1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. حاشیه ها
  6. /
  7. در حاشیه نامه‌ی آقای یزدی به آقای شبیری زنجانی

در حاشیه نامه‌ی آقای یزدی به آقای شبیری زنجانی

در حاشیه نامه ی سرگشاده ی آقای یزدی به اقای شبیری زنجانی و واکنش های آن:
از اوائل طلبگی که در نجف بودم اوضاع  حوزه ها و روحانیت را آشفته و تاسف بار می دیدم و همیشه در آرزوی اصلاح به سر می بردم و بارها در باره این مطلب با اساتید و دوستان به بحث و گفتگو می پرداختم وقتی آمدم به قم اقدام به تاسیس مدرسه ای در جهت همین هدف نمودم که جناب اقای یزدی هم تا حدودی با من همکاری داشتند. الآن که عمری ازم گذشته و بعد از این همه بحث ها  و تلاش ها در آخرین مرحله به این نتیجه رسیده ام که خانه از پای بست ویران است.

سوال من این است که چرا شاگردان مرحوم شاه آبادی و مرحوم امام خمینی و علامه طباطبائی که از اساتید نمونه درس اخلاق و معرفت بوده اند با هم نمی سازند و از همان روزهای اول انقلاب تا کنون به همدیگر می تازند؟. حد اقل چرا از گاندی و نلسون مندلا درس عبرت نگرفتند؟ مگر نمی گوییم اسلام دین رأفت و گذشت و سازندگی است؟ پس چرا ما تا این حد کینه توزیم که در مقام انتقام از همکار خود به خود زنی می پردازیم؟

چرا فکری اساسی به حال خود و صنف خود و مردمی که دین و دنیای خود را به ما سپرده اند نمی کنیم؟

اگر این درس ها و این کتاب ها و این برنامه ها که به آنها افتخار می کنیم؛ و به خاطر آنها خود را دانا تر و عاقل تر و عادل تر و مصلح تر از همه رهبران گذشته و آینده دنیا می دانیم؛ سازنده بود، چرا ما را نساخت و تربیت نکرد؟ که حد اقل به حیثیت خود کمتر صدمه بزنیم و اگر اهل تقوی و آخرت نیستیم اقلا اهل دنیا باشیم و آبرو و اعتبار خود را بر باد ندهیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست