1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. اجتماعی سیاسی
  6. /
  7. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای دامت برکاته

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای دامت برکاته

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

هیچ وقت به ذهنم خطور نکرده بود که روزگار ما به جائی برسد که لازم یاشد یکی مثل من به حضرت عالی نامه سرگشاده بنویسد ولی اوضاع اجتماعی، سیاسی و اخلاقی جامعه ما به حدی تنزل یافته و  بر ادبیات ما سایه انداخته که بی‌ادبی و گستاخی جزئی از اخلاق و فرهنگ ما شده. إنّا لله و إنّا إلیه راچعون.

از آنجائی که مناصب و اختیارات برآمده از آراء و بیعت مردم، خود از مهمترین مصادیق حق الناس به شمار می آید و حضرت عالی نیز به رعایت حق الناس سفارش اکید فرموده‌اید، بنا بر این نباید از نظر دور داشت که بزرگترین حق الناس حیثیت و شئونات و آبروی شخصیت حقوقی خود شما است که پس از طی مراحل قانونی و انجام انتخابات و همه پرسی های متعدد به عهده شما گذاشته شده (رای به نظام جمهوری اسلامی، رای به قانون اساسی، انتخابات دوره اول مجلس خبرگان رهبری، که شما را به رهبری انتخاب کرد. انتخابات دوره دوم و سوم مجلس خبرگان رهبری که ادامه رهبری شما را مورد تایید قرار می دهد) بنا بر این شخصیت حقوقی و حیثیت و آبروی شما یک حق ملی و عمومی و متعلق به همه مردم است به خصوص آنهائی در جهت پیروزی انقلاب اسلامی از هیچ تلاشی دریغ نورزیده و جان خود را فدای آن نمودند و امروز در میان ما نیستند و همین طور خانواده های شهدا و جانبازان و فرزندان آنها. حقی به این عظمت و تقدس به عنوان امانت به شما سپرده شده است. بنا بر این اولین و واجب ترین حق الناسی که باید رعایت شود و حرمت آن حفظ شود همین مقام و منصبی است که به دوش شما گذاشته شده و سزاوار ترین کسی که می بایست پاسدار حرمت آن باشد خود شمائید. ولی ناچارم جسارتا با کمال تاسف به عرض برسانم که آنچه مشاهده می شود غیر از این است.

دخالت شما در اموری که دون شأن مقام رهبری است به حیثیت این مقام صدمه فراوان زده. اگر چه نمی‌خواهم وارد همه جریانات و جزئیات مربوط به این امر شوم ولی به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌شود ؛ برخورد شما با یار دیرین خود و مرحوم امام خمینی، (مرحوم هاشمی رفسنجانی) و ترجیح آقای احمدی نژاد آن چنانی بر او، که بر فرض صحت، هیچ ضرورتی نداشت که با آن صراحت در خطبه نماز جمعه مطرح شود. و همین طور  خود داری از قرائت دعای مرسومی که در نماز میت به حکم یک کلیشه در آمده و بر جنازه هر بَرّ و فاجری، حتی متجاهرین به فسق، خوانده  می شود، بر جنازه آن مرحوم با آن همه سوابق مبارزاتی و انقلابی که با هم داشتید، که تحملش بسیار سنگین و خیلی دور ازانتظار بود.

در بسیاری از موارد برخوردهای شما با آقای خاتمی و آقای روحانی نیز همین حالت مشاهده می‌شود. زندانی کردن آقای کروبی و آقای موسوی و خانم رهنورد در خانه های خود در این مدت طولانی و مانع شدن از حضور آقای خاتمی در تشییع جنازه مرحوم هاشمی، حتی حضور بر سر جنازه او در کنار مرقد امام، بسیار سؤال برانگیز و بهت آور است.

 مگر حضرت عالی با رئیس جمهور که بر طبق قانون اساسی نفر دوم نظام ا ست چه قدر از هم فاصله گرفته اید که لازم باشد به جای صحبت در مجالس خصوصی در باره مسائل مختلف کشور، در سخنرانی های عمومی و در انظار دوست و دشمن  به آنها پرداخته شود؟ 

عجیب ترین این برخوردها مسئله “آتش به اختیار” است که خیلی بغرنج و غیر قابل درک و هضم به نظر می رسد. مگر چه اختلاف غیر قابل حلی بین شما و این آقایان که همه از مهره‌های اصلی انقلاب اسلامی بوده اند به وجود آمده که مستلزم این همه خشم و ناراحتی باشد؟ آیا معقول است که همه این آقایان که ازمهره‌های اصلی انقلاب اسلامی و مورد تایید رهبر کبیر انقلاب بوده اند به ارزش های انقلاب پشت کرده باشند و در صدد خیانت به انقلاب و کشور برآمده باشند؟ برای اکثریت قاطع مردم و آگاهان چنین اتهامی بسیار به دور از حقیقت تلقی می شود و ابدا قابل قبول نخواهد بود.

این گونه برخوردها با حیثیت و اعتبار مقام رهبری که از بزرگترین و مقدس ترین همه حق الناس ها است سازگاری ندارد بلکه آن را تضعیف می کند و در معرض آسیب های گوناکون قرار می دهد. این شخصیت حقوقی به  وسیله ده‌ها بلکه صدها میلیون رای مردم به وجود آمده و در اختیار شما قرار گرفته. چه حق الناسی بالا تر و با ارزشتر از این حق است؟

بر فرض که این گونه برخوردهای به ظاهر نا مطلوب در جهت هدف مقدسی، و به این منظور باشد که طیف اصولگرایان سر پا نگه داشته شوند و دستشان را گرفته که برای همیشه سقوط نکنند و به اصطلاح، آنتی تزی باشند در برابر تز طیف اصلاح طلبان، که با مدیریتی خاص سنتزی از رقابت بین این دو جریان به وجود آید، بر فرض که چنین سیاستی در بین باشد، ممکن است چنین توجیهی در جهت این گونه برخوردها در نظر گرفته شود. ولی چنین توجیهی نه شرعا و نه عرفا قابل قبول نیست. جون این گونه مدیریت‌ها بر فرض که مسلتزم ظلم و حق کشی نباشد، که هست، خیلی حساس و ظریف است و اگر با لطایف الحیل بسیار دقیقی صورت نپذیرد. به نتیجه معکوس منتهی خواهد شد. و مثل وضو گرفتن با آب نجس است که نه تنها طهارتی مترتب بر آن نمی شود بلکه صورت و ریش و سبیل را هم نجس می کند.

این حیثیت و آبرو متعلق به همه نظام و همه مردم ایران بلکه متعلق به همه مسلمین و اسلام است و با مجاهدت‌ها و هزینه‌ها‌ی فوق العاده به دست آمده و چندان ارزان و آسان به دست نیامده که بی محابا و ارزان هزینه شود.

مسئله دیگر اینکه اگر در این انتخابات اخیر مقام ریاست جمهوری و معاون اول او هم به دست مشهدی‌ها  افتاده بود نظام جمهوری اسلامی چه گونه تفسیر می شد و چه اعتباری برای آن و رهبری آن باقی می ماند؟ آیا این تصور در اذهان عموم ایجاد نمی شد که مشهدی ها برای خود حزبی تشکیل داده و در صدد به انحصار گرفتن همه امکانات کشور برآمده‌اند؟ آیا در آن صورت نظام جمهوری اسلامی مسخره نمی شد؟ اتخاذ چنین سیاست هائی مطابق با کدام منطق و با چه اهدافی قابل توجیه است؟

با تقدیم احترام: ابراهیم منهاج (دشتی) ۲۵/ ۳/ ۱۳۹۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست