1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. حاشیه ها
  6. /
  7. در حاشیه بیانات آیت الله جنتی در نماز جمعه تهران

در حاشیه بیانات آیت الله جنتی در نماز جمعه تهران

آیت الله جنتی در خطبه نماز جمعه تهران بتاریخ ۱۰ دیماه ۱۳۹۳ در برخورد با مرگ ملک عبد الله چنین گفتند: (در مورد مرگ شاه سعودی که خیلی با شیعیان دشمنی و تکفیری‌ها را حمایت کرد و درباره شیعه بدگویی کرد و دروغ‌ها گفت و حالا به سزای اعمال خود می‌رسد، باید به اسرائیل و آمریکا تسلیت گفت و کسانی که در داخل از سر سفره او تغذیه می کردند و باید به مسلمین تبریک گفت) با اینکه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آقای هاشمی رفسنجانی و رئیس جمهور آقای روحانی مرگ او را به حاکمان آل سعود تسلیت گفته بودند و  وزیر خارجه آقای ظریف هم در مراسم فوت او شرکت کرده بود.

 

نظر به اینکه این سخنان آقای جنتی بر خلاف موضع رسمی جمهوری اسلامی بود، باعث تعجب بسیاری شد و تفسیر ها و تحلیل های مختلفی در پی داشت و در باره علت این موضع گیری ایشان هم، بعضی کهولت سن و بعضی دیگر مطالب دیگری مطرح کردند.

صرف نظر از اینکه ملک عبد الله چه کسی بوده و رفتار او خوب بوده یا بد و سزاوار چه برخوردی بوده  و  صرف نظر از اینکه موضع رئیس جمهور و وزیر خارجه در رابطه با مرگ او درست بوده یا اشتباه، به نظر این جانب به جای اظهار تعجب و تفسیر و تحلیل های مختلف، در ارتباط با این گونه برخوردها لازم است سه نکته مورد توجه گیرد: اولا نباید فراموش کرد که این گونه برخوردها تازگی ندارد و از اول پیروزی انقلاب تا حالا در موارد گوناگون وجود داشته و دارد و اختصاص به آقای جنتی هم ندارد. و ثانیا باید توجه داشت که علت اصلی این امر کهولت سن آقای جنتی و امثال او نیست بلکه علت اصلی آن، چند بعدی بودن ایشان و امثال ایشان است. چند بعدی بودنی که برخواسته از موقعیت و مقام های متعددی و متناقضی است که به آنها واگذار شده و باعث تداخل شرح وظائف آنها و صدور سخنان عجیب و غریب ازآنها شده که طبیعتا تشویش اذهان هم در پی دارد.

توضیح: در نظام های سیستماتیک حکومتی، مقامات یا انتخابی اند یا انتصابی. مقامات انتصابی از طرف مقامات بالا تر منصوب می شوند و مهره های حکومت و نظامند که هر کدام باید در جای خود قرار گیرند و موضع خود را داشته باشند و موضع گیری های رسمی آنها باید در چارچوب وظایف محوله به آنها باشد. تعیین سخنگو برای دولت یا برای وزارتخانه برای این است که در باره مواضع دولت یا وزارتخانه سخنان متناقض مطرح نشود. تا هم در داخل کشور و هم در خارج موضع و نظر رسمی حکومت  مشخص و شناخته شده باشد .

سیاست خارجی هر کشور و هر حکومت بر اساس برنامه و سیاست ها و اهداف کلی آن تعیین و تبیین می شود و توسط قوه مجریه و وزارت خارجه اجرا می شود. روابط بین دولت ها بر اساس همان سیاست تنظیم می شود و دولت های خارجی روابط خود با هر کشور را بر اساس همان سیاست مشخص پایه ریزی می کنند. سیاست خارجی را رئیس جمهور یا وزیر خارجه یا سخنگوی وزارت خارجه بیان می کند، نه مقام دیگری. به استثنای نمایندگان مجلس که در چهار چوب وظائف و اختیارات نمایندگی می توانند در همه مسائل مربوط به نظام اظهار نظر نمایند. اظهار نظر اعضای مجلس خبرگان رهبری و اعضای محمع  تشخیص مصلحت نظام و امامان جمعه و سایر دست اندر کاران نظام در این امور به عنوان اظهار نظر یک شهروند عادی و غیر مسؤل تلقی می شود نه نظر یک مقام مسؤل.

مشکل آقای جنتی و امثال او این است که شخصیت حقوقی متعدد و احیانا متناقض دارند. هم شخصیت حقوقی انتخابی دارند و هم شخصیت حقوقی انتصابی. مضافا بر اینکه روحانی بودن هم به خودی خود یک شخصیت حقوقی محسوب می شود. وظائف شخصیت حقوقی یک بعد آنها با شخصیت حقوقی بعد دیگرشان تعارض دارد و در بسیاری از موارد، مسئله بر خود آنها هم مشتبه می شود. به عبارت دیگر مشکل، مشکل سیستم حکومتی ما است که بسیاری از مسؤلین آن، در یک جا انتصابی اند و در جای دیگر انتخابی. آقای جنتی دو مقام انتصابی دارد یکی عضویت شورای نگهبان  که کاملا رسمی است و دیگری امامت جمعه که نیمه رسمی است. و دیگری عضویت در مجلس خبرگان رهبری که ظاهرا انتخابی است. ایشان به عنوان امام جمعه می تواند در باره هر مطلبی اظهار نظر کند حتی اگر بر خلاف نظر رسمی دولت باشد. و لی باید معلوم شود که این موضع گیری برخواسته از نظر شخصی خود اوست نه برخواسته از مقام انتصابی او. بنا بر این، منشا اشکال تداخل سمت ها و مقامات است که در بین مسؤلین نظام رائج است.

 ثالثا اگر به درستی در این امور دقت شود معلوم می شود که بسیاری از مفاسد مستقیما از همین جا نشئت گرفته و مفاسد بسیار دیگری هم به طور غیر مستقیم از همین جا نشئت می گیرد. مثلا شخصی هم امام جمعه است و هم قاضی. از حیث اینکه امام جمعه است می تواند اموالی به عنوان خمس و سهم امام یا زکات و خیرات از مردم بگیرد  و از حیث اینکه قاضی است باید بی طرفانه بین مردم قضاوت نماید. و کاملا طبیعی است که بعضی از رندان به عنوان سهم امام یا امور خیریه دل او یا اطرافیان او را به دست آورند و لباس مقدس سهم امام یا غیر آن را به تن رشوه زشت بپوشانند و آن را مقدس جلوه دهند. می گویند طلبه ای هندوانه ای از مغازه میوه فروشی برداشت و خورد به او گفتند حاج آقا چرا هندوانه غصبی می خوری؟ در جواب گفت من این هندوانه را (مِن حیث أنّه باردٌ) می خورم نه (مِن حیث أنّه غصبٌ). این هندوانه دو حیثیت دارد از یک حیث خنک است و از حیث دیگر غصب است. من از حیث خنک بودنش می خورم نه از حیث غصبی بودنش.

علاوه بر سمت های رسمی یا نیمه رسمی، عنوان و سمت آخوندی هم از همه سمت ها آزاد تر و دامنه دار تر است و با همه سمت های رسمی و نیمه رسمی و شبه رسمی هم سازگار و قابل جمع است. آخوند یعنی همه کاره که در هر کاری می تواند اظهار نظر نماید، آنهم به عنوان وظیفه شرعی. و از راه های متعددی هم می تواند درآمد داشته باشد. خمس و سهم امام، زکات، حج نیابتی، منبر، امام جماعت بودن،اجرای صیغه عقد یا طلاق،روحانی کاروان های حج و عمره و زیارت کربلا و شام، نذر و کفاره. کارهای دیگری هم برای مردم انجام می دهند که آنها هم به طور مستقیم یا غیر مستقیم زمینه درآمد را فراهم می سازند مانند استخاره، اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد، تلقین میت، نذر، و غیر اینها.

وضع روحانیت شیعه و انتظارات مردم از او از جهات متعددی غیر قابل کنترل و نظارت و حساب رسی است و جمع آن باسمت های رسمی و نیمه رسمی و شبه رسمی باعث اختلال در شرح وظائف آنها می شود و مفاسدی را به دنبال می آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست