1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. سخنی در بارۀ اصلاح طلبی

سخنی در بارۀ اصلاح طلبی

مجمع تشخیص مصلحت اولین گام به سوی اصلاح طلبی:

در سال های اول انقلاب تصور بر این بود که مصوبات مجلس شورای اسلامی با نظارت شورای نگهبان می تواند همه مصالح کشور را تامین نماید ولی وقتی در پی اختلافات شورای نگهبان با مجلس معلوم شد که در صورت تامین نظرات شورای نگهبان بعضی مصالح کشور تامین نمی شود، جهت اصلاح این نقیصه، عده ای به عنوان مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شدند و قرار بر این شد که در صورت عدم رفع اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان رای مجمع تشخیص مصلحت فصل الخطاب باشد.

این راه حل اصلاحی تا حدودی مؤثر واقع شد و بارقۀ امیدی در دل ها ایجاد کرد و در اثر آن بعضی بن بست ها گشوده و راهی به روی اصلاحات باز شد و بعضی از کسانی که از نظام مایوس شده بودند تا اندازه ای امیدوار شدند. ولی پس از مدت کوتاهی معلوم شد که مجمع تشخیص آن طور که انتظار می رفت کارآئی ندارد و نارسائی ها عمیق تر از این است که با این تعدیلات اصلاح شود.

دومین اقدام در جهت اصلاح انشعاب مچمع روحانیون مبارز تهران از جامعه روحانیت مبارز تهران بود. هرچند که در آن ایام از عنوان اصلاح طلبی استفاده نمی شد. جناب آقای موسوی خوئینی ها در کانال تلگرامی خود به توضیحی در بارۀ اقدامات اصلاحی مجمع پرداخته است.

آیت الله منتظری نیز از اولین کسانی بود که در صدد اصلاح برآمد:

مرحوم آیت الله منتظری در سال های اول انقلاب بخش عمده ای از وقت خود را به تحقیق و تدریس ولایت فقیه گذراند که در چهار جلد چاپ شد و ظاهرا کتاب سال هم شد و جایزه هم به او تعلق گرفت. ولی چند سال بعد کم کم به این نتیجه رسید که انتظاراتی که از ولایت فقیه می رفت برآورده نمی شود و به قول طلبه ها “ما قُصِدَ لم یَقَع و ما وَقَعَ لم یُقصَد” شده. یعنی آنچه مقصود بود نشد و آنچه شد مقصود نبود.

 به عبارت دیگر از تدریس و تالیف کتاب ولایت فقیه پشیمان شده بود. بعد از رفع حصر به دیدنش رفتم و به او گفتم قلبم شهادت می دهد که خدا می خواست تو را پاک کند و از تو راضی شود.. فکر کرد که من در بارۀ کتاب ولایت فقیه به او طعنه می زنم. با لبخندی گفت جلد پنجم را دیده ای؟ و به یکی از دفتری ها گفت جلد پنجم را برای ایشان بیارید. جلد پنجم ولایت فقیه تعلیقه هائی است بر چهار جلد ولایت فقیه که در صدد جبران و تعدیل و توجیه بعضی مسائل مطرح شده در آنها برآمده. گفتم جلد پنجم هم خوانده ام.منظورم این بود که اشکال منحصر به کتاب ولایت فقیه نیست. ایشان هم با لبخندی نشان داد که متوجه منظور من شده. تا چند ثانیه با لبخند به هم نگاه می کردیم. اشارتا می خواستم به ایشان عرض کنم که وضعیت موجود نتیجۀ موضع گیری های اوائل انقلاب است که خود شما هم در آن شریک بوده اید. ظاهرا ایشان هم متوجه منظور من شد و آن را انکار نکرد. خدا ایشان را رحمت کند! در تحمل انتقاد واقعا بی نظیر بود. شاید از باب قیاس به نفس بود که خیال می کرد دیگران هم انتقادات او را تحمل می کنند. ولی افسوس که چنین نشد.

اصلاح طلبی در حال حاضر:

در حال حاضر احزاب و جمعیت ها و طیف های متعددی با جریان اصلاح طلبی همسوئی دارند لازمۀ این همسوئی این است که همه این ها قدر مشترکی داشته باشند و هدف مشترکی در نظر گرفته باشند. روشن است که قدر مشترک بین اینها مبارزه با انحصار طلبی جریان مقابل و رفع بعضی از محدودیت ها  و توجه بیشتر به آراء مردم و انعطاف بیشتر در روابط خارجی و آزادی های بیشتر سیاسی و رفتار فردی مردم و امثال اینها است. در این امور ابهام چندان مهمی وجود ندارد ولی مسلما هر کدام از این احزاب اصلاح طلب با وجود هدف و اندیشۀ مشترک مرامنامه و خط مشی خاص خود دارد. و ممکن است حد و مرز خاصی برای این اهداف در نظر گرفته باشد که با مرامنامه و خط مشی سایر احزاب متفاوت باشد و شاید که در بعضی موارد متناقض هم باشد. به عبارت دیگر ممکن است قدر مشترک بین بعضی اصلاح طلبان با بعضی دیگر در بعضی موارد در برابر موارد افتراق کم رنگ و ناچیز باشد.

اصلاح با براندازی متفاوت است. هرچند ممکن است بعضی اصلاح طلبان خواهان اصلاح یا حذف بعضی از اصول قانون اساسی باشند. و ممکن است عده ای لغو نظارت استصوابی و یا حتی ایجاد مختصری نرمش از جانب اصولگرایان را کافی بدانند. بر خلاف انتظار هم نیست که بعضی افراد منسوب به این طیف اگر مورد توچه قرار گیرند و به خودشان یا فرزندان شان امتیازی شود به همان حد اکتفا کنند.

مصلح واقعی کسی است که بتواند از منافع و مشکلات شخصی خود صرف نظر کند.از روی عقده و کینه اظهار نظر نکند. بیش از آنکه به فکر خود یا حزب خود باشد به فکر کشور و مردم باشد. جرئت فکر کردن و انتقاد از خود داشته باشد. جنبه های مثبت طیف مقابل را منفی جلوه ندهد.

اذعان کند که:

۱- نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی و ولایت فقیه برای خدمت به مردم به وجود آمده نه برای اینکه مردم فدای اینها شوند.

۲- شؤنات و حیثیت روحانیت به عنوان یک صنف نه از اصول دین است و نه از فروع دین.

 ۳- استقلال حوزه با وجود تناقضات و رقابت های درونی که هرچه بیشتر آنها را وادار به محافظه کاری و گرایش های عوامانه می کند، و هر از چندی بر تعداد مراجع افزوده می شود، و بدون یک مدیریت جامع و سازنده، که نگذارد در یک حرکت دورانی همواره به دور خود بچرخد، و به شناخت شرائط و فضای اجتماعی اهمیت ندهد؛ غیر از حفظ شؤنات وهمی و عوامانه خود، نتیجۀ مثبتی مترتب برآن نمی شود.

۴- تولید و تکثیر و ترویج این همه القاب و عناوین دهن پرکن و بی اساس و خالی از معنی برای صنف روحانیت، جهل را تبدیل به علم و منفیات را تبدیل به مثبتات نمی کند. و مقبولیت و احترام و عظمتی در پی نخواهد داشت.

 ۵- درس اخلاق و فلسفه و عرفان و مکاشفه و حتی فقه رائج که محصول آن در رسالۀ توضیح المسائل منعکس می شود نمی تواند مبنائی برای انسجام و اصلاح جامعه و سازندگی و مدیریت صحیح کشور باشد.

 ۶- تاسیس این همه مؤسسات فرهنگی و علمی و حرص بر ساختمان سازی و صرف این همه بودجه و نشر این همه منشورات و برگزاری این همه همایش و سمینار و کنگره، هیچ ویرانه ای را آباد نخواهد کرد.

 ۷- تعلیم و تربیت تلقینی و سخنرانی های عوامانۀ حرفه ای و مداحی های غلوآمیز و امر به معروف و نهی از منکر  خشونت آمیز به سبکی که تا کنون انجام شده، نه تنها نتیجۀ قابل توجهی به بار نیاورده و نخواهد آورد، بلکه باعث رنجش و زدگی و سرخوردگی از اسلام شده است.

۸- دشمنی با دیگران و لعن فلان و بهمان به عنوان تبَرّی، و مرگ را حوالۀ این و آن کردن، و به عیوب خود نپرداختن، و شکست ها را به گردن دیگران انداختن، صرف نظر از گناه شرعی، و ترویج بد اخلاقی و بد دهنی، باعث تنبلی ذهن و اندیشه، و عدم دقت و تفکر برای رسیدن به تحلیل صحیح، و فرورفتن هر چه بیشتر در باتلاق جهالت و بی خردی و ساده اندیشی است

۹- ولایت فقیه با صرف نظر از ادلۀ اثباتی آن اگر مقبولیت بیشتری پیدا کرده بود و در مقام عمل هم به گونۀ ظریف تری به اجرا درآمده بود، امید می رفت که مبنائی برای انسجام و تشکل روحانیت در مسیر همگرائی قرار گیرد ولی در وضعیت حاضر که اعتبار آن زیر سؤال رفته و از اطراف متعدد مورد خدشه قرار گرفته امید چندانی به موفقیت آن باقی نمانده و اصرار بیشتر برای تثبیت آن موجب زدگی بیشتر از آن می شود. بهتر این است که از اصرار و تاکید بر آن کاسته شود و اختیارات مبتنی بر آن تقلیل یابد.

البته باید توجه داشت که در این شرائط پیچیده و اوضاع در هم تنیده هر گونه تقاضا یا حرکت تندی زیان بار است چون شکارچیان گوناگونی از اطراف مختلف در کمین ما هستند.بنا براین باید اصل بر مدارا و تانی و صبر و استقامت مادام العمری باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست