1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. فقه و احکام
  6. /
  7. شیخ طوسی از اخباری‌گری و سنت‌گرائی شیعیان زمان خود انتقاد کرده

شیخ طوسی از اخباری‌گری و سنت‌گرائی شیعیان زمان خود انتقاد کرده

به طوری که در مقدمه کتاب مبسوط شیخ طوسی آمده شیخ از اخباری‌گری و سنت‌گرائی و سطحی‌نگری شیعیان زمان خود ناراحت و نگران بوده است. از بیانات جناب شیخ در این مقدمه چنین بر می‌آید که تا آن زمان کتاب فقهی جامعی به سبک کتب اهل سنت بر طبق مذهب شیعه و جود نداشته و فقه آنها در بین کتب حدیث پراکنده و غیر مرتب و بدون تنظیم ابواب و فصول بوده و شیعیان به دلیل همین نقص از جانب اهل سنت مورد انتقاد و سرزنش قرار می‌گرفته‌اند و به آنها گفته می شده که شما علوم و فقه مرتب و سازمان یافته‌ای ندارید و آراء و نظرات شما پراکنده و متناقض و درهم و برهم است. و شیخ که در صدد دفاع از طائفه خود برآمده و می خواسته به تالیف کتاب فقهی جامعی به 

سبک کتب اهل سنت اقدام نماید و به این نکوهش و سرزنش پاسخ دهد و این نقیصه را جبران نماید، نگران این امر بوده که شیعیان به دلیل انس گرفتن و عادت کردن به روش و کتاب های گذشتگان خود و تقدیس آنها، به کتاب مبسوط ایشان که تحولی در فقه شیعه به حساب می آمده به دلیل اینکه بر خلاف سنت گذشتگان آنها بوده، توجه نکنند و آن را تحویل نگیرند.

و در این باره می‌فرماید”و کنت علی قدیم الوقت و حدیثه متشوّق النفس إلی عمل کتاب یشتمل علی ذلک تَتُوقُ نفسی إلیه فیقطعنی عن ذلک القواطع و تشغلنی الشواغل، و تُضَعِّف نیتی أیضا فیه قلة رغبة هذه الطائفة فیه و ترک عنایتهم به لأنهم ألفو الأخبار و ما رووه من صریح الألفاظ حتی أن مسئلة لو غیّر لفظها و عبّر عن معناها بغیر اللفظ المعتاد لهم لتعجّبو منها و قصر فهمهم عنها…” یعنی هم درگذشته دور و هم در گذشته نزدیک اشتیاق به تالیف کتابی داشته ام که مشتمل بر این اوصاف باشد،(پیش از این عبارت اوصاف کتابی که در صدد تالیف آن بوده را بیان کرده) دلم به سوی آن می رفت ولی موانعی مرا از آن باز می داشت و اشتغالات دیگری مرا به خود مشغول می داشت. چیز دیگری که عزم مرا سست می کرد این بود که این طائفه یعنی شیعیان علاقه ای به این مطلب ندارند و به آن توجه نمی کنند. به دلیل انس و دلبستگی به اخبار  و روایات خود به طوری که اگر مسئله ای عبارتش تغییر داده شود و معنای آن به عبارت دیگری بیان شود شگفت زده می شوند و نمی توانند آن را بفهمند.

و در ادامه همن مقدمه به توصیف کتاب نهایه خود که سابقا تالیف کرده بوده می پردازد و می گوید:” و کنت عملت علی قدیم الوقت کتاب النهایه و ذکرت جمیع ما رواه اصحابنا فی مصنفاتهم…” یعنی در گذشته اقدام به تالیف کتاب نهایه نمودم و همه آنچه اصحاب ما در مصنفات خود روایت کرده بودند را در آن نوشتم…و در آخر توصیفهمین کتاب می گوید:”…بل أوردت جمیع ذلک أو أکثره بالألفاظ المنقولة حتی لا یستوحشوا من ذلک…” ولی همه مطالب یا بیشتر آن را با همان الفاظی که در روایات نقل شده بود بیان کردم. تقید به عبارات روایت شده به این دلیل بود که از این کتاب وحشت نکنند و از آن نهراسند.

این نظر شیخ طوسی است نه نظر یک صاحب نظر معمولی. شیخ طوسی هم بر فرهنگ و علوم اهل سنت احاطه داشته و هم بر فرهنگ و علوم شیعیان. کتاب خلاف او که مسائل اختلافی شیعه و سنی را در برابر هم قرار داده و آنها را با هم مقایسه نموده گواه بر این است که به موارد اختلاف شیعه و سنی احاطه داشته است. شیخ طوسی تنها کسی است که از زمان حیات خود تا کنون که بیش از هزار سال است به شیخ الطائفه معروف است.

بنا بر این، این نظر شیخ بسیار حائز اهمیت است و جا دارد که در باره عوامل و ریشه های این حالت کهنه پرستی که شیخ طوسی از آن می هراسیده تحقیقات کاملی صورت گیرد تا معلوم شود که سنت گرائی و اخباری نگری و افراط در تقدیس گذشتگان و آثار آنها از گجا سرچشمه گرفته و تقید به ظاهر عبارات روایات و احادیث و عدم دقت کافی در محتویات آنها از کجا سرچشمه گرفته و راه علاج آن چیست.

بنا بر این آنچه مرحوم دکتر شریعتی روی آن تاکید ورزیده که تشیع موجود را تشیع صفوی نامیده و تشیع صحیح را تشیع علوی نامیده و این دو را با هم مقایسه نموده و ویژگی های این دو را برشمرده، تعریف کاملی از این وضعیت ارائه نمی دهد هر چند که سطحی نگری در افکار تشیع در زمان صفویه به واسطه نشر و ترجمه کتاب های مرحوم مجلسی به اوج خود رسیده و فراگیر و ریشه دار شده است.

و نیز از اینجا معلوم می شود که عامل عمده این وضعیت تنها وابستگی به عوام و سهم امام و سایر اموالی که از عوام به دست روحانیت می رسد نیست. هر چند که بزرگانی آن را  علت العلل نامیده اند.  از جمله آنچه در مقاله”مشکل اساسی در سازمان روحانیت” از مرحوم شهید مطهری که در کتابچه “بحثی در باره مرجعیت و روحانیت” چاپ شده، آمده. که “علت العلل همه خرابی ها سهم امام است”

و شاید پس از تحقیقات کاملی در این مسئله معلوم شود که وابستگی به عوام و مساعدت های مالی آنها نیز معلول همان سطحی نگری و تقدیس گذشته و گذشتگان و آثار آنها است که انسان را مقلد و تابع و سنت گرا بار می آورد و مانع رشد و خلاقیت و شکوفائی استعدادهای او می شود.

آن طور که از کتب فقهی و اصولی در خلال نقل اقوال علمای گذشته به دست می آید که از دو عالم بزرگ یعنی ابن جنید بغدادی و ابن عقیل عمانی به عنوان”قدیمین” یاد می شود و آنها را متمایل به اهل سنت قلمداد می کنند، علت بی التفاتی فقهای شیعه  به آن دو عالم بزرگ که پیش از شیخ مفید می زیسته اند و از دست رفتن کتاب های آنها نیز همین امر، یعنی سطحی نگری و سنت گرائی بوده است.

اگر کسی بخواهد این وضعیت را به یک دسته از حاکمان نسبت دهد و آنها را عامل به وجود آمدن رواج سطحی نگری و افراطی گری و به حاشیه راندن افکار معتدل و اصلاح گرانه معرفی نماید شاید بهتر این باشد که تشیع موجود را به حاکمان آل بویه نسبت دهد نه صفویان . چون شیخ مفید که متاخر از ابن جنید و ابن ابی عقیل بوده، در زمان حکومت آل بویه می زیسته که بعد از حکومت بر ری و اصفهان و شیراز و اهواز به بغداد رفتند و عملا خلیفه عباسی زیر سلطه آنها قرار گرفت و فرهنگ تشیع بر کل جهان اسلام غالب شد و شیخ مفید و بعد از او سید مرتضی و شیخ طوسی که به شیخ الطائفه ملقب گشت در پرتو حکومت آنها به ترویج و توسعه مذهب شیعه پرداختند و در پرتو حکومت و حمایت آنها تدریجا زمینه رشد عقائد و افکار افراطی و سطحی فراهم گشت.

عامل اصلی و علة العلل این وضعیت:

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست