1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. سر مطلب چیست؟

سر مطلب چیست؟

۱-آیا اینها این همه تذکرات و نصایح و انتقادات و اعتراضات را نمی‌شنوند و نمی‌خوانند یا معنی آنها نمی‌فهمند یا هم می‌شنوند و هم می‌خوانند و هم معنی آنها را می‌فهمند؟! اگر این چنین است پس چرا ترتیب اثر نمی‌دهند؟!

 ۲- آیا از این همه مفاسد اخلاقی و اقتصادی و اختلافات بین نیروهای انقلابی و ریزش نیروها و فرار مغزها و پریشانی و دین‌گریزی و بیکاری جوانان و وضع اسف بار معیشت خانواده‌ها خبر ندارند ؟! یا اینکه دشمن دین و مذهب و اخلاق و فرهنگ و ملت و کشور ایرانند و تصمیم بر ویرانی و تخریب و نابودی همه چیز گرفته‌اند؟! یا اینکه همه پل‌های پشت سر خود را خراب کرده و راه برگشت ندارند؟! یا اینکه در چنگال یک قدرت خارجی بزرگ گیر افتاده و نمی توانند از چنگ او خارج شوند؟!

۳- آیا ممکن است ادامه این سیاست به دلیل نقشه مخفیانه و نیم کاسه‌ای زیر کاسه باشد که تصمیم دارند هرچه بادا باد و بلغ ما بلغ آن را ادامه دهند و به آخر برسانند؟!

۴- چه دلیلی وجود دارد که در بین همه کشورهای دنیا فقط ما و کره شمالی و کوبا و ونزئولا با امریکا درگیر باشیم چه وجه مشترکی بین ما و این کشورها وجود دارد؟! چرا مالیزی و اندونوزی و ترکیه و سایر کشورها با امریکا چنین مشکلی ندارند؟  مگر همه اینها وابسته به امریکا شده و استقلال خود را از دست داده اند که ما بگوئیم به خاطر حفظ استقلال خود با امریکا مذاکره نمی‌کنیم و آن را دشمن قسم خورده خود بدانیم؟؟!!

 

۵- چرا به نواندیشان دینی و مذهبی و فرهنگی وقعی نمی گذارند؟ و گذشته از این غوغاگران و هوچیان را به جان آنها می اندازند؟ آیا اینها واقعا مخالف اصلاحات فکری و مذهبی‌اند؟ یا اینکه می خواهند سنتگرایان و خرافات پرستان جامعه را از خود راضی نموده و زیر چتر خود درآورند؟ یا اینکه فرهنگ و افکار دینی رائج را چنان آمیخته به فساد می‌دانند که قابل اصلاح و بازسازی نمی‌دانند و می‌خواهند به طور کلی آن را غرق در تباهی و فساد نموده و بعد آن را مانند یک ساختمان کلنگی زوار در رفته و پوسیده بترکانند و نخاله های آن را به بیابان ریخته و ساختمان نوینی به جای آن بنا نهند؟! همان طور که بعضی گفته‌اند باید کاری کرد که ظلم و جور آن قدر زیاد شود که همه جا را فرا بگیرد تا اینکه امام زمان ظهور کند و جامعه را اصلاح نماید؟!

۶- آیا واقعا اینها افکار و ادبیات اشخاص سطحی الفکر و کج اندیش و عجیب و غریبی که آنها را بر نواندیشان دینی ترجیح می‌دهند و گزینش می‌کنند و به آنها امکانات و فرصت می‌‌دهند که به پخش سخنان سطحی و چندش آور خود بپرادزند، را باور دارند؟ یا اینکه از اینها استفاده ابزاری می‌کنند و بعد از وابسته کردن اینها به خود، می‌خواهند اینها را آلت دست قرار داده و طبق برنامه و نقشه‌ای به صف وادارند و به جان مخالفان سیاسی خود بیندازند؟!

۷- آیا این احتمال وجود دارد که اینها بخواهند با این سیاست طیف قشری جامعه را جلو بیندازند که همه عقاید سنتگرایان و خرافات‌پرستان تخلیه شود و کفگیر به ته دیگ بخورد و خرافات به اوج و به حد انفجار برسد تا در وقت مناسب خودشان در مقابل آن موجی ایجاد کنند و شرائط یک انقلاب دینی و مذهبی و فرهنگی فراهم آورند و در نهایت خود بر آن موج سوار شده و پرچم اصلاحگری را در انحصار خود بگیرند و یک انقلاب دینی و مذهبی به راه بیندازند. که در نتیجه خود تاریخ ساز شده و قهرمان تاریخ شوند؟!

۸- آیا این احتمال وجود دارد که اینها فکر می کنند اصلاحگری و نواندیشی دینی اگر مهار نشده و بدون یک مدیریت متمرکز به کار خود ادامه دهد و هرکس بر حسب عقیده و سلیقه خود به این کار بپردازد به جائی نمی رسد بلکه نابسامانی ها از این هم بدتر می شود؟ چون در برابر آن دو خطر بزرگ وجود دارد: از یک طرف ممکن است بعضی از اینها آلت دست سیاست‌های خارجی قرار گرفته و آب را گل آلود کنند که به اهداف خود برسند. و از طرف دیگر ممکن است عده‌ای از سنتگرایان که در بین عوام موقعیت دارند در برابر این جریان بایستند و عوام را بر علیه آن تحریک نموده و با جوسازی و اراجیف مانع اصلاحگری شوند یا آن را بر طبق میل خود مدیریت نمایند؟!

۹- بعضی‌ها فکر می‌کنند اینها این کارها را به نیت خیر انجام می‌دهند. بر فرض که چنین باشد، و ترویج خرافات و تحریک جهال بر علیه نواندیشان مقدمه‌ای باشد برای ایجاد شرائط مناسب برای اصلاحات دینی و مذهبی سئوال این است که این روش با کدام منطق و دین سازگار است، و چه مجوز شرعی و قانونی برای برای این کارها دارند؟! کدام پیغمبر برای مبارزه با بت‌پرستی چنین روشی در پیش گرفته؟ مگر پیغمبر اسلام در مبارزه با بت‌پرستی در ابتدا با پت‌پرستان سازش کرد و بعد از تحکیم بت‌پرستی به مبارزه با آن پرداخت؟ مگر ما پیش انقلاب نمی‌گفتیم هدف واسطه را توجیه نمی‌کند ؟ حالا چه طور شده که این همه اجحاف در حق نواندیشان دینی و ملت را روا بداریم و امکانات بیت المال را در اختیار جهال قرار دهیم که با هو و جنجال و شانتاژبازی اصلاح‌گران دینی را از میدان بدر کنند و آنها را مورد تحریم قرار دهند که نتوانند از هیچ فرصتی بهره برداری کنند؟؟!!

۱۰- احتمال دیگر این است که اینها همه مشکلات را می‌دانند و همه انتقادات و اعتراضات را هم می شنوند، و در برابر این همه مشکلات بی تفاوت هم نیستند، بلکه دلیل اصلی بی اعتنائی به این وضع این است که اینها برای همه اصلاحات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نقشه‌ای دارند. نقشه آنها این است که همه مشکلات را بعد از انسجام و توسعه و فراگیر شدن حزب خود برطرف نمایند. یعنی در زمانی که بر همه ارکان کشور تسلط کامل داشته باشند. مضافا بر همه کارکنان حکومت، اکثر مردم در عضویت حزب واحد درآیند و همه ملت بر حسب سلسله مراتب یک صدا و یک رای و یک صف شوند و از یکجا دستور بگیرند. همه گوش به زنگ یک صدا و یک آهنگ باشند و فقط یک ساز را بشناسند.

شاید تاخیر در اقدام جدی و فراگیر مبتنی بر همین نقشه باشد. به تصور اینها تنها راه اداره صحیح کشور و اصلاح تفکر دینی و مبارزه با فساد تشکیل و تشکل و تحکیم و توسعه همین حزب و سازمان است. به خیال اینها تا چنین حزبی تشکیل و کاملا منسجم و فراگیر نشود حکومت اسلامی به طور کامل پیاده نمی‌شود و امور کشور اصلاح اصلاح نمی شود. شبیه حزب رستاخیز که محمد رضا شاه در سال های آخرش تاسیس کرد. و شبیه حزب بعثی که میشل عفلق در سوریه و عراق بنا نهاد. و احزابی که در شوری سابق و بعضی کشورهای کمونیستی تاسیس شدند. البته این شباهت‌ها در شکل و فرم است نه إیده‌اولوژی چون إیده‌اولیژی‌های این احزاب با هم تفاوت بسیار دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست