1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. فقه و احکام
  6. /
  7. در حاشیه بحث وجدل ها در باره حقوق و جایگاه زن در جامعه اسلامی

در حاشیه بحث وجدل ها در باره حقوق و جایگاه زن در جامعه اسلامی

 بخش عمده ای از مباحث مختلف در باره قابل انطباق بودن احکام ثابت اسلام با شرائط متغیر و متحول جامعه بحث و جدل در باره حقوق و جایگاه زن در جامعه اسلامی در عصر حاضر است و در برابر این سؤالات است که چرا ارث زن نصف ارث مرد باشد؟ و چرا شهادت زن به اندازه نصف شهادت مرد اعتبار داشته باشد؟ و در باره نابرابری زن با مرد که چرا مرد قیم زن باشد؟ و چرا سرپرستی بر اولاد اختصاص به مرد داشته باشد و زن در این امر حق دخالت نداشته باشد؟ و در باره نقش زن در مسائل اجتماعی و سیاسی است که چرا زن به اندازه مرد حق ورود به صحنه سیاسی و مدیریت کلان جامعه نداشته باشد؟ و از این قبیل مسائل.

 

روش ها و خط مشی های مختلف در نحوه برخورد با این سؤالات

۱-بعضی می گویند همین احکام و حقوق فعلی مدون در فقه اسلام باید تطبیق و اجرا شود. و نباید به خاطر تحولات و تغییرات اجتماعی در این امر شک و تردید ایجاد شود.

۲- دسته دیگری می گویند چون باب اجتهاد در فقه شیعه باز است باید با اصلاح و تجدید نظر در اجتهاد، احکام و حقوق مدون در فقه اسلام به گونه ای اصلاح شود که مطابق با تحولات جامعه باشد و اصرار دارند که چنین امری ممکن و وظیفه است.

۳-دسته سومی هم کاری به این مسائل ندارند و بی تفاوت از کنار آنها می گذرند و به مسائل روز مره خود می پردازند و با همین وضع به سر می برند.

در این مقاله با ذکر پاره ای از آیات قرآن کریم که بخشی از احکام و حقوق زن با صراحت در آنها بیان شده، از دسته دوم که می خواهند از طریق اصلاح اجتهاد، احکام و حقوق فعلی زن تغییر یابد و سازگار و همگون با تحولات جامعه شود می پرسیم با کدام اجتهاد می خواهید مفاد و معنی این آیات محکم و صریح الدلاله تغییر یابد و مطابق روح زمان شود و در عین حال احکام اسلامی محسوب شود و پیروان اسلام آنها را احکام اسلام تلقی نمایند؟ یا اینکه این گونه نظریات آرزوها و ایده ها ای است که از سر عجز و برای برون رفت از بن بست به ذهن بعضی ها خطور می کند و مورد پسند بعضی دیگر قرار می گیرد؟

آیا بهتر از این سخنان شعاری و ایده آلی این نیست که با صراحت اعتراف کنیم که ما از تطبیق و اجرای این گونه احکام در شرائط عصر حاضر به دلیل اینکه اکثر مسلمین تحمل و پذیرش آن را ندارند، عاجز و ناتوانیم. و برای موفق نشان دادن طرح ها و آرزوهای خود بیش از این در دین خدا تصرف نکنیم و در زندگی خلق خدا بیشتر از این دخالت نکنیم و نسخه های من دراوردی ننویسیم؟

بلی اگر حوزه های ما و علمای ما این ظرفیت و جرات و تحمل را داشتند که احکام اسلام را از شرائط مکانی و زمانی صدر اسلام تجرید نمایند و عصاره و روح آنها را استخراج نموده و به اجرا بگذارند، در آن وقت می توانستیم ادعا کنیم که ما روح اسلام را استخراج نموده و به آن عمل می کنیم و مانند آن شاعر صوفی مسلک بگوئیم ” ما ز قرآن مغز را برداشتیم _ پوست را بر پشت خران بگذاشتیم.

و اینک آیاتی از قرآن کریم که بخشی از حقوق و احکام مربوط به زن با صراحت در آنها بیان شده و به هیچ توجیهی قابل تاویل نمی باشد:

توجه: ترجمه این آیات از ترجمه تفسیر المیزان کپی شده است.

۱- در باره اینکه شهادت زن نصف شهادت مرد به حساب می آید آیه ۲۸۲ از سوره بقره

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبُ بِالْعَدْلِ وَ لَا يَأْبَ كاَتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيًْا فَإِن كاَنَ الَّذِى عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشهِْدُواْ شهَِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَينْ‏ِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشهَُّدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَیهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَیهُمَا الْأُخْرَى‏ وَ لَا يَأْبَ الشهَُّدَاءُ إِذَا مَا دُعُواْ وَ لَا تَسَْمُواْ أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلىَ أَجَلِهِ ذَالِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشهََّادَةِ وَ أَدْنىَ أَلَّا تَرْتَابُواْ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَرَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكمُ‏ْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَ أَشْهِدُواْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَ لَا يُضَارَّ كاَتِبٌ وَ لَا شَهِيدٌ وَ إِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقُ بِكُمْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ عَلِيمٌ.

شما اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هر گاه به يكديگر وامى تا مدت معينى داديد آن را بنويسيد، نويسنده‏اى در بين شما آن را به درستى بنويسد، و هيچ نويسنده‏اى نبايد از آنچه خدايش آموخته دريغ كند، پس حتما بنويسيد، و بايد كسى كه حق به عهده او است و بدهكار است، املا كند، (نه طلبكار)، و بايد كه از خدا و پروردگارش بترسد، و چيزى كم نكند و اگر بدهكار سفيه و يا ديوانه است، و نمى‏تواند بنويسد سرپرستش به درستى بنويسد، و دو گواه از مردان و آشنايان به گواهى بگيريد، و اگر به دو مرد دسترسى نبود، يك مرد و دو زن از گواهانى كه خود شما ديانت و تقوايشان را مى‏پسنديد، تا اگر يكى از آن دو يادش رفت ديگرى به ياد او بياورد، و گواهان هر وقت به گواهى دعوت شدند نبايد امتناع ورزند و از نوشتن وام چه به مدت اندك و چه بسيار، ملول نشويد، كه اين نزد خدا درست‏تر و براى گواهى دادن استوارتر، و براى ترديد نكردن شما مناسب‏تر است، مگر آنكه معامله‏اى نقدى باشد، كه ما بين خودتان انجام مى‏دهيد، پس در ننوشتن آن حرجى بر شما نيست، و چون معامله‏اى كرديد گواه گيريد، و نبايد نويسنده و گواه را زيان برسانيد، و اگر رسانديد، ضررى به خودتان است، از خدا بترسيد خدا شما را تعليم مى‏دهد، كه او به همه چيز دانا است.

۲- در باره تعدد زوجات آیه ۳ سوره نساء

وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فىِ الْيَتَامَى‏ فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنىَ‏ وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَالِكَ أَدْنىَ أَلَّا تَعُولُواْ.

اگر بترسيد كه مبادا در باره يتيمان مراعات عدل و داد نكنيد پس آن كس از زنان را به نكاح خود در آوريد كه شما را نيكو و مناسب با عدالت است: دو يا سه يا چهار(نه بيشتر) و اگر بترسيد كه چون زنان متعدد گيريد راه عدالت نپيموده و به آنها ستم كنيد پس تنها يك زن اختيار كرده و يا چنانچه كنيزى داريد به آن اكتفاء كنيد كه اين نزديكتر به عدالت و ترك ستمكارى است.

۳ در باره اینکه ارث زن نصف ارث مرد است در سه آیه آمده: اول آیه ۱۱ سوره نساء

يُوصِيكمُ‏ُ اللَّهُ فىِ أَوْلَدِكُمْ لِلذَكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَيَينْ‏ِ فَإِن كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَينْ‏ِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَ إِن كاَنَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَيْهِ لِكلُ‏ِّ وَاحِدٍ مِّنهُْمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كاَنَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كاَنَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصىِ بهَِا أَوْ دَيْنٍ ءَابَاؤُكُمْ وَ أَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكمُ‏ْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيمًا حَكِيمًا.

حكم خدا در حق فرزندان شما اين است كه پسران دو برابر دختران ارث برند، پس اگر دختران بيش از دو نفر باشند، فرض همه دو ثلث (دو سوم) تركه است و اگر يك نفر باشد، نصف و فرض هر يك از پدر و مادر يك سدس تركه است در صورتى كه ميت را فرزند باشد و اگر فرزند نباشد و وارث منحصر به پدر و مادر باشد در اين صورت مادر يك ثلث مى‏برد (و باقى به پدر رسد) و اگر ميت را برادر باشد در اين فرض مادر سدس خواهد برد، پس هر آنكه حق وصيت و دين كه به مال ميت تعلق گرفته استثنا شود، شما اين را كه پدران يا فرزندان و خويشان كدام يك به خير و صلاح و به ارث بردن به شما نزديكترند نمى‏دانيد (تا در حكم ارث مراعات كنيد) (اين احكام) فريضه‏اى است كه خدا بايد معين فرمايد زيرا خداوند بهر چيز دانا و به همه مصالح خلق آگاه است.

دوم – آیه ۱۷۶ سوره نساء

يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فىِ الْكَلَالَةِ إِنِ امْرُؤٌاْ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَ هُوَ يَرِثُهَا إِن لَّمْ يَكُن لهََّا وَلَدٌ فَإِن كاَنَتَا اثْنَتَينْ‏ِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ ممَِّا تَرَكَ وَ إِن كاَنُواْ إِخْوَةً رِّجَالًا وَ نِسَاءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَيَينْ‏ِ يُبَينِ‏ُّ اللَّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَ اللَّهُ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمُ.

از تو مساله ارث خويشاوندان را مى‏پرسند، بگو خدا در باره كلاله چنين پاسختان مى‏دهد، كه اگر مردى از دنيا رفت و هيچ فرزند ندارد، تنها خواهرى دارد، نصف اموالش از آن وى است، هم چنان كه اگر خواهر مى‏مرد و فرزند نداشت ارثش به او مى‏رسيد، حال اگر وارث برادر دو خواهر بودند، دو ثلث از اموال وى به آنان مى‏رسد، و اگر وارث ميت خواهر و برادرند، برادران هر يك به قدر دو خواهر مى‏برند، خدا براى شما بيان مى‏كند تا گمراه نشويد، و خدا به هر چيزى دانا است.

سوم آیه ۱۲ سوره نساء

و لَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَ إِن كاَنَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكلُ‏ِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُواْ أَكْثَرَ مِن ذَالِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فىِ الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصىَ‏ بهَِا أَوْ دَيْنٍ غَيرَْ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ.

اگر زنانتان فرزندى نداشتند، پس از انجام دادن وصيتى كه كرده‏اند و پس از پرداخت دين آنها، نصف ميراثشان از آن شماست. و اگر فرزندى داشتند يك چهارم آن. و اگر شما را فرزندى نبود پس از انجام دادن وصيتى كه كرده‏ايد و پس از پرداخت وامهايتان يك چهارم ميراثتان از آن زنانتان است. و اگر داراى فرزندى بوديد يك هشتم آن. و اگر مردى يا زنى بميرد و ميراث‏بر وى نه پدر باشد و نه فرزند او اگر او را برادر يا خواهرى باشد هر يك از آن دو يك ششم برد. و اگر بيش از يكى بودند همه در يك سوم مال- پس از انجام دادن وصيتى كه كرده است بى‏آنكه براى وارثتان زيانمند باشد و نيز پس از اداى دينش- شريك هستند. اين اندرزى است از خدا به شما و خدا دانا و بردبار است.

۴ – پرداخت اجرت زنی که با ازدواج موقت مورد استفاده جنسی قرار گرفته: آیه ۲۴ سوره نساء

وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَالِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم محُّْصِنِينَ غَيرَْ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ فََاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيمًا حَكِيمًا.

و زنان شوهر دار مگر كنيزانى از شما كه شوهر دارند،- كه مى‏توانيد آنان را بعد از استبرا به خود اختصاص دهيد،- پس حكمى را كه خدا بر شما كرده ملازم باشيد، و اما غير از آنچه بر شمرديم، بر شما حلال شده‏اند، تا به اموالى كه داريد زنان پاك و عفيف بگيريد، نه زناكار، و اگر زنى را متعه كرديد- يعنى با او قرارداد كرديد در فلان مدت از او كام گرفته و فلان مقدار اجرت (به او) بدهيد،- واجب است اجرتشان را بپردازيد، و بعد از معين شدن مهر، اگر به كمتر يا زيادتر توافق كنيد گناهى بر شما نيست، كه خدا دانايى فرزانه است.

۵- در باره مرد سالاری و اینکه مرد قیم زن است، و اینکه مرد حق دارد برای وادار کردن زن خود به رابطه جنسی در صورت لزوم او را بزند، آیه ۳۴ سوره نساء

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ وَ بِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّلِحَتُ قَنِتَاتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَ الَّاتىِ تخََافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فىِ الْمَضَاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَيهِْنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيًّا كَبِيرًا.

مردان بر زنان قيمومت و سرپرستى دارند، به خاطر اينكه خدا بعضى را بر بعضى برترى داده، و به خاطر اين كه مردان از مال خود نفقه زنان و مهريه آنان را مى‏دهند، پس زنان صالح و شايسته بايد فرمانبر شوهران در كام‏گيرى و تمتعات جنسى و حافظ ناموس و منافع و آبروى آنان در غيابشان باشند، همانطور كه خدا منافع آنان را حفظ فرموده، و زنانى را كه بيم داريد نافرمانيتان كنند، نخست اندرز دهيد، اگر به اطاعت در نيامدند، با آنها قهر كنيد، و در بستر خود راه ندهيد، و اگر اين نيز مؤثر نشد بزنيدشان اگر به اطاعت در آمدند ديگر براى ادامه زدنشان بهانه‏جويى مكنيد، و به خاطر علوى كه خدا به شما داده مغرور نشويد، كه دارنده علو و بزرگى خدا است.

۶- در باره عدم برابری زن و مرد در قصاص و دیه آیه ۱۷۸ سوره بقره

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فىِ الْقَتْلىَ الحُْرُّ بِالحُْرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنثىَ‏ بِالْأُنثىَ‏ فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شىَ‏ْءٌ فَاتِّبَاعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَالِكَ تخَْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى‏ بَعْدَ ذَالِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ.

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد قصاص (جناياتى كه واقع ميشود) بر شما واجب است آزاد در مقابل آزاد و برده در مقابل برده و زن در مقابل زنپس اگر صاحب خون از برادرش (قاتل) بگذرد قاتل بايد كه احسان او را بخوبى تلافى كند و خونبهايى كه بدهكار است به طرز خوبى بپردازد، اين خود تخفيفى است از ناحيه پروردگارتان و هم رحمتى است پس اگر كسى بعد از عفو كردن دبه در آورد و از قاتل قصاص بگيرد عذابى دردناك دارد.

۷- وجوب عده وفات چهار ماه و ده روز بر زنی که شوهرش بمیرد با اینکه این مدت خیلی بیش از اندازه ایست که برای کشف حامله بودن یا نبودن لازم است با اینکه مرد به محض مردن زنش می تواند زن دیگری بگیرد: آیه ۲۳۴ سوره بقره

وَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَ يَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَترََبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشهُْرٍ وَ عَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكمُ‏ْ فِيمَا فَعَلْنَ فىِ أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ.

كسانى از شما كه بميرند و همسرانى به جا گذارند، زنان چهار ماه و ده روز، به انتظار بمانند و چون به مدت خويش رسيدند آنچه به شايستگى در باره خويش كنند، گناهى بر شما نيست كه خدا از آنچه مى‏كنيد آگاه است.

۸- مرد باید اجرت شیر دادن به مادر بچه خود بپردازد که مادر بچه را به صورت مزدور پدر جلوه می دهد: در این مطلب دو آیه آمده: الف:آیه ۲۳۳ سوره بقره

وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَينْ‏ِ كاَمِلَينْ‏ِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَ عَلىَ المَْوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتهُُنَّ بِالمَْعْرُوفِ لَا تُكلََّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةُ بِوَلَدِهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلىَ الْوَارِثِ مِثْلُ ذَالِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنهُْمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيهِْمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْترَْضِعُواْ أَوْلَادَكمُ‏ْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكمُ‏ْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا ءَاتَيْتُم بِالمَْعْرُوفِ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ بمَِا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.

مادران، فرزندان خويش را دو سال تمام شير دهند، براى كسى كه مى‏خواهد شير دادن را كامل كند و صاحب فرزند خوراك و پوشاك آنها را به شايستگى عهده‏دار است هيچكس بيش از توانش مكلف نمى شود، هيچ مادرى به سبب طفلش زيان نبيند و نه صاحب فرزند، به سبب فرزندش، وارث نيز مانند اين را بر عهده دارد اگر پدر و مادر به رضايت و مشورت هم خواستند طفل را از شير بگيرند گناهى بر آنان نيست و اگر خواستيد براى فرزندان خود دايه بگيريد، اگر فردى را كه در نظر مى‏گيريد به شايستگى به او حقى بدهيد گناهى بر شما نيست، از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا بيناى اعمال شما است.

ب آیه ۶ سوره طلاق

أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنتُم مِّن وُجْدِكُمْ وَ لَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُواْ عَلَيهِْنَّ وَ إِن كُنَّ أُوْلَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُواْ عَلَيهِْنَّ حَتىَ‏ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكمُ‏ْ فََاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُواْ بَيْنَكمُ بمَِعْرُوفٍ وَ إِن تَعَاسَرْتمُ‏ْ فَسَترُْضِعُ لَهُ أُخْرَى‏.

زنان طلاقى خود را در همان منزلى كه بر حسب توانايى خود مى‏نشينيد سكنى دهيد و به ايشان به منظور تنگنا نهادن ضرر نرسانيد و اگر داراى حملند نفقه‏شان را بدهيد تا حمل خود را بزايند حال اگر بچه شما را شير دادند اجرتشان را بدهيد و با يكديگر به خوبى و خوشى مشورت كنيد و اگر در باره اجرت سخت گيرى كرديد زنى ديگر آن كودك را شير دهد.

 

تاریخ نشر در سایت قبی: ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۳

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست