1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. نقل قول ها
  6. /
  7. مدرس نخست وزیری را نپذیرفت و با حکومت آخوندی مخالفت کرد

مدرس نخست وزیری را نپذیرفت و با حکومت آخوندی مخالفت کرد

متن ذیل در کتاب خاطرات مرحوم آیت الله پسندیده برادر بزرگ مرحوم امام خمینی صفحه ۱۵۳ آمده. این متن حاوی نکات جالبی در باره نقش روحانیت در سال‌های پر از فتنۀ پیش از سلطنت پهلوی ایست.مدرس می داند که حکومت روحانیت منتهی به فساد و روی گردانی مردم از آنها می‌شود.

“یادم نیست اوائل ۱۳۰۲ یا اوائل ۱۳۰۳ بود که در منزل مرحوم مدرس بودیم عصر بود چند نفری بودیم که من با دونفر دیگر بودم و عموی شیخ حیدر علی نیاورانی هم بود شیخی یا قد بلند و قیافه ای نافذ و چشمهای بسیار زاغ و پیراهن بلند کرباس و معمم وارد شد عموی حاج شیخ حیدر علی نیاورانی او را معرفی کرد که آقای حاج میرزا حسن رشدیه و صاحب کتاب صد درس است(من کتاب را ندیدم) به مرحوم مدرس عرض کرد مطالب مهمی دارم و می خواهم در میان بگذارم. فرمودند فردا اول آفتاب(صبح) بیائید. به ما هم فرمودند صبح بیائید و همین جا چایی بخورید. رشدیه رفت آن آقای نیاورانی از رشدیه تنقید کرد و مطالب گفت در هر صورت صبح رفتیم در طاق نمائی نشستیم برای هریک نان و یک استکان چای آوردند یادم نمانده که پنیر هم بود یا خیر چای دوم را تقاضا کردیم و گویا عمو اوغلی (نوکر شهید مدرس) بود آورد. دو گرده نان از دهات اصفهان آورده بودند خیلی خشک بود.بعد رشدیه شروع به صحبت کرد ملاقات خود را با مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری و مرحوم حاج آخوند رستم آبادی و استخاره قرآن برای ملاقات مرحوم نوری و آیه استخاره( قل بفضل الله و برحمة) و منصرف کردن مرحوم نوری و رستم آبادی از مخالفت با مشروطه و مراجعت به تهران از حضرت عبد العظیم شرح داد. چون ملاقات در یکی از حجرات غربی حضرت عبد العظیم بوده پس از این مقدمات مشروح عرض کرد که هوا فعلا ابر و طوفانی است از آسمان کشتار و خونریزی مشاهده می شود و شما می توانید جلوگیری کنید و امور را در دست بگیرید و پیشنهاد کرد که ( رشدیه نگفت حامل پیام است و از طرف خودش یا دیگری می گوید)موافقت کنید سردار سپه رئیس جمهور شود و شما رئیس الوزرا و هشت نفر از علما را انتخاب کنید برای وزارت و با این عمل کارها اصلاح و خونریزی تمام می شود و امور به دست خود شما می افتد( در این اوقات مرحوم حاج آقا جمال اصفهانی در تهران و باغ پنبه تشریف داشتند مرحوم مدرس از جلو ایوان برخاستند سر پا و فرمودند اگر هشت نفر آخوند می شناختم که دنبال سناری(صد دیناری عشر یک قران)نیستند قبول می کردم ولی اگر قبول کنم و آخوندها دنبال پول و مقام و عنوان باشند به ضرر تمام می شود و نتیجه اش این می شود که مردم از تقلید ماها دست بر می دارند. رحمة الله علیه چقدر بیدار و هشیار(هوشیار) بودند و قضیه خاتمه یافت ولی یک مطلب را فرمودند که من با این جمهوری جدا مخالف هستم ولی اگر جمهوری عملی شود بر جمهوری سوار می شوم و عنان و مهارش را به دست می گیرم. کاش مقامات روحانی به روشنی ایشان بودند یا از نظرات ایشان استفاده استفاده می کردند”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست