1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. تاریخ
  6. /
  7. چرا در تاریخ معاصر ایران از احمد شاه یاد نمیشود؟

چرا در تاریخ معاصر ایران از احمد شاه یاد نمیشود؟

 مقدمه: بعضی به طنز گفته‌اند تاریخ یعنی تاریک و واقعا هم تاریخ، تاریک است چون حوادث بسیاری در آن مخفی و گم می‌شود و وقایع بسیاری هم تحریف می‌شود، مسائل کوچکی بزرگ و مسائل بزرگی کوچک جلوه داده می‌شود، افراد بسیاری که شایسته شهرت نیستند مشهور می‌شوند و افراد بسیاری که شایسته شناخته شدن و شهرت هستند، گم نام می شوند. هرچند ممکن است گفته شود دانستن این گونه مسائل به خودی خود نقشی در سرنوشت آینده جامعه ندارد که لازم باشد ما بخشی از وقت خود را به برسی و تحقیق در آنها اختصاص دهیم، و این مطلب در موارد بسیاری هم صحت دارد، ولی وقتی از رفتار خوب یا بد گذشتگان به عنوان الگو و سرمشق در تعلیم و تربیت نسل جدید بهره برداری می‌شود و روی روش و رفتار اشخاصی به عنوان الگو، که می‌خواهیم از رفتارشان پیروی شود یا به عنوان مخالف، که می‌خواهیم از رفتارشان اجتناب شود، تکیه و تاکید می‌کنیم، لازم است رفتار و عمل این گونه افراد مورد برسی و دقت قرار گیرد و یکی از موارد مهم استثناء غیبت هم همین موارد است. و به همین دلیل است که از صدر اسلام تا کنون رفتار و کردار تعداد بسیاری از اشخاص و بزرگان حتی صحابه پیمبر(ص) مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است.

 

حال اگر این نقد و تحلیل‌ها و تمجید و تنقیص‌ها مغشوش و توام با تحریف باشد نتیجه‌اش این می‌شود که تعلیم و تربیت و آموزش و فرهنگ ما مغشوش و به جای اینکه شفا بخش باشد بیماری زا شود و این یعنی افساد به جای اصلاح و اضلال به جای هدایت.

بنا بر این تلاش در جهت تصحیح تاریخ و شرح حال رجال تاثیر گذار در روند امور جامعه، نقش سرنوشت سازی در تعلیم و تربیت و اصلاح افکار و عقائد و هدایت گری جامعه دارد.

به انگیزه قدم خیری در این زمینه بخشی از این سایت را به روشن گری در بعضی از نکات تاریک تاریخ اختصاص دادیم که در حد توان بعضی مطالب فراموش شده یا کم رنگ شده در این زمینه را یاد آوری و برجسته سازیم.

احمد شاه پسر محمد علی شاه و آخرین شاه از سلسله قاجار است . جد او مظفر الدین شاه قانون مشروطه را، به تقاضای مرحوم آیت الله بهبهانی و آیت الله طباطبائی و تایید مرحوم آخوند خراسانی امضا کرد. پدر او محمد علی شاه مشروطه را ملغی و مجلس را به توپ بست و عده‌‌ای از سران مشروطه خواه را کشت و مرحوم بهبهانی وطباطبائی را بعد از ضرب و شتم و اهانت بسیار تبعید کرد. اما احمد شاه تصمیم گرفت به قانون مشروطه عمل نماید و به اصطلاح سلطنت کند نه حکومت و در همین راستا وقتی تسلیم خواسته دولت وقت انگلیس در مورد نفت نشد سلطنتش مورد تهدید قرار گرفت و در نهایت با کودتای انگلیسی توسط رضا شاه از سلطنت خلع شد. یعنی سلطنت و پادشاهی خود را فدای ملت و کشورایران کرد.

حال این سؤال مطرح است که چگونه ما برای از دست رفتن مشروطه این همه تاسف و حسرت می‌خوریم ولی از احمد شاه که حامی مشروطه بود و سلطنت خود را فدای مشروطه و مصلحت ملت کرد هیچ گونه تقدیر و تشکری به عمل نمی‌آوریم. از انگلیس و رضا شاه این همه بد گوئی می‌کنیم ولی از احمد شاه که در حد توان در برابر آنها ایستاد و سلطنت خود را فدا کرد یادی نمی‌کنیم. و چرا یکی از خیابان‌ها یا میادین تهران را به نام او نام گذاری نمی‌کنیم. خدا نکند ما از مطففین باشیم که وقتی برای خودمان کیل می‌کنیم پیمانه را پر کنیم و وقتی برای دیگران کیل می‌کنیم پیمانه را ناقص کنیم. در ارتباط با مطلب فوق در کتاب خاطرات مرحوم آیت الله پسندیده برادر مرحوم امام خمینی صفحه ۱۴۷ چاپ دوم نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی رحمت الله علیه چنین آمده:

انگلیس در تلاش طراحی کودتا علیه احمد شاه

{ احمد شاه برای اینکه در مهمانی لندن نسبت به نفت وقرارداد ۱۹۱۹ روی خوشی نشان نداد و جواب نطق موقع نهار یا شام پادشاه را نسبت به موضوع نفت مسکوت گذاشت و به رغم اصرار ناصر الملک و نصرت الدوله به آنها جواب منفی داد وگفت اگر مجبورم کنید که جواب حاضر بخوانم در مهمانی شرکت نمی‌کنم، و به مهمانی رفت ولی قسمت نفت را بلا جواب گذاشت، بلافاصله اوضاع مهمانی و رفتار شاه انگلستان تغییر کرد و سفیر فرانسه به احمد شاه گفت من به بهترین شاه دست می‌دهم و تقاضا دارم به فرانسه بیائید ولی سلطنت شما تمام شد. سلطنت به پایان رسید و حکومت در اختیار انگلیس قرار گرفت.

قرائنی که بعدا می‌نویسم انگلیسی‌ها اول خواستند احمد شاه را کنار بگذارند و محمد حسن میرزا برادر او را به جای او بگذارند یعنی سفیر انگلیس از تهران به وزارت خارجه در لندن نوشته بود و من رونوشت کاغذ و جواب را دیده بودم و لندن موافقت نکرده بود خلاصه نامه سفیر این است( محمد حسن میر زا افسر خوبی است و ضروری است به جای احمد شاه متصدی سلطنت ایران شود) جواب اینطور بود: (صلاح نیست و سفارت جدا اقدام نماید تا احمد شاه تقاضا‌های دولت فخیمه را بپذیرد)

توضیحا چون مدت قرارداد دارسی مربوط به نفت طولی نمی‌کشید که منقضی می‌شد و برحسب قرارداد، پس از انقضاء، تمام مؤسسات و ما حصل موجود وکار‌خانجات شرکت نفت ایران و انگلیس بدون هیچ قید و شرطی به ایران بر می‌گشت و انگلیسی‌ها که متصدیان شرکت نفت بودند باید از ایران می‌رفتند. برای مصالح خودشان می‌خواستند به دست احمد شاه به اسم و عنوان نقض قرارداد با جشن وچراغانی و هیاهوی زیاد عوام فریب قرارداد را لغو و نقض کنند و بلافاصله قرارداد طویل المدت دیگری با مزایای پنجاه پنجاه و نظایرآن تجدید کنند،احمد شاه زیر بار نرفت و به دروغ خود را بیمار ترس از میکرب نشان داد و از امضای اوراق وکاغذ خود داری کرد. این بود که مامورین دولت انگلیس قصد داشتند کودتائی علیه احمد شاه ترتیب دهند.علی المذکوربه دست لطف علی خان بختیاری امیر مفخم یا به دست فیروز میرزا نصرت الدوله فرزند فرمانفرما یا به صورت ظاهر به دست سید ضیاء الدین و در باطن به دست رضا خان و قزاقخانه و نظامیانی که زیر نظر او}

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست