1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. قرآن
  6. /
  7. نقدی به صحبت های آیت الله حیدری در باره سند قرآن

نقدی به صحبت های آیت الله حیدری در باره سند قرآن

بسمه تعالی
اخیرا مطلبی از آیت الله سید کمال حیدری در باره قرآن پخش شده که لازم دیدم توضیحی در باره آن بنویسم. هرچند این طرز برخورد با سند قرآن را اشتباه بزرگی می دانم ولی ایشان را سزاوار اهانت نمی دانم. چون در ایشان سوء نیتی نمی بینم. بلکه حدس می زنم ایشان هدف خوبی را دنبال می کنند ولی در اینجا از وسیله ناصوابی استفاده کرده اند

سید کمال حیدری
هدف ایشان ضربه زدن به دیوار تحجر و دگم اندیشی در روش استنباط رایج در بین حوزویان است که نیاز مبرم به تجدید نظر و بازسازی دارد.ولی چون متولیان به روش معمول به دیده تقدس می نگرند و هر گونه انتقاد از آن را برنمی تابند ایشان و امثال ایشان چاره را دراین می بینند که به هر نحو که بتوانند به روش معمول انتقاد کنند تا از تقدس آن کاسته شود و بتوانند آن را مورد نقد بیشتر قرار دهند و در نتیجه قدمی در جهت اصلاح روش استنباط برداشته شود. این هدف خوب است ولی نباید به طریقی دنبال شود که به وسیله اشخاص مغرض یا نادان مورد سوء استفاده قرار گیرد.
توضیح مطلب ضمن چند نکته:
۱- در صدر اسلام و پیش از آن عرب ها آنچه از تاریخ وفرهنگ به خصوص اشعار خود را با تکیه برحافظه نگه می داشتند و اهل نوشتن نبودند. حافظه آنها نیز قوی بود چون ذهن شان آزاد بود و به چیزهای زیادی مشغول نشده بود. و لذا ننوشتن قرآن و حدیث برای آنها مشکل چندانی ایجاد نمی کرد
۲-قرآن نوشته می شد ولی روی اشیاء مختلف. عثمان لجنه ای تعیین کرد که همه قرآن ها را در یک مجموعه بنویسند و پس از انجام این کار آن را مصحف نامیدند و در چند نسخه تکثیر کردند و در هریک از شهرهای مدینه و مکه و کوفه و بصره و شام یک نسخه گذاشتند که مرجع باشد.و همه آنها را اصل قرار دهند و در موارد اختلاف به آنها مراجعه کنند.
۳- به خاطر احتیاط شدید از تحریف قرآن نوشتن اقوال حضرت پیغمبر ص را منع کردند که مبادا چیزی از اقوال او در بین قرآن وارد و مخلوط شود. و لذا نوشتن حدیث ممنوع بود تا اینکه عمر بن عبد العزیز در اواخر قرن اول اجازه داد حدیث نوشته شود.
۴- در عین حال که رسم الخط همه مصحف ها یکی بود چون حروف نقطه و اعراب نداشت بعضی کلمات امکان داشت به چند صورت خوانده شود ولذا قرائت قران نیاز به نوعی تخصص داشت و عده ای که اطلاعات و مهارت بیشتری داشتند در این کار متخصص شدند و به تعلیم دیگران پرداختند از جمله امام علی ع که بعد از نماز صبح به تعلیم قرائت قرآن می پرداخت.در تاریخ آمده که چهار هزار نفر از قراء در جنگ صفین با امام علی ع بودند.
در بین معلمین قرآن عده ای شهرت بیشتری پیدا کردند واسم شان در تاریخ ماند. و لذا گفته می شود قراء سبعه یا عشره یا بیشتر. حافظ شیرازی هم می گوید(قرآن زبر بخوانی با چهارده روایت)
در عصر حاضر هم قراء معروف مانند منشاوی و عبد الباسط بعضی کلمات قرآن را به چند قرائت می خوانند.
۵- در قرن دوم حروف قرآن نقطه گذاری شده بوده و علامات اعراب یعنی حرکات حروف روی آنها ترسیم شده بود یعنی همین طور که امروز مشاهده می کنیم. ولی با وجود این همه تدقیقات در تلفظ بعضی حروف و کلمات اختلافات جزئی وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق آنها در معنی تغییری ایجاد نمی کند. مانند اختلاف قرائت ها در کلمه (هیت لک)در سوره یوسف که عبد الباسط با هنر نمائی خاصی آن را به چند قرائت می خواند. هَیتَ، هَیتُ، هِئتُ، هِیتُ و دو سه جور دیگر که هیچ تفاوتی در معنی آن ایجاد نمی کند.
۶- در بسیاری از تفاسیر از جمله تفسیر بسیار معتبر مجمع البیان پیش از تفسیر آیه به اختلاف در قرائت بعضی کلمات می پردازد و بعد آنها را تفسیر می کند. یعنی چنین نبوده که به قرائت های دیگری غیر از قرائت عاصم توجه نکنند و از آنها صرف نظر کنند.
۷- کسانی که قرائت عاصم به روایت حفص را ا انتخاب کرده اند چنین نبوده اند که بدون مقایسه آن با سایر قرائات و در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف همه آنها آن را انتخاب کرده باشند. اهتمام به حفظ و ضبط کلمات و حروف قرآن بزرگترین و اساسی ترین مسئله مورد توجه علمای اسلام در همه قرون بوده و هست و همه مذاهب مسلمین در آن متفق القول بوده و هستند و هیچ گونه سهل انگاری در آن قابل اغماض نبوده و نخواهد بود.
تعیین سند قرآن در مصحف موجود به روایت حفص از عاصم به هیچ وجه به معنی منحصر کردن سند قرآن به آن نیست. بلکه در بین ده ها و صده ها سند که مجموعه آنها متواتر است، از باب نمونه به یکی از آنها اشاره شده، که بین همه علمای گذشته و حال تلقی به قبول شده. و هیچ کس در بین هیچ یک از مذاهب پیدا نمی شود که سند قرآن را منحصر به آن بداند.
۸- انتخاب قرائت عاصم به روایت حفص چیزی نیست که در زمان ما انجام گرفته باشد بلکه توسط علمای اسلام در قرون گذشته انجام گرفته و آنها به زمان این حفص نزدیکتر بوده اند و به منابع بیشتری در باره او دسترسی داشته اند. چگونه ممکن است آنها به روایت شخص فاسقی در باره قرآن اعتماد کرده باشند؟!
آیا احتمال نمی دهید که منشا همه این نسبت ها به حفص یک دشمنی سیاسی یا مذهبی بوده که بعدا به دیگران رسیده و اکثر بعدی ها بدون توجه به منشا اصلی آن، را روایت کرده باشند. چه بسیار اشخاصی که به دلائل سیاسی یا مذهبی طرد شده اند که اسمی هم در تاریخ باقی نمانده.
جناب آیت الله سید کمال حیدری مگر یکی از قواعدی که آیت الله خوئی استاد شما روی آن تاکید داشت این نبود که روایت ضعیف با عمل علما بر طبق آن معتبر می شود و روایت صحیح با اعراض علما از آن غیر معتبر می شود؟! حالا چه طور شد که به تضعیف روایت حفص از عاصم پرداخته اید با اینکه خود میدانید و می بینید که این همه علما در قرون گذشته به روایت او اعتماد کرده اند.
من با هدف شما در کاهش افراط در تقدیس از روش اجتهادی سنتی و ایجاد زمینه برای نقد و اصلاح آن با شما موافقم ولی نباید اصول اولیه خود را در مرئی و منظر دشمنان اسلام تضعیف کنیم و سوژه به دست آنها بدهیم.

۱ دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست