1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. ? اقتضائات بشری پیغمبران از دیدگاه قرآن – ۵

? اقتضائات بشری پیغمبران از دیدگاه قرآن – ۵

?داستان حضرت آدم(ع) ۳:

 

این داستان در هشت سورۀ قرآن کریم وارد شده: سورۀ بقره، از آیۀ ۳۰ تا ۳۸، سورۀ اعراف، از آیۀ ۱۱ تا ۲۵، سورۀ حجر، از آیۀ ۲۶ تا ۴۳، سورۀ إسراء، از آیۀ ۶۱ تا ۶۵، سورۀ کهف، آیۀ ۵۰، سورۀ طه، از آیۀ ۱۱۵ تا ۱۲۳ ، سورۀ سجده آیه از ۷ تا ۹ و سورۀ ص، از آیۀ ۷۱ تا ۸۵. 

هر چند مطلب مورد بحث یعنی اقتضائات بشری پیغمبران، در همه این آیات مطرح نشده، ولی همان طور که اشاره شد، جهت توجه به نکته ای که از تکرار این داستان در قرآن به دست می آید، ابتدا همه این آیات وارده در این هشت سوره را مطرح می کنیم، و بعد به توضیح نکاتی که ارتباط مستقیم به بحث حاضر یعنی اقتضائات بشری دارد، و در سه سورۀ بقره و اعراف و طه آمده می پردازیم.

 

? یک – سورۀ بقره، آیات ۳۴تا ۳۸:

وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ : اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ (۳۴)

قُلْنا : يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمينَ(۳۵)

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا : اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ(۳۶)

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ(۳۷)

قُلْنَا : اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ(۳۸)

 

? و آن هنگام که به فرشتگان گفتیم : سجده کنید برای آدم و آنها سجده کردند به جز ابلیس که امتناع کرد و تکبر ورزید و به صف کافران پیوست (۳۴)

به آدم گفتیم : تو و زنت ساکن بهشت باشید و از هر کجا که خواستید، بدون کم و کاست، بخورید ولی به این درخت نزدیک نشوید که اگر نزدیک شوید در زمره ظالمین قرار خواهید گرفت(۳۵)

ولی شیطان با تشویق آنها به آن درخت، آنها را به لغزش کشاند و از بهشت اخراج کرد. ما هم به آنها گفتیم : حالا با هم از بهشت پایین بروید در حالی که بعضی دشمن بعضی دیگرید. و تا مدتی در زمین قرار خواهید گرفت و در آن بهره مند خواهید شد( ۳۶)

اینجا بود که آدم از جانب خدا کلماتی دریافت نمود و با استفاده از آنها توبه کرد، خدا هم توبه او را پذیرفت. چون او توبه پذیر و مهربان است(۳۷)

به آنها گفتیم : حالا به طور دسته جمعی از بهشت پایین بروید (و ساکن زمین شوید) ولی هر وقت از جانب من هدایتی برای شما بیاید، هر کدام که از هدایت من پیروی کنند دچار خوف و اندوهی نخواهند شد(۳۸)

(ظاهرا این جمله آخر خطاب به آدم و حوا به اعتبار نسل شان باشد)

 

? دو – سورۀ اعراف، آیات ۱۱ تا ۲۵:

 

وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ : اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدينَ(۱۱)

قالَ : ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ؟ قالَ : أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ(۱۲)

قالَ : فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرينَ(۱۳)

قالَ : أَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ(۱۴)

قالَ : إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ(۱۵)

قالَ : فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ(۱۶)

 ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ(۱۷)

قالَ : اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعينَ(۱۸)

 وَ يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلا مِنْ حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمينَ(۱۹)

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطانُ لِيُبْدِيَ لَهُما ما وُورِيَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما وَ قالَ : ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدينَ(۲۰)

وَ قاسَمَهُما : إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحينَ(۲۱)

 فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ ناداهُما رَبُّهُما : أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ(۲۲)

قالا : رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ(۲۳)

 قالَ : اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ(۲۴)

قالَ : فيها تَحْيَوْنَ وَ فيها تَمُوتُونَ وَ مِنْها تُخْرَجُونَ(۲۵)

 

? همانا شما را آفریدیم و به این صورت درآوردیم سپس به فرشتگان گفتیم : سجده کنید برای آدم. آنها هم سجده کردند مگر ابلیس، که از سجده کنندگان جدا شد(۱۱)

خدا به او گفت : چه چیزی تو را از سجده کردن باز داشت، وقتی که به تو امر کردم؟ ابلیس گفت : برای اینکه من از او بهترم. چون مرا از آتش آفریده ای و او را از خاک(۱۲)

خدا به او گفت : حالا که تمرّد کردی از بهشت پایین برو. چون برای تو روا نیست که در اینجا تکبر بورزی. پس برو بیرون که از خوار شدگان خواهی بود(۱۳)

شیطان گفت : تا روز قیامت که آدمیان برانگیخته شوند به من فرصت بده(۱۴)

خدا گفت : به تو  فرصت دادم ( ۱۵)

شیطان گفت : حالا که با این امتحان مرا اغوا کردی من هم سر راه آنها خواهم نشست(۱۶)

 و از همه طرف، جلو و عقب و راست و چپِ آنها خواهم آمد و آنها را گمراه خواهم کرد که بیشتر شان شکر گذار تو نخواهندشد(۱۷)

خدا به او گفت : از بهشت برو بیرون! چون تو مذموم و مطرودی! جهنم را پر خواهم نمود از تو و از آنها که از تو پیروی نمایند(۱۸)

 و به آدم گفتیم : ای آدم تو و زنت در بهشت ساکن باشید و از هر چه خواستید بخورید ولی به این درخت نزدیک نشوید که اگر نزدیک شوید از ستمکاران خواهید شد(۱۹)

ولی شیطان آنها را به وسوسه انداخت چون می خواست  اعضای زشتِ پوشیده بدن آنها را برهنه نماید. و لذا به آنها گفت : خدا شما را از این درخت نهی نکرده مگر برای اینکه نخواسته شما فرشته باشید یا در اینجا جاودان بمانید. (یعنی اگر از این درخت بخورید فرشته می شوید یا برای همیشه اینجا ماندگار می شوید)(۲۰)

و برای آنها قسم خورد که : من خیرخواه شما هستم(۲۱)

پس با این فریب آنها را پایین کشید و چون آن درخت را چشیدند عورت هاشان در نظرشان پدیدار شد و شروع کردند به بافتن برگ درختان بهشت به روی بدن خود. در این هنگام خدا آنها را صدا زد و به آنها گفت : مگر من شما را از آن درخت منع نکردم و به شما نگفتم که شیطان دشمن مسلم شما است ؟(۲۲)

 آنها گفتند : پروردگارا ما به خود ظلم کردیم و اگر ما را نبخشی و به ما رحم نکنی حتماً زیان کار خواهیم بود(۲۳)

خدا به آنها گفت : از بهشت پایین برید در حالی که بعضی از شما دشمن بعضی دیگرید. و تا زمان معینی در زمین قرارگاهی خواهید داشت و از نعمت های آن بهره مند خواهید بود(۲۴)

در آنجا زندگی می کنید و در آنجا می میرید و در روز قیامت از آنجا اخراج می شوید (۲۵)

 

? سه – سورۀ حجر، آیات ۲۸تا ۴۳:

و َإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ : إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ(۲۸)

فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ(۲۹)

فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ(۳۰)

إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدينَ (۳۱)

قالَ : يا إِبْليسُ ما لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدينَ(۳۲) 

قالَ : لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ(۳۳)

قالَ : فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ(۳۴)

وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى‏ يَوْمِ الدِّينِ(۳۵)

قالَ : رَبِّ فَأَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون(۳۶)

قالَ : فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ(۳۷)

إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ(۳۸)

قالَ : رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ(۳۹)

إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ(۴۰)

قالَ : هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ(۴۱)

إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ(۴۲)

وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعينَ(۴۳)

 

? و آن هنگام که خدا به فرشتگان گفت : من از گِل باز ماندۀ از لجن گندیده بشری خواهم آفرید(۲۸)

پس وقتی که او را ساختم و روح خود را در او دمیدم شما برای او به سجده بیفتید(۲۹)

فرشتگان هم همه سجده کردند(۳۰)

مگر ابلیس که امتناع ورزید از اینکه با آنها سجده کند(۳۱)

خدا به او گفت : تورا چه شد که با آنها سجده نکردی؟ (۳۲)

ابلیس گفت : شایسته نیست که من سجده کنم برای بشری که او را از گل خشکیده از لجن گندیده آفریده ای(۳۳)

خدا به او گفت : پس از بهشت بیرون برو! چون تو طرد شده ای!(۳۴) 

و تا روز قیامت لعنت خواهی شد(۳۵)

ابلیس گفت : پس تا روزی که اینها برای قیامت برخیزند به من فرصت بده(۳۶)

 خدا گفت : باشد به تو فرصت دادم(۳۷)

تا روزی که وقت آن معلوم است(۳۸)

ابلیس گفت : پروردگارا ! حالا که مرا به وسیلۀ آدمیان امتحان و اغوا کردی من هم گناهان را در نظر آنها زیبا جلوه خواهم داد و همه آنها را اغوا خواهم کرد(۳۹) مگر آنها که بندگانِ خالص تو باشند(۴۰)

خدا گفت : این همان راه راستی است که به من منتهی می شود(۴۱)

چون تو بر بندگان من تسلط نخواهی یافت مگر گمراهانی که از تو تبعیت کنند(۴۲)

و جهنم وعده گاه همه آنها خواهد بود(۴۳)

 

?چهار – سورۀ اسراء ، آیات ۶۱ تا ۶۵:

و إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ : اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طيناً(۶۱)

قالَ : أَرَأَيْتَكَ هذَا الَّذي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَليلاً(۶۲)

قالَ : اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً(۶۳)

 وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً(۶۴)

إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ وَ كَفى‏ بِرَبِّكَ وَكيلاً(۶۵)  

 

? و آن هنگام که به فرشتگان گفتیم سجده کنید برای آدم و آنها سجده کردند مگر ابلیس که گفت : آیا من سجده کنم برای کسی که او را از گل آفریده ای؟! (۶۱)

و گفت : خواهی دید که این کسی که بر من فضیلت داده ای، اگر تا روز قیامت به من مهلت بدهی نسل او را به جز اندکی ریشه کن خواهم نمود(۶۲)

خدا گفت : برو! جهنم جزای خوبی است برای تو و هر کس که از تو پیروی کند(۶۳)

هرچه خواستی فریاد بکش و هر که را خواستی  تحریک کن و سواره و پیاده خود را بر آنها بشوران و در اموال و اولاد آنها شریک شو و هر چه خواستی وعده بده! ولی وعده شیطان چیزی نیست مگر فریب (۶۴)

تو بر بندگان من تسلط نداری. و خدا هم وکیل با کفایتی است! (۶۵)

 

?پنج – سورۀ کهف آیه ۵۰:

وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ : اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني‏ وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمينَ بَدَلاً (۵۰)

 

? و آن هنگام که به فرشتگان گفتیم : سجده کنید برای آدم و آنها سجده کردند مگر ابلیس. او از جن بود و از امر پروردگارش سرپیچی کرد. پس چرا شما چه شده که او و نسل او را که دشمن شمایند در عوض من اولیاء خود قرار می دهید؟ این چه تعویض بدی است برای ستمگران! (۵۰)

 

? شش – سورۀ طه، آیات ۱۱۵ تا ۱۲۳:

وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً(۱۱۵)

وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ : اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏(۱۱۶)

قُلْنا : يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى.(۱۱۷) إِنَّ لَكَ أَلاَّ تَجُوعَ فيها وَ لا تَعْرى(۱۱۸)

وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فيها وَ لا تَضْحى(۱۱۹) ‏

فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ : يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى‏ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى(۱۲۰)

فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُماوَطَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى(۱۲۱)‏

ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى(۱۲۲)

قالَ : اهْبِطا مِنْها جَميعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى(۱۲۳)‏

 

? پیش از این با آدم عهد بسته بودیم ولی او فراموش کرد و ما عزم راسخی در او ندیدیم(۱۱۵)

و در آن هنگام که به فرشتگان گفتیم : سجده کنید برای آدم و آنها سجده کردند مگر ابلیس که امتناع کرد(۱۱۶)

ما هم به آدم گفتیم : ای آدم! این ابلیس دشمن تو و زن تو است. پس شما را از بهشت بیرون نکند که به مشقت بیفتید(۱۱۷)

شرایط هم طوری برای تو فراهم شده که در اینجا نه گرسنه شوی و نه برهنه(۱۱۸)

و نه تشنه شوی و نه زیر آفتاب سوزان گرما بخوری(۱۱۹)

ولی شیطان او را به وسوسه انداخت و به او گفت : آیا می خواهی درخت جاودانگی و ملک ابدی به تو نشان دهم؟(۱۲۰)

 آدم و حوّا هم از آن درخت خوردند و در نتیجه عورت های خود را برهنه دیدند و برای پوشاندن آنها اقدام به بافتن برگ درختان بر بدن خود کردند. این بود که آدم عصیان ورزید و گمراه شد(۱۲۱)

ولی مجدّداً خدا او را برگُزید و او را مورد توجه قرار داد و هدایت نمود(۱۲۲)

 تا اینکه خدا به آدم و حوا گفت : حالا همه تان از بهشت پایین بروید. بعضی از شما دشمن بعضی دیگر خواهید بود. ولی وقتی از جانب من هدایتی برای شما بیاید هرکس از آن هدایت پیروی کند نه گمراه می شود و نه بدبخت(۱۲۳)

 

? هفت – سورۀ سجده آیه ۷ تا ۹:

الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ (۷)

ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ (۸)

ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ (۹)

 

?خدایی که هرچه آفرید زیبا آفرید و مبدأ آفرینش انسان را گِل قرار داد (۷)

و بعد بقاء نسل او را در قطره ای از آب پستی قرار داد (۸)

سپس او را تکمیل کرد و از روح خود در آن بدمید و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد (۹)

 

? هشت ـ سورۀ ص، آیات ۷۱ تا ۸۵:

إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ : إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طينٍ (۷۱)

فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ ۷۲)

 فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ(۷۳)

 إِلاَّ إِبْليسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ (۷۴)

قالَ : يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالينَ(۷۵)

قالَ : أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ(۷۶)

قالَ : فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ(۷۷)

وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتي‏ إِلى‏ يَوْمِ الدِّينِ(۷۸)

قالَ : رَبِّ فَأَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ(۷۹)

قالَ : فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ (۸۰)

إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ(۸۱)

قالَ : فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ(۸۲)

 إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ(۸۳)

قالَ : فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ(۸۴) 

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعينَ(۸۵)

 

? آن هنگام که پروردگار تو به فرشتگان گفت : می خواهم از گِل بشری بیافرینم(۷۱)

 و چون او را ساختم و روح خود را در او دمیدم شما در برابر او به سجده بیفتید(۷۲)

فرشتگان هم همه سجده کردند(۷۳)

 مگر ابلیس که تکبر ورزید و از کافرین شد(۷۴)

خدا گفت : ای ابلیس چه چیزی تو را باز داشت از اینکه سجده کنی برای آنچه به دست خودم آفریده ام؟ می خواستی خود را بزرگ جلوه دهی یا اینکه از بزرگان بودی؟ (۷۵)

ابلیس گفت : من از او بهترم چون مرا از آتش آفریده ای و او را از گِل(۷۶)

خدا به او گفت : پس از بهشت برو بیرون! چون تو مطرودی(۷۷)

و تا روز قیامت مورد لعنت من قرار خواهی داشت(۷۸)

ابلیس گفت : خدایا! حالا که چُنین است پس تا روز قیامت که آنها برانگیخت می شوند به من مهلت بده(۷۹)

خدا گفت : باشد به تو مهلت دادم(۸۰)

تا روزی که وقتش معلوم است(۸۱)

 ابلیس گفت : حالا که به من مهلت دادی، قسم به عزّتت که همۀ آنها را گمراه خواهم کرد(۸۲)

مگر آنها که بندگان خاص تو باشند(۸۳)

خدا گفت : حق همین است و آنچه می گویم حق است(۸۴)

 که جهنم را از تو و همۀ کسانی که به دنبال تو بیایند پر خواهم نمود(۸۵)

 

? توضیحات:

 

?۱-از تکرار این داستان چه نکته ای می شود آموخت؟

داستان حضرت آدم هم مانند بسیاری از داستان های قرآنی در قرآن تکرار شده. این تکرار اختصاصی به داستان ها ندارد بلکه بسیاری از مطالب در قرآن تکرار شده. سرّ این مطلب این است که قرآن کتابی است شفاهی که آیات و از جمله داستان های آن در فواصل زمانی متعدد و در مناسبات مختلف و با عبارات و سبک های مختلف در مدت حدود ۲۳ سال نازل شده. بعضی از سوره ها و آیات آن مکی اند و بعضی دیگر  مدنی. این وضعیت به خاطر موضوع و شأن نزول قرآن است چون قرآن کتابی است کاربردی و عملی و متضمن ارشاد و موعظه و تذکر و ترغیب و تخویف و احکام که در مقاطع مختلف و بر حسب مقتضیات روز نازل می شده. لازمه چنین وضعی این بوده که حضرت پیغمبر(ص) و مؤمنین همیشه با وحی در ارتباط باشند که هم روحیه بگیرند و هم در مقاطع و شرائط مختلف بر طبق دستورات آن برنامه ریزی کنند. به عبارت دیگر قرآن مانند یک کتاب نوشتنی نبوده که داستان های آن با یک متن معین تنظیم و نوشته شده باشد و در موارد مناسب قرائت آن تکرار شود.

جالب توجه و نکته آموز این است که همه آیات این داستان در این چند سوره در عین حال که به روایت یک داستان پرداخته و یک هدف را دنبال می کنند، و اختلافی ماهوی ندارند، در عین حال آیات هر سوره آهنگ و سبک و لحن ویژه و لطافت مخصوص به خود دارند که با شیوه و آهنگ آیات سوره  دیگر متفاوت است. و همه آنها هم روان و فصیح و بلیغ اند به طوری که هیچ گونه اثری از تکلّف و تصنّع و ساختگی در آنها دیده نمی شود.

 اگر این آیات ساخته و پرداخته ذوق و اندیشه یک بشر بود که مانند یک شاعر و یک ادیب طبق نقشه ای که در ذهن خود پرورده و به انشا و تنظیم آن پرداخته و آن را ویرایش کرده بود، طبیعت امر چنین اقتضا می کرد که این داستان با یک لحن و یک شیوه و با یک متن بیان شود و در موارد و مناسباتی که نیاز به یادآوری آن باشد همان متن قرائت و تکرار شود.

تکرار یک داستان با ادبیاتی متفاوت، بدون تناقض و بدون تصنّع و تکلّف، با عباراتی رسا و دلنشین، غیر ممکن است که محصول تدبیر و ذوق و اندیشه یک بشر باشد.

این است معنی اعجاز و خدائی بودن قرآن که مخاطبین اولی آن بر حسب ذوق سلیم و فطری خود لطافت و اعجاز آن را دریافته و حلاوت و شیرینی آن در اعماق روح آنها نفوذ کرده بود. دلیل اینکه عده ای آن را سحر پنداشته اند همین لطافت و ظرافت خاص آن بوده که به اصطلاح از قبیل “یدرک و لایوصف” یعنی غیر قابل وصف است. و به همین دلیل است که مخاطبین اولی آن نمی توانستند در باره آن به قلم فرسائی به پردازند و بر کمیت و تعداد مقالات و کتب خود بیفزایند و به آنها افتخار نمایند.

 

?۲-این داستان تمثیل است یا یک واقعه تاریخی:

 اکثر مفسرین به ظاهر عبارات این آیات اکتفا نموده و آن را اشاره به یک واقعه تاریخی گرفته اند که در ابتدای خلقت آدم به وقوع پیوسته. و همین طور فرشتگان و شیطان و جن را اشخاصی واقعی و خارج از ذهن انسان تصور کرده و این گفتگو ها را گفتگوهائی واقعی گرفته اند. این دیدگاه باعث شده که بسیاری از مسائل فرعی پیرامون این جریان مطرح شود که در پاسخ به آنها به تردید افتاده بلکه به بن بست رسیده و راهی برای پاسخ به آنها پیدا نکنند. و بعضی دیگر از مفسرین این داستان را از قبیل تمثیل و نمایش برای تقریب مفاهیم بعیدی به اذهان گرفته و از به ورود به مسائل جانبی و پیرامونی آن صرف نظر کرده اند.

فخر رازی در تفسیر آیات این داستان درسوره “ص” می نویسد:

بعضی از صوفیان می گویند: “فرشتگانی که مامور به سجود برای آدم شدند همان قوای نباتی و حیوانی اند که در بدن انسان در خدمت نفس ناطقه اند و ابلیسی که سجده نکرد همان قوۀ وهمیه است که با قوۀ عاقله در نزاع است”

 محمد تقی مدرسی در تفسیر (مِن هَدیِ القرآن) در تفسیر آیات این داستان در سورۀ بقره می نویسد:

  “مدیریت هر یک از قوای طبیعت به یک فرشته سپرده شده و چون همه فرشتگان برای آدم سجده کردند همه آن قوا در اختیار انسان قرار گرفتند.و چون مدیریت یکی از آن قوا یعنی طبیعت خود انسان و نفس أماره او به ابلیس سپرده شده بود و او برای آدم سجده نکرد، خود انسان مکلف به این شد که آن قوه را به سجود وادارد و برآن مسلط شود. بنا بر این اگر انسان بر نفس خود مسلط شود و آن را رام نماید، در واقع او را وادار به سجده یرای خود نموده است. آن وقت است که انسان بر همه قوای طبیعت مسلط گشته و مدیریت آنها را به دست می گیرد”

 

?۳ـ موقعیت و مقام شیطان:

شیطان یا ابلیس که یکی از ارکان اصلی این داستان است پیش از این جریان از مقربان درگاه الهی بوده و به طوری که در آیه ۵۰ سوره کهف آمده که از جن بوده. بنا بر این، استثناء او از جمع ملائکه که همه آنها سجده کردند مگر او، ظاهرا به این مناسبت باشد که او در جمع فرشتگان حضور داشته و از موقعیت و مقام بالائی برخوردار بوده. در بعضی منقولات هم آمده که او سابقا چهار هزار سال عبادت خدا کرده بوده. گفتگوی مستقیم خدا با او که در این آیات آمده هم حکایت از همین وضع دارد که او به نحوی دارای عظمت و تقربی بوده است.

بعضی از فرق ضاله، که این داستان را یک واقعه تاریخی دانسته و به استناد به بعضی منقولات گفته اند شیطان چهار هزار سال عبادت خدا کرده بوده، در صدد دفاع از شیطان برآمده و می گویند خداوند عالم به حضرت شیطان ظلم کرده که با این همه سابقه عبادت، به خاطر یک گناه او را برای همیشه طرد کرده.

 

توجه: توضیحات دیگر این داستان که در باره عصمت انبیاء و امر و نهی ارشادی و مولوی و پیام اصلی این داستان است، در قسمت بعدی این داستان تقدیم می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست