1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. حدیث
  6. /
  7. نقش عقده حقارت در رفتار انسان

نقش عقده حقارت در رفتار انسان

 از حضرت رسول(ص) نقل شده که در باره یک زن متمرد فرموده”دعوها فإنها جبُارة” او را به حال خود رها کنید. چون او ستیزه جو است.

در اصول کافی چاپ دار الحدیث جلد ۳ صفحه ۷۶۱ باب الکبر از امام صادق(ع) نقل شده که فرموده ” ما من احد یتیه الاُ من ذلُة یجدها فی نفسه” احدی تکبر نمی ورزد مگر به خاطر ذلتی که در خود می یابد. و در حدیث دیگر فرموده” ما من رجل تکبُر او تجبُر الا لذلُة وجدها فی نفسه” هیچ کسی تکبر نمی ورزد و زور گوئی نمی کند مگر به خاطر ذلتی که در خود می یابد.

 

حدیث اول در کتب بسیاری نقل شده، هم در کتب شیعه و هم در کتب اهل سنت. شأن نزول و جریانی که به مناسبت آن این جمله بیان شده، به چند صورت نقل شده که خلاصه آن چنین است که حضرت رسول (ص) از راهی می گذشته و زنی هم در همان مسیر در حال عبور یا مشغول جمع آوری سرگین یعنی مدفوع خشکیده حیوانات برای هیزم بوده، همراهان حضرت به آن زن می گویند بیا یک طرف راه تا راه برای حضرت رسول(ص) باز شود آن زن امتناع ورزیده و می گوید راه وسیع است از هر طرف که بخواهد می تواند رد شود. بعضی همراهان آن حضرت پاسخ او را اهانت تلقی نموده و در صدد توبیخ یا تنبیه او بر می آیند که حضرت(ص) می فرماید” دعوها فإنُها جبُارة”

یک قاعده کلی در باره سند این گونه احادیث:

ممکن است این دو حدیث هم مانند اکثر احادیث موجود در کتب حدیث و تاریخ متواتر و قطعی الصدور نباشد. هر چند که ممکن است بر حسب بعضی اصطلاحات علم حدیث و تاریخ، صحیح یا معتبر نامیده شده باشد. ولی در هر صورت اساسا بحث سند در این گونه موارد مطرح نیست. چون این گونه مطالب از باب تعبد بیان نشده هر چند که حضرت رسول (ص) یا یکی از امامان(ع) آن را بیان کرده باشند. بلکه آنچه در این گونه موارد باید مورد توجه قرار گیرد این است که چنین مطالبی بر حسب درک و فهم عرفی و عقلی قابل تشخیص و تصدیق است یا خیر. استدلال به”فإنها جبارة” در حدیث منسوب به حضرت رسول(ص) و همین طور در کلام منسوب به امام صادق(ع) که منشأ تکبر و تجبر را احساس حقارت دانسته، حکایت از همین امر می کند که خواسته اند به یک مطلب عقلی و حکمتی اشاره نمایند. و در صدد این نبوده اند که یک مطلب تعبدی محض مستند به وحی را به مردم ابلاغ نمایند.و خواسته باشند به مردم بگویند که شما مکلفید به پذیرش این مطلب حتی در صورتی که از روی تغکر و فهم خود نتوانید مصلحت و حکمت آن را به دست آورید. همان طور که در امور تعبدی محض چنین است. مثلا، مردم مکلفند به پذیرش این که نماز صبح در رکعت است و نماز مغرب سه رکعت و بقیه نماز های یومیه چهار رکعت. چون مبنای این گونه امور تعبد محض و اطاعت بی چون و چرا است. و مردم مکلفند به پذیرش آنها حتی در صورتی که نتوانند حکمت و فلسه آن را به دست آورند.

بر خلاف مطالبی که به عنوان حکمت و فلسفه و مطالب قابل فهم برای همه عقلا و توام با استدلال عرفی و عقلی و بدون استناد به وحی بیان شده باشد. چون حضرت رسول(ص) و همین طور امامان(ع) در عین حال که مامور به ابلاغ مطالب وحیانی هستند مانند سایر حکما و اندیشمندان در باره مسائل اجتماعی گوناگون، در زمینه اخلاق و آداب زندگی و امور خانوادگی و بهداشتی مطالب فراوانی بیان فرموده اند. و برای بسیاری از این مطالب استدلال هم کرده اند که این امر حکایت از این دارد که در صورت توجه و دقت در ادله و براهین خود مخاطبین هم می توانند به چنین نتایجی برسند. به عبارت دیگر القاء این گونه مطالب با بیان ادله آن راه فکر کردن را به مخاطبین می آموزد و به آنها درس می دهد که چگونه به مسائل زندگی بیندیشند و عقل خود را به فعالیت وادار نموده و ذهن و اندیشه خود را بارور سازند.

اختلاط امور عرفی به امور تعبدی و فیزیکی به متافیزیکی

بسیاری از مسائلی که به عنوان مستحبات و مکروهات در روایات منسوب به حضرت رسول (ص) و امامان (ع) در کتب اخلاقی و بیان آداب معاشرت و زندگی خانوادگی و اجتماعی نقل شده از همین باب است. و به دلیل نسبت دادن آنها به پیامبران و امامان لباس تقدس به آنها پوشانده و آنها را وارد حوزه مسائل تعبدی و دینی محض نموده به طوری که بسیاری از عوام ها آنها را برای رسیدن به ثواب اخروی انجام می دهند. با این که بسیاری از آن اعمال هیچ گونه توجیه معقولی ندارد بلکه گاهی اوقات اعمال زننده و بی معنا و چندش آوری از متظاهرین به تدیُن سرمیزند که با عث دین گریزی مردم می شود. و بدتر از هر چیزی باعث ظلم به اهل و عیال و بدآموزی و سوء تربیت اولاد و بستگان می شود. با استناد به بعضی از همین به اصطلاح مستحبات است که بسیاری از مؤمنین دختران خود را در سنین کودکی شوهر می دادند و مشکلات گوناگونی برای خود و بستگان خود فراهم می آوردند و نسل بعد از خود را مبتلا به مشکلات روانی و اخلاقی فراوانی می نمودند.

جفا به نهج البلاغه

با کمال تأسف بسیاری از افراد که از اهل فضل هم به شمار می آیند نهج البلاغه را زیر سؤال می برند و می گویند محتویات آن بدون سند جمع آوری شده. با آنکه بامختصر تأمل و دقتی در مطالب این کتاب که تالی تلو قرآن به شمار آمده به خوبی روشن می شود که مطالب آن همه حکمت و فلسفه و فکراست و مطالبی است که برای تحریک فکر و اندیشه و شکوفائی و پرورش ذهن و اندیشه بیان شده و بیان نشده که مطالب آن با تقلید و از روی اطاعت محض پذیرفته شود و لذا برای بسیاری از آنها دلیل و برهان ذکر شده و درک و فهم و سنجش صحیح و غیر صحیح آنها به عقل خود مخاطبان واگذار شده. به عبارت دیگر مرحوم سید رضی عقل و درک مخاطبان را بالا تر از این دیده که برای چنین مطالبی سند ارائه نماید و این مطالب را بالا تر از این دیده که تصدیق و پذیرش آنها را متوقف بر ذکر سند آنها بنماید.

مرحوم محمد مغنیه در ضمن بحث در باره سند نهج البلاغه مطلبی بیان کرده که ترجمه آن چنین است : معیار برای صحت مطالی که در نهج البلاغه به امام امیر المؤمنین (ع) نسبت داده شده، این است که مطابق واقع محسوس و کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) باشد. بنا بر این هر خطبه و هر کلامی که در نهج البلاغه آمده اگر موافق حس و کتاب و سنت باشد سخن امام و بدون تردید از امام است و اگر این طور نباشد امام از آن بیزار است همچون بیزاری راست از دروغ.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست