه در صدد تسخیر ایران برآمده بود و این تهدید بزرگی بود برای حکومت تازه تاسیس صفویه.

۸. تشیع عامل اساسی استقلال ایران از ترکیه

صفویه که به طور جدی در صدد استقلال ایران و حکومت خود بودند عامل اصلی استقلال از ترکیه را این می دیدند که مذهب خود را از مذهب ترکیه جدا سازند و لذا مشروعیت و استقلال و هویت خود را بر اساس مذهب شیعه پایه گذاری نمودند و آن را مذهب رسمی ایران اعلام نمودند. هر چند بسیاری از مناطق تحت نفوذ آنها از جمله افغانستان در آن زمان سنی مذهب بودند. ولی در اوائل دوره آنها هم مانند دوره بنی‌عباس بین سنی و شیعه نوعی تساهل و همکاری وجود داشت.

۹. جنگ های سنی و شیعه

اولین جنگ ترکان عثمانی با شاه اسماعیل که اولین جنگ تمام عیار سنی و شیعه بود در چالدران واقع شد که به شکست شاه اسماعیل انجامید. و این اولین ضربه ای بود از جانب آنها که بر حکومت تازه تاسیس صفویه وارد شد. به طوری که شاه اسماعیل کینه آن را به دل گرفت و برای اینکه انتقام از این شکست فراموش نشود اسم پسر خود را القاصّ( اسم فاعل از ماده قصاص یعنی قصاص کننده ) گذاشت به امید اینکه بتواند انتقام شکست پدر را از ترکان عثمانی بگیرد.

۱۰. نقش اروپا در تشدید اختلاف بین شیعه و سنی

بعد از فتح قسطنطنیه پایتخت روم توسط ترکان، امپراطوری روم شرقی منقرض شد و ترکیه با اروپا هم مرز شد، با هجوم مکرر سپاه ترکیه به شرق اروپا و فتوحات و پیشروی آنها در آن منطقه اروپائیان سخت به وحشت افتادند و برای متوقف کردن هجوم آنها به اروپا به طور جدی به تکاپو افتادند. یکی از نقشه های مهم آنها برای متوقف کردن حملات ترک‌ها این بود که با حکومت صفویه مستقر در شرق ترکیه ارتباط بر قرار نموده و به تقویت سپاه آن و مسلح کردن آن به اسلحه آتشین بپردازند تا قسمت عمده ای از سپاهیان ترکیه سنی مذهب متوجه شرق شده و به جنگ با صفویان شیعه مذهب بپردازند.

۱۱. تبلیغات جنگی و پیامد های زیان بار آن

جنگ‌های خلفای عثمانی ترکیه و صفویه بر خلاف سایر جنگ‌ها که عمدتا برای کشور گشائی و توسعه قدرت و کسب ثروت بیشتر بود، به تمام معنی جنگ مذهبی بود و لازمه اصلی چنین جنگ هائی تبلیغات مذهبی است. و لذا بسیاری از علمای هر دو کشورترکیه و ایران که با حاکمان ارتباط داشتند در راستای تامین تبلیغات همین جنگ‌ها، به تبلیغ علیه مذهب یکدیگر پرداختند تا حدی که یکدیگر را متهم به کفر نمودند به طوری که سپاهیان هر طرف سپاهیان طرف دیگر را واجب القتل می دانستند. بسیاری از کتاب‌هائی که در دوره حکومت صفویه در تبلیغ مذهب تشیع و رد مذهب تسنن تالیف شده و همین طور بسیاری از کتاب‌هائی که بر علیه مذهب شیعه نوشته شده، در همین فضا و در پرتو همین جو خشم و کینه و نفرت نوشته و منتشر شده است. روابط نامطلوب و توام با بی‌اعتمادی ما با کشور های عربی همسایه که به نفوذ بیشتر کشور های غربی در منطقه کمک کرده، عمدتا از همین جریان نشئت گرفته است. هر چند این جریان گاهی فروکش می‌کرد و گاهی تشدید می‌شد ولی با کم و بیش و با فراز و نشیب در تمام دوران صفویه و بیشتر دوران قاجار این وضع ادامه یافت و صرف نظر از خسارات جانی و مالی، خسارات اخلاقی و فرهنگی عظیمی به جا گذاشت که جبران آن بسیار مشکل و مستلزم برنامه‌ها و تلاش‌های پیگیر و دامنه داری است.

برای توضیح بیشتر مطالب فوق به دائرة المعارف تشیع در ذیل این عناوین: الجایتو، غازان خان، خواجه نصیر طوسی، علامه حلی، اصفهان، آل بویه، علویان، حمدانیان، امیر تیمور، آق‌قوینلو و صفویه، و برای تفصیلات بیشتر به کتاب هائی که در ذیل این عناوین آمده مراجعه شود.

در مقاله بعد تحت عنوان (عوامل سقوط دولت صفویه) به ابعاد دیگری از این مطالب اشاره می شود.

 

تاریخ انتشار در سایت قبلی: ۲۸ آبان ۱۳۹۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست