1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. فقه و احکام
  6. /
  7. نقش فتاوای وسواس برانگیز در اسراف در مصرف آب

نقش فتاوای وسواس برانگیز در اسراف در مصرف آب

 یکی از عوامل مؤثر در اسراف و زیاده روی در مصرف آب وسواس در طهارت و نجاست است که تقریبا اکثر افراد مذهبی با کم و بیش مبتلای به آن هستند و کمتر کسی است که به هیچ وجه مبتلای به آن نباشد. شیوع ابتلای به این حالت دو منشأ دارد یکی خود فتاوی که توام با تدقیقات و ریزه کارئی ها ئی است که مورد نظر شارع نبوده و دقت در آنها و عمل به آنها انسان را به وسواس می کشاند. و دیگری ضعف بیان مسئله گوها است که معمولا بد آموزی ها ئی در پی دارد و باعث ازدیاد وسوسه می شود.

 

دراثر این دو عامل احکام طهارت و نجاست و وضو گرفتن و غسل کردن به صورت اعمالی رمزآلود و معما گونه تلقی می شود به طوری که افراد به طور ناخودآگاه در حین انجام آنها دچار یک احساس خاص می شوند که گویا به انجام کارهائی شبیه به سحر و نوعی جادو می پردازند. و معانی و تصورات خاصی به ذهن خود القا می نمایند. و معمولا در حین عمل دراینکه عمل به درستی انجام گرفته یا نگرفته دچار وسواس و تردید و دو دلی می شوند و برای اینکه به اطمینان و یقین برسند آن اعمال را تکرار می کنند و یا به آنها کش می دهند. و این حالت باعث مصرف بیشتر آب می شود.

در باره عامل اول یعنی زیاده روی در تدقیق و موشکافی در نحوه صدور فتوی، خود اهل فتوی هم در حین بیان کلیاتی در باره اجتهاد و استنباط احکام اسلام به این مطلب اعتراف دارند که فهم احکام مبتنی بر فهم عرفی است و مبتنی بر تدقیقات عقلی نیست و لی در حین اصدار فتوی دچار شک و تردید می شوند و به دلیل غوص در احتمالات و فرضیات و تدقیقات وسواس بر انگیز دچار حالت های خاص خود می شوند و ذهنشان از حالت عرفی خارج شده و از فهم عرفی محروم می شوند که در نتیجه فتاوای آنها تدریجا با واقعیات فاصله پیدا می کند و فقهی ذهنی و تخیلی به بار می آورد. علت اساسی فاصله بسیار بین نظرات بسیاری از اهل فتوا و بین؟ واقعیات اجتماعی مورد ابتلای مردم همین حالت و ذهنیات مخصوص است که آنها را از واقعیات جدا کرده و به یک عالم تخیلی و ذهنی سوق داده است. عجیب و غریب تر این است که چنین حالت هائی به دل عوام الناس بیشتر می نشیند. چون خیال می کنند آقا به دلیل غوص هر چه بیشتر در امور معنوی و غیبی و آخرتی از دنیا بریده و دچار این حالت شده است. به عبارت دیگر آقا چون اهل دنیا نیست غرق در مسائل دینی و اخروی شده. بدتر از این،این است که بعضی از اهل فتوی به دلیل پی بردن به همین نگاه در بین عوام، آگاهانه چنین حالت هائی به خود بگیرند که هر چه بیشتر دل و نظر عوام را به سوی خود جذب نموده وخود را محبوب آنان نمایند. و این یعنی مسابقه در تمرین و عادت کردن بهحالات مورد پسند عوام و تقرب به آنها هر چند که منتهی به تحریف اسلام شود. إنا لله و إنا إلیه راجعون.

اشکال دیگر این نوع نگرش به احکام اسلام این است که مخالف با یکی از اصول مسلمه اسلام است و آن اصل عبارت است از اصل”سمحه سهله”در احکام اسلام که به طور متواتر، هم در کتب شیعه و هم در کتب اهل سنت از حضرت رسول صلوات الله علیه نقل شده که به آن تاکید می ورزیده و آیه شریفه«یا أیها الذین آمنوا لا تسئلو عن أشیاء إن تبد لکم تسؤکم…» سوره مائده آیه ۱۰۱، نیز به همین معنی تفسیر شده است. معنی این دو کلمه ” سمحه ” و” سهله” به هم نزدیک و به معنی زمین هموار و صاف است که راه رفتن در آن سهل و آسان باشد. معنی این اصل این است که احکام اسلام طوری وضع شده که مانند زمین هموار و بدون خار و خاشاک که راه رفتن در آن آسان است، یاد گیری و عمل به آن احکام نیز سهل و آسان باشد و دارای اعوجاج و پیچیدگی و ابهام نباشد و باعث تحیر و سر درگمی و وسواس نشود. توضیح بیشتری در باره این قاعده در مقاله ای به عنوان ” اشاره ای به اصل سمحه سهله در احکام اسلام” در همین سایت منتشر است.

وجود چنین تدقیقات وسواس برانگیزدر استنباط احکام و بیان آنها اختصاص به فقهای شیعه ندارد بلکه فقهای اهل سنت هم دچار همین وضعیت بوده اند و بستن باب اجتهاد و منحصر کردن مذاهب فقهی به چهار مذهب برای جلوگیری از همین روند وسواسبرانگیز و مشکل ساز بوده. هر چند که مضراتی هم در پی داشته و آنها را از برکات باز بودن باب اجتهاد محروم ساخته است.

برای نمونه به چند مورد از تدقیقات زائد وسوسه براگیز در فتاوی اشاره می شود:

در آیه وضو آمده “إغسلو وجوهکم” صورت های خود را بشوئید. فقها در تعریف صورت این سؤالات را مطرح کرده اند: حد صورت از کجا تا کجا است؟ هم از لحاظ عرض و هم از لحاظ طول. اگر کسی پیشانی بلند یا پیشانی کوتاه باشد چه مقدار آن جزء صورت است؟ چه مقدار از چشم و لب و بینی ظاهر محسوب می شود که باید شسته شودو چه مقدار آنها از باطن محسوب می شود که شستن آن واجب نیست؟ شستن ظاهر موی صورت کافی است یا اینکه لابلای موها هم باید شسته شود؟ یا اینکه با اختلاف موها احکام آنها هم متفاوت است، موی پرپشت شستن ظاهرش کافی است و موی غیر پرپشت باید لابلای آن هم شسته شود؟ تعریف موی پرپشت و غیر پرپشت چیست؟ و سؤالات دیگری از این قبیل.در مورد مسح سر هم نظیر همین سؤالات مطرح می شود. مانند اینکه مسح باید با تمام انگشتان باشد یا مسح با سه انگشت یا با یک انگشت هم کافی است؟ اگر موهای سر رو به پائین آویز باشد یا موهای پائین رو به بالا باشد یا موهای سمت چپ سر به روی سمت راست یا به عکس موهای راست روی موهای چپ برگشته باشد در این موارد و امثال آن برای مسح اشکالی پیش می آید یا خیر؟ در مورد مسح پا نیز سؤالات بسیاری از همین قبیل مطرح می شود. در تعریف کف پا و اینکه منظور از کعبین که در آیه وضو آمده کجای پا است اقوال و تفسیرات گوناگونی مطرح می شود. و این در حالی است که همه علمای اسلام اتفاق نظر دارند که آیه وضو از آیات محکمات یعنی واضح الدلاله است. مضافا بر این هزاران نفر از اصحاب حضرت رسول‏ صلوات الله علیه و ضو گرفتن او را دیده اند و صدها هزار نفر از تابعین وضو گرفتن اصحاب آن حضرت را دیده اند.

مسلم است که در صدر اسلام چنین سؤالاتی مطرح نبوده و این سؤالات در اثر همان نگرش و حالت ذهنی خاص که به آن اشاره شد به مرور زمان به وجود آمده و تدریجا گسترش یافته تا اینکه در زمان ما به این حالت در آمده است.

در باره نجاسات و نحوه سرایت یا عدم سرایت آنها و در کیفیت تطهیر بدن و لباس و ظروف و اشیاء دیگرو همین طور در کیفیت غسل نیز سؤالات بسیاری از این قبیل در کتب فتاوی مطرح می شود.

با اندک تامل و دقت در سیر تاریخی فقه و اجتهاد و استنباط احکام به خوبی روشن می شود که فقه در طول تاریخ از مسیر اصلی خود که مبتنی بر اصل و قاعده سمحه سهله بوده منحرف شده و با اوهام و تخیلات ذهنی دور از واقعیات مخلوط شده و چهره واقعی و ساده و زیبای خود را از دست داده است.

نگاهی به احکام استنجا یعنی تطهیر مخرج ادرار و مدفوع:

به نظر فقهای اهل سنت تطهیر این دو مخرج به دو صورت ممکن است، با شستن با آب و با پاک کردن به وسیله سنگ یا کلوخ که در این زمان به جای اینها از کاغذ مخصوص استفاده می شود. ولی فقهای شیعه می گویند تطهیر با سنگ و کلوخ اختصاص به مخرج مدفوع دارد و مخرج ادرار حتما باید با آب شسته شود. برای جواز تطهیر مخرج مدفوع با سنگ و کلوخ هم قیود و شرائطی بیان کرده اند که احراز آنها مستلزم دقت هائی است که مسئله را پیچیده می کند و باعث تحیر و وسواس می شود.

در باب نجاسات و کیفیت تطهیر بدن و لباس و ظروف و فرش و امثال اینها فروعات و تدقیقات و ریزه کاری های بسیاری مطرح شده که یاد گرفتن و به ذهن سپردن آنها بسیار مشکل است تا چه رسد به عمل کردن به آنها.برای افرادی که با رنگ و گج و سیمان سر و کار دارند که ممکن است اثری از گچ یا سیمان و رنگ روی دستشان مانده باشد و همین طور برای زن هائی که از لوازم آرایشی استفاده می کنند که ممکن است اثری روی صورت یا دستشان مانده باشد که مانع رسیدن آب به جسم شود سؤال و جواب های بسیار موشکافانه ای مطرح شده که باعث تحیر و وسواس شده. با اینکه احکام مبتنی بر دید و نظر عرفی است نه بر تدقیقات عقلی.

خلاصه کلام اینکه تدقیقات زائد در احکام و فروعات نجاسات و کیفیت تطهیر چیزهائی که باید شسته و تطهیر شود. و همین طور دقت های زائد در احکام وضو و غسل باعث این شده که در اکثر افراد حالت وسواس به وجود آید که در اثر آن در حین انجام این اعمال آب بیشتری مصرف شود.

 


نظرات وارد در سایت سابق:


 

۰ #۱ آسمان ۱۳۹۳-۰۴-۲۱ ۲۰:۰۰
با سلام
راه فرار از این روش هم برای فقهاء و هم برای عوام چیست و چگونه می توان دوباره به اصل سهله و سمحه بازگشت؟
چواب: سلام علیکم، ایجاد سازمانی برای روحانیت که مورد قبول اکثریت باشد و مرجع توسط همان سازمان برگزیده شود که مراجع متعدد از رقابت با یکدیگر برای جلب نظر عوام دست بردارند و فتاوای عوام پسند صادر نکنند. و بودجه روحانیت زیر نظر همان سازمان جمع و هزینه شود. برنامه درسی و تحقیقی و روش اجتهاد حوزه اصلاح شود. رقابت های شخصی و عوام مداری کمر روحانیت را خم کرده و شاید هم شکسته باشد. در این راستا باید به عوام تفهیم کرد که در عین التزام به اسلام از تبعیت کور کورانه دست بردارند. این اهداف بسیار دوردست و دراز مدت است و نیاز به هماهنگی و برنامه ریزی بسیار دراز مدت دارد. ولی در حال حاضر وظیفه ما اطلاع رسانی و روشنگری است تا اینکه احساس نیاز به این گونه اصلاحات طرفداران بیشتری پیدا کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست