1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. داستان محمّد یتیم، قهرمان نامی پیغمبران (شماره ۱۱)

داستان محمّد یتیم، قهرمان نامی پیغمبران (شماره ۱۱)

 

? اخلاق و رفتار حضرت محمّد(ص)

 

? به اتّفاق نظر بین تمام کسانی که او را دیده اند حتّی کسانی که به او ایمان نیاوردند و تا آخِر به دشمنی با او ادامه دادند، اخلاق و رفتار ایشان نمونۀ عالی ترین و زیباترین اخلاقِ یک انسان بوده. تمام کسانی که در طول تاریخ در بارۀ زندگی او تحقیق کرده اند به همین نتیجه رسیده اند. منظور اهل تحقیق و انصاف است و گرنه زبانِ فحّاشان در هیچ زمانی بسته نمی شود.

 

? مطالبِ فراوانی در بارۀ اخلاق و رفتار آن حضرت در کُتبِ تاربخ و حدیث نقل شده و کتابهای فراوانی هم به این مطلب اختصاص یافته است ولی آنچه به طور خلاصه و در یک جا نقل شده روایت هند بن ابو هاله است.

 

? این هند دایی امام حسن و امام حسین«ع» ،برادر ناتنی مادر آنها ، پسر حضرت خدیجه(س) از شوهر سابقش، ابو هاله بود که پیش از ازدواج با حضرت محمّد (ص) از دنیا رفته بود. هند بن ابی هاله از زمان کودکی با حضرت محمّد (ص) که شوهر مادرش شده بود، در یک خانه زندگی کرده بود و خصوصیّات و احوالاتِ شخصی او را خوب مشاهده کرده و در نظر گرفته بود و در توصیفِ خصوصیّات آن حضرت تبحّر داشت، و آنها را برای مردم بیان می کرد.

 

? مطلبِ ذیل ترجمۀ متنی است که در کتابِ الحیاة  جلد ۲ صفحه ۱۹۸ به بعد تألیف و تصنیفِ استاد ارجمند جناب آقای محمّد رضا حکیمی نقل شده است. این مطلب در کتاب عیون اخبار الرّضا جلد ۱ صفحه ۳۱۶ به بعد نیز با تفصیلات بیشتری نقل شده است.

 

? از امام حسن«ع» نقل شده که گفته از دایی خود خواستم كه احوالات و خصوصیّات شخصی حضرت محمّد(ص) را برای من بیان کند، و او چُنین گفت:

 

? آن حضرت اندامی پر و محکم داشت . چهره‏اش همچون ماه شب چهارده تابش و پَرتو داشت . وقتی بر می خاست يکجا بر می خاست .(در بلند شدن و حرکت سریع و چابک بود) وقت راه رفتن به راست و چب  می خرامید . (سیخکی راه نمی رفت) راحت و  بدونِ تکلّف گام برمى‏داشت و تند راه مى‏رفت. و چون به پيش مى‏رفت چُنان بود كه گويى از سرازیری به پایین مى‏آید. و چون برمی گشت با تمام بدن می چرخید. ( مانندِ متکبّران خودش را خشک نمی گرفت) بيشتر به زمين نگاه مى‏كرد تا به آسمان، و همۀ نگاهش از روى دقّت و تأمّل بود. همراهان را در راه رفتن بر خود مقدّم مى‏داشت. و با هر كس رو به رو مى‏شد نخست او سلام مى‏كرد.

 

? امام حسن گويد: به او گفتم: از چگونگى سخن گفتن پيامبر «ص» بگو !

 

?گفت: او پيوسته حالتِ اندوه و متفكّرانه داشت، استراحت نداشت، سخن اضافی نمى‏گفت؛ در مدّتی طولانی به سکوت می رفت، با تمام دهان سخن مى‏گفت. (حروف و کلمات را به خوبی ادا می کرد و فصیح صحبت می کرد)

 

? سخنش تمام و جامع بود. نه کم داشت و نه زیاد. برخوردش نرم و ملايم بود،( نه با تندی بود ، نه با خود کم بینی) نعمت را هر اندازه كوچک بود بزرگ مى‏داشت و به نكوهش آن نمى‏پرداخت.  غذا را كه مى‏چشيد نه آن را مذمّت  مى‏ کرد و نه به ستايش آن می پرداخت. دنيا و آنچه به آن وابسته بود او را به خشم نمى‏آورد. و چون برای احقاقِ حقّى به خشم می آمد، هیچ چیزی در برابرش مقاومت نمی کرد تا اینکه به پیروزی حقّ نایل می شد. چون به جایی اشاره مى‏كرد به تمام كفِ دست اشاره مى‏كرد.(نه فقط با یک یا دو انگشت) بيشتر خندۀ او لبخند بود.

 

? امام حسن گفت باز از او پرسيدم: در بیرون از منزل با مردم چگونه رفتار می کرد؟

 

? گفت: زبانش را جُز در بارۀ آنچه به او مربوط مى‏شد نگاه مى‏داشت. مردمان را به خود جلب مى‏كرد، و کسی را طرد نمی کرد. از يارانش دلجويى و احوالپرسى مى‏كرد . از مردمان در بارۀ آنچه ميانِ ايشان مى‏گذشت مى‏پرسيد . پس كار نيک را نيک مى‏شمرد و تشويق مى‏كرد.  كار زشت را زشت مى‏شمرد و آن را نكوهش می کرد . نه از حقّ کوتاه می آمد و نه از آن تجاوز می کرد. نزدیکانِ او اخیار مردم بودند. برترين آنها نزدِ او خیرخواه ترین آنها بودند. منزلتِ كسانى نزدِ او بيشتر بود كه بهتر به يارى و غمخوارى ديگران مى‏پرداختند.

 

? امام حسن گفت از نحوه حضور او  در مجلس پرسيدم كه چگونه بود؟

 

? گفت: پيامبر نمی نشست و بر نمی خاست مگر با يادِ خدا – جلّ اسمه- جاى خاصّى در مجالس براى خود انتخاب نمى‏كرد و ديگران را نيز از اين كار باز مى‏داشت. و چون به مجلسى مى‏رسيد در آخرين جایی كه جاى نشستن بود مى‏نشست و به ديگران نيز مى‏فرمود تا چُنين كنند. حقّ همنشینی همۀ همنشينانِ خود را ادا مى‏كرد، تا کسی خیال نکند كه ديگرى نزدِ او گرامی تر است. هر كه با او مى‏نشست يا براى کاری در كنار او مى‏ايستاد، نشستن یا ایستادن با او را ادامه می داد تا وقتی که خودِ او منصرف شود.

? چون كسى چيزى از او مى‏خواست، يا آن چيز را به وى مى‏داد، يا با زبانى خوش از او عُذرخواهى مى‏كرد. همۀ مردم از گُشاده‏رويى و خُلق خوش او بهره‏ور مى‏شدند. و او براى آنها همچون پدر بود، و همه در حقوق نزدِ او برابر بودند. مجلس او مجلس بُردبارى و آزرم و شكيبايى و امانتداری بود. صداها در آن بلند نمى‏شد . حُرمتها در آن موردِ اهانت قرار نمى‏گرفت . حاضرین در مجلس او به بزرگترها احترام مى‏گذاشتند و به کوچکترها ترحّم می کردند. نيازمند را بر خود ترجيح مى‏دادند و از شخص غریب حمایت و پاسداری مى‏کردند.

 

? امام حسن گويد: پرسيدم كه رفتار او با همنشينانش چگونه بود؟

 

? گفت: پيامبر پيوسته گُشاده رو و آسانگير و نرمخو بود، از خشونت و درشتگویی و فريادزنى و بدگويى و عيبجويى و مدح و ستایش به دور بود.

خود را از سه چيز نگاه مى‏داشت: مجادله، پُرگويى، و پرداختن به چيزى كه به او ربطى نداشت.

 

و به سه چيز از مردمان كارى نداشت: بد هيچ كسی نمى‏گفت و کسی را سرزنش نمی کرد و در صدد يافتن پوشيده‏ها و لغزشهاى كسى برنمى‏آمد، تنها در وقتى سخن مى‏گفت كه اميد داشت نتیجه ای بر آن مترتّب شود. چون سخن مى‏گفت، همنشينانش سخت خاموش مى‏ماندند، و چون او از سخن باز مى‏ماند آنان به سخن گفتن مى‏پرداختند، و در حضور او با يکديگر به جدال و مُنازعه برنمى‏خاستند

هر كس سخن مى‏گفت، خاموش مى‏ماندند تا او سخنِ خود را تمام كند، سخن گفتن آنها نزدِ او در بارۀ مطلبی بود که اوّلی آنها مطرح کرده بود. به چيزى مى‏خنديد كه آنان بر آن مى‏خنديدند، و از چيزى در شگفت مى‏شد كه آنان از آن دُچار شگفتى مى‏شدند. ( با آنها همدلی می کرد و خود را یکی از آنان به حساب می آورد )

 

 در برابر بی پروایی شخص تازه وارد، در  طرز گفتار و پرسش، صبور بود، تا اینكه اصحاب او ، آنها را متوجّه می کردند. مى‏گفت: «چون ببينيد نيازمندى زبان به خواهش گشوده نيازش را برآوريد» ستايش را نمی پذیرفت مگر از کسی که در صددِ جُبران باشد . سخن كسى را قطع نمى‏كرد تا ادامه می داد.

 

? امام حسن گويد: پرسيدم كه سكوتِ او چگونه بود؟

 

? گفت: سكوتِ او به چهار صورت بود: از روی بُردبارى، دور انديشى، اندازه نگاهدارى، و تفكّر.

 

امّا نگه داشتنِ اندازه برای این بود که به طور مساوى به حاضران توجّه کند و به سخن آنها گوش دهد .

 

امّا تفكّر او در بارۀ این بود که چه چیزی باقى مى‏ماند و چه چیزی فانى مى‏شود.

 

بُردبارى و شكيبايى براى او با هم جمع شده بود، به همين جهت هيچ چيز او را به خشم نمى‏آورد و برنمى‏انگيخت.

 

دور انديشى او در بارۀ چهار چيز بود: برگُزيدن کار نیک كه به آن اقتدا شود، خودداری از کار زشت كه از آن پرهیز شود، سختكوشى او در چیزی بود که مايۀ اصلاح امّت ‏شود، و اقدام به امری که خير دنيا و آخِرت آنها را در پی داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست