1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. تقوا و عظمت بزرگان، تلازمی با صحت معلومات،باورها و نظرات آنها ندارد

تقوا و عظمت بزرگان، تلازمی با صحت معلومات،باورها و نظرات آنها ندارد

 تقوی،زهد،اخلاص و سایر فضائل اخلاقی بزرگان و مشاهیر علما و همین طور حسن سلیقه آنها در مدیریت، و موفقیت آنها در کسب شهرت، عظمت و مقبولیت، چه در زمان حیات، و چه بعد از وفات، حتی شهرت تاریخی آنها، لزوما دلیل بر صحت معلومات و نظرات علمی و اهمیت علمی کتاب های آنان نیست. چون موفقیت در جهات اخلاقی و نفسانی مضافا بر استعداد و آمادگی ذاتی و تربیت خانوادگی، برخواسته از نیت خوب و انجام عمل به نیت خوب و اخلاص در عبادت و اطاعت است. حتی در صورتی که بر خلاف تصور و اعتقاد خود شخص، آن عمل نه واجب باشد و نه مستحب بلکه حتی در صورتی که آن عمل حرام یا مکروه هم باشد.

 

شواهد این مطلب در ادله نقلیه

روایاتی که این مطلب را مورد تایید قرار داده اند دو دسته اند: دسته اول روایاتی است که از حضرت رسول(ص) نقل شده که فرموده: (إنّما الأعمال بالنیات و لکل إمرءٍ ما نَوی) این حدیث تقریبا متواتر است و اصل و کلیت آن مورد خدشه قرار نگرفته است. دسته دوم اخباری است که در کتب روائی و فقهی شیعه به عنوان اخبار (مَن بَلَغ ) معروف است. نامگذاری این اخبار به این عنوان به این دلیل است که این اخبار به جمله (من بلغه ثواب…) شروع شده و مفاد آنها این است که اگر به کسی خبر و حدیثی در باره استحباب و ثواب یک عمل برسد و او آن عمل را به امید آن ثواب و اجر انجام دهد آن ثواب به او می رسد حتی در صورتی که آن حدیث دروغ باشد و آن عمل در واقع مستحب نباشد. و حتی در صورتی که آن عمل در واقع مکروه یا حرام باشد. بسیاری و شاید اکثر مستحباتی که در کتب ادعیه و زیارات نقل شده و حتی بسیاری از آنهائی که در کتب فقهی و کتب فتوائی مانند رساله توضیح المسائل نقل شده از همین باب است. به عبارت دیگر بسیاری از فقها صرف یک نقل قول که در باره استحباب یک عمل در یک روایت نقل شده را برای فتوا دادن به استحباب آن عمل کافی دانسته اند هر چند که سند آن روایت ضعیف یا مردود باشد .

سر این مطلب این است که عبادت و اطاعت یک ریاضت و ورزش روحی و روانی است که مانند همه ورزش ها نتائج و آثار مخصوص به خود را به بار می آورد. تاثیر این نوع ریاضت در گرو نیت و باور و استمرار عمل شخص مرتاض است نه در گرو صحت آن اعمال و مطابقت آنها با خواسته خدا و دین. همان طور که ورزش بدنی و عضلانی باعث تقویت عضلات می شود، ورزش روحی هم باعث تقویت روح می شود. ورزش اراده هم باعث تقویت اراده می شود. مهارت های گوناگون برآمده از ورزش های بدنی و مهارت های گوناگون برخواسته از ورزش های روانی و ارادی در زمان ما به صورت های مختلف در رسانه ها به نمایش گذاشته می شود و همگان می توانند آنها را مشاهده نمایند. کارهای خارق العاده و به ظاهر معجزه‌آسای مرتاضین مخصوصا مرتاضین هند به طور فراوان در کتب تاریخی و در سفرنامه ها نقل شده.

شیخ مرتضی انصاری که به عنوان ( شیخ اعظم ) از او یاد می شود در کتاب فرائد الاصول که به رسائل معروف است، بحثی دارد به عنوان تجرّی و إنقیاد. منظور از تجری در اینجا این است که شخصی عملی را به قصد عمل حرام انجام دهد و در واقع آن عمل حرام نباشد که در اینجا آن شخص، گناهکار محسوب می شود، نه به خاطر اینکه واقعا عمل حرامی انجام داده چون آن عمل در واقع حرام نبوده بلکه به خاطر اینکه روحیه عصیان گری در برابر خدا و جرأت بر گناه را به فعلیت رسانده و بروز داده است. منظور از انقیاد هم این است که شخصی عملی را به عنوان اطاعت و عبادت انجام دهد ولی در واقع آن عمل نه واجب باشد و نه مستحب و حتی در بعضی موارد ممکن است حرام هم باشد که در این صورت آن شخص به اجر آن عمل می رسد نه به خاطر اینکه عمل واجب یا مستحبی انجام داده چون در واقع آن عمل نه واجب بوده و نه مستحب و شاید حرام هم بوده. بلکه به خاطر اینکه روحیه انقیاد و اطاعت خود از فرمان خداوند را به مرحله فعلیت رسانده و از خود بروز داده است.

موفقیت مرتاضین و عبادت کنندگان پیروان ادیان و مذاهبی که ما دین و مذهب و عبادت آنها را باطل می دانیم از همین باب است. بسیاری از مرتاضین هندو و بودائی به مقاماتی رسیده و می رسند که بسیار حیرت انگیز است. گاهی اوقات به غیب گوئی می پردازند و گاهی اوقات به راحتی از سابقه و نیت و گذشته و آینده بعضی اشخاص خبر می دهند. و در عین حال ما در بطلان دین و مذهب آنها هیچ تردیدی به ذهن خود راه نمی دهیم. آیه ۲۰ سوره شریفه إسراء ( کُلاًّ نُمِدُ هولاء و هولاء من عطاء ربک و ما کان عطاء ربک محظورا ) که می فرماید(به همه یاری می رسانیم، هم دنیا طلبان و هم آخرت طلبان، عطیه پروردگار تو محدود شدنی نیست) به همین معنی تفسیر شده.

حتی بعضی از کسانی که پیرو هیچ دین و مذهبی نباشند هم وقتی به تقویت و قدرت روحی خود اقدام نمایند و در این جهت به ریاضت های سخت بپردازند و به آن ادامه بدهند ممکن است به مراتبی از قدرت روحی برسند که بتوانند کارهای خارق العاده ای انجام دهند و در بعضی اوقات بتوانند در اراده بعضی اشخاص تصرف نمایند یا فکر اشخاص را بخوانند. هیپنوتیسم از همین جا نشئت می گیرد.

ظریف ترین و لطیف ترین و باریک ترین این گونه ریاضت ها ریاضت اشخاص خوش قلب و ساده لوح و خوش باوری است که با اعتقاد و ایمان راسخ به باورها و معتقدات خود و اطمینان به خدا پسند بودن بعضی اعمال و بدون طمع به رسیدن به یک مقام معنوی و قدرت بر انجام کارهای خارق العاده و کرامت و معجزه‌مانند و بدون توجه به آثار و نتائج حاصله از آن ریاضت ها به آن می پردازند. به عبارت دیگر ریاضت می کشند و تمرین می کنند و خود نمی دانند که ریاضت می کشند و آن اعمال نه در نظر خودشان و نه در نظر دیگران ریاضت محسوب نمی شود. این گونه افراد هر چه ساده لوح تر و زودباور تر باشند سریع تر به  درجات بالاتر می رسند. جمله معروف “ اکثر اهل الجنة البلهاء “ ( بیشتر اهل بهشت ابلهان و ساده‌لوحانند) که احتمالا حدیث هم باشد اشاره به همین مطلب دارد. دوستان نجفی وقتی می خواستند به کسی بگویند ساده لوح است و چیزی حالیش نیست، به شوخی می گفتند ایشان از اهل بهشت است. عوام هم بدون توجه به تفصیلات و علل و عوامل این حالات، تا حدودی به این مطلب توجه دارند. به همین دلیل است که برای تبرک جستن و طلب دعا بیشتر به سراغ همین افراد می روند نه افراد زرنگ و زیرک و در بعضی موارد هم چیزی نذر آنها می کنند. و تصور یا خیال می کنند که این گونه افراد به دلیل سادگی و اجتناب از زرنگی و عدم اطلاع از امور دنیوی به خصوص سیاسی نفَسَشان گیرا تر است و دعایشان بهتر اجابت می شود و تاثیر می کند. به همین دلیل است که بعضی از عوام فریبان تظاهر به سادگی می کنند و به رفتارهای ساده لوحانه می پردازند.

بنا براین دور از انتظار نیست که بعضی از علما و مؤمنین متعبد که برای اطاعت از خدا و نجات از جهنم و رسیدن به بهشت با خلوص نیت به عبادات می پردازند و از گناهان اجتناب می کنند، به درجات بالائی از مقامات معنوی نائل شوند و حتی کراماتی از خود بروز دهند. حصول این نتائج متوقف بر این نیست که آن عبادات و طاعات حتما واجب یا مستحب و در واقع مطلوب و خواسته خدا باشد. چون در مواردی که پیکره آن اعمال بر خلاف رضای خدا باشد هم ممکن است آن نتائج حاصل شود.

یک خلط مبحث زیان بار

بسیاری از رجال بزرگ و مشهور مذهبی دارای دو وجهه یا دو شخصیت اند. وجهه تقدس و زهد و تقوی و وجهه علمیت و نظریه پردازی. در شرح حال و بیوگرافی آنها، هم در باره زهد و تقوا و فضائل معنوی آنها بحث می شود و هم در باره مراتب علمی و کتب و تالیفات آنها. برای اشخاص بسیار معدودی هم وجهه سومی اضافه می شود و آن وجهه مبارزاتی و سیاسی و اجتماعی اشخاصی است که در تقویت پایه‌ها و اصول و شکل دهی به مذهب یا اوضاع اجتماعی نقش مؤثر داشته اند. شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی، خواجه نصیر طوسی و علامه حلی، هم در بعد علمی اثر گذار بوده اند و هم در بعد سیاسی و اجتماعی. شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی در زمان خلافت بنی عباس و در سایه قدرت آل بویه به تقویت و شکل دهی مذهب شیعه پرداختند. و خواجه نصیر و علامه حلی در زمان حکومت ایلخانان مغلی به تقویت و توسعه مذهب شیعه پرداختند. شهید اول، شهید ثانی، وحید بهبهانی، صاحب جواهر، صاحب حدائق و شیخ مرتضی انصاری در بعد علمی تاثیر گذار بوده اند. آخوند خراسانی هم در مسائل سیاسی تاثیر گذار بوده و هم در مسائل علمی. امام خمینی در شهامت و شجاعت و مبارزه و رهبری سیاسی دارای یک برجستگی خاص و تقریبا منحصر به فرد بود.

خلط مبحث زیان بار در اینجا این است که زهد و تقوا و مقامات معنوی و عظمت تاریخی گذشتگان خود را دلیل بر صحت نظرات علمی آنها بدانیم. با اینکه نه مقامات معنوی دلیلی بر صحت نظرات علمی اشخاص است و نه شهرت و عظمت تاریخی و نه قدرت مدیریت و رهبری سیاسی و اجتماعی.

آنچه باید الگو و سرمشق باشد چیست؟

تردیدی وجود ندارد که افراد نامبرده و افراد دیگری، از پیشوایان و افتخارات تاریخ ما هستند که در طول تاریخ به وجودشان افتخار شده و در آینده نیز چنین خواهد بود. ولی مشکل عمده ما در بهره برداری از گذشتگان خود به عنوان الگو و سرمشق، در این است که بدون دقت و تفکیک ابعاد و جنبه های شخصیتی آنها، و اینکه کدام بعد آنها مثبت بوده و کدام منفی، و کدام مثبتات آنها مختص به زمان خودشان بوده و کدام در زمان ما هم ممکن است مورد استفاده قرار گیرد، با تقدس بخشیدن به آنها و افراط در بزرگداشت آنها و امتناع از نقد روش و نظرات آنها متعصبانه بر پیروی از آنها پافشاری کنیم و به طور مستمر به توجیه افکار و نظرات علمی آنها بپردازیم و نظرات علمی آنها را بدون نقد و ارزیابی جدی و واقع بینانه به عنوان اصول فکری دین و مذهب مبنی قرار دهیم. از این بدتر کتاب های آنها را به عنوان کتب درسی انتخاب نمائیم و حتی نوشتن کتاب های درسی دیگری را اهانت به آنها تلقی کنیم و خود و آیندگان را به سوی تقلید و پیروی کورکورانه از گذشتگان سوق دهیم و به جای نوآوری و اجتهاد واقعی، بر رکود و تحجر اصرار بورزیم. هم در فروع و هم در اصول. با اینکه تقلید در اصول دین را جایز نمی شماریم و آن را مورد نکوهش قرار می دهیم.

نقش مشاهیر عرفا

دسته دیگری از مشاهیر که به عنوان عابد، زاهد و عارف شناخته شده و مشهور شده اند،نه به عنوان عالم و صاحب نظر، مشکل حادی بر افراط در تقدیس آنها مترتب نمی شود حد اکثر این است که عده ای از مردم برای طلب حاجت به آنها یا مقبره آنها مراجعه نمایند و بازار متولیان مقابر آنها گرم شود. و اگر به طور غیر مستقیم از لحاظ فرهنگی و عقیدتی زیان هائی به جامعه برسد چندان گسترده و عمیق نیست.

ولی اگر بعضی از این افراد مضافا بر این،به عنوان عالم و دانشمند و مجتهد و صاحب نظر در مسائل عقیدتی و فقهی هم به حساب آیند و تالیفاتی هم داشته باشند و کتاب ها و نظریاتشان به عنوان کتب و نظریات برتر شناخته و مشهور شوند، طبیعتا هیمنه و صیت و عظمت شان بر محیط علمی و فرهنگی غالب می شود و در اثر آن، شرائط و زمینه ای فراهم می شود که نسل های بعدی مقلد آنها شوند و راه اجتهاد و اظهار نظر به روی آیندگان بسته شود و آیندگان جرأت نقد نظرات آنها نداشته باشند و به مرور زمان علوم به حالت رکود درآید. همان طور که به قول فلاسفه جدید افکار افلاطون و ارسطو ۲۰۰۰ سال بر افکار بشر مسلط شد و آن را به حالت رکود درآورد. به عبارت دیگر عقل بشر را مهر و موم کرد و راه تفکر و نوآوری را به روی آنها مسدود نمود.

وضعیت مشکل تر وقتی بروز می کند که بعضی از این افراد مضافا بر احراز بالا ترین مقام علمی و معنوی به بالا ترین قدرت سیاسی نیز دست یابند به طوری که هم در مسائل علمی افکار و نظریات شان بر همه سطوح جامعه حاکم و مسلط شود و هم در مسائل اجتماعی و سیاسی. و کتاب‌ها و نظرات و بیانات‌‌شان در همه مسائل اعم از عقیدتی و فقهی و سیاسی الگو و فصل الخطاب تلقی شود. چون نتیجه و محصول این وضعیت این است که راه نقد و اظهار نظر در همه مسائل به روی همگان بسته شود و همه تلاش ها و کوشش های علمی در توجیه و تبلیغ نظرات این اشخاص به کار گرفته و مصرف شود و هیچ راهی برای نقد و تحقیق علمی و اظهار نظر در هیچ مسئله ای به طور مستقل برای احدی باز نماند.

  حسن سلیقه در مدیریت و کسب شهرت و مقام نیز برخواسته از موقعیت‌شناسی و مردم‌شناسی و هوش و استعداد بهره برداری از امکانات و فرصت ها نشئت می گیرد، نه از برخورداری از معلومات حوزه‌وی و سنتی بیشتر و نظرات علمی صحیح تر و کامل تر. همان طور که در عالم سیاست و اقتصاد این مطلب به خوبی برای همگان آشکار است. و لذا در همه انتخابات ها اعم از انتخابات ریاست جمهوری و نمایندگان مجالس قانون گذاری،توانائی و تجربه اشخاص در انجام وظائف محوله و سابقه کاری او در نظر گرفته می شود و مورد بحث و مناقشه قرار می گیرد نه تخصص علمی او . رئیس جمهور های موفق و نمایندگان شایسته در بین احزاب سیاسی بر می خیزند نه در بین اساتید دانشگاه و حوزه و نه در بین محققان و اندیشمندان و صاحب نظران. موفقیت مدیران شرکت ها و مؤسسات مالی بزرگ نیز بیشتر در گرو حسن سلیقه و هشیاری و موقع شناسی و برخورد مناسب با مسائل جاری و قدرت شخصی در برخورد با رقبا است نه در گرو نمرات درسی و تالیفات و نظرات کارشناسانه آنها.

حتی ممکن است یک شخصیت و مقام برجسته انقلابی در یک مرحله از یک انقلابی که خود به وجود آورده رهبر شایسته و موفقی باشد ولی در ادامه رهبری همان انقلاب نا موفق باشد. دلیل شکست بسیاری از انقلاب ها به همین دلیل بوده که رهبر انقلاب، بعد از پیروزی نتوانسته انقلاب خود را به خوبی رهبری نموده و به اهداف عالیه خود جامه عمل بپوشاند. با اینکه پیش از انقلاب رهبر موفق و شایسته ای بوده.

از موارد بسیار روشن این مطلب مرحوم آیت الله منتظری بود که هم از لحاظ علم و تقوی و اخلاص شخصیت برجسته ای بود و هم از لحاظ فعالیت و مبارزه با حکومت پهلوی برای برقراری حکومت اسلامی. ولی در باره مدیریت و رهبری سیاسی ایشان بعد از پیروزی انقلاب، انتقاداتی مطرح می شد که در بسیاری از موارد عاری از حقیقت نبود و بسیاری از دوستان و بستگان ایشان هم به این مطلب اذعان داشتند.

صرف نظر از مدیریت و رهبری اجتماعی و سیاسی، کتاب درسی خوب نوشتن نیز هنر و کاری است که از هر عالم و دانشمندی برنمی آید. بلکه نیاز به ذوق و سلیقه خاصی دارد. وقتی در سال ۱۳۵۶ کتاب حلقات الاصول شهید صدر که برای تدریس نوشته بود را کتاب درسی مدرسه رسالت قرار داده بودم آیت الله هاشمی شاهرودی که از شاگردان مبرز آن شهید بزرگوار است و به آن افتخار می کند، می گفت این کتاب برای تدریس مناسب نیست چون شرایط و خصوصیات کتاب درسی در آن رعایت نشده است.

مشکل اصلی در سازمان روحانیت

یکی از مشکلات اساسی روحانیت شیعه و حوزه های علمیه از همین جا نشئت می گیرد که تقدس و عظمت بزرگان مذهب را ملازم با صحت نظرات و برتری کتب علمی آنها به شمار می آورد و دلیل تقدس و موفقیت و شهرت آنها را نظرات علمی آنها می داند و چون آنها را الگوی خود قرار داده و تلاش می کند خود را به آنها نزدیک نماید، نظرات و کتب آنها را مد نظر قرار می دهد و همین اندیشه و تفکر تدریجا منتهی به این می شود که کتاب های بزرگان کتب درسی شود و نظرات آنها الگو و مبنی قرار گیرد. با اینکه ممکن است نظرات علمی آنها نه عامل اصلی معنویت و تقوی و تقدس آنها باشد و نه عامل موفقیت آنها در کسب شهرت و مدیریت اجتماعی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست