1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. مقالات
  6. /
  7. داستان محمد یتیم، قهرمان نامی پیغمبران(شماره ۵ )

داستان محمد یتیم، قهرمان نامی پیغمبران(شماره ۵ )

حضرت محمد در سنین جوانی به عنوان یک شخص امین و قابل اعتماد شناخته شد و با شرکت در فعالیت های اجتماعی زمینه شکوفائی و رشد استعدادهای او فراهم شد و به عنوان یک شخصیت برجسته و تاثیر گذار و قابل اعتماد شناخته شد. اشاره ای کوتاه به چندمورد از فعالیت های اجتماعی او

۱-نصب حجر الاسود در دیوار کعبه

وقتی اهل مکه خانه کعبه را خراب کرده و در حال نوسازی آن بودند وقتی ارتفاع دیوار به حدی بالا آمد که باید حجر الاسود را در جای خود نصب می کردند،حجر الاسود سنگ سیاهی است که در رکن یعنی نبش دیوار خانه کعبه با ارتفاع حدود یک متر از زمین نصب شده که طواف دور کعبه از آنجا شروع می شود و با دور زدن به دور کعبه و رسیدن به آن، یک دور طواف، کامل می شود. این سنگ یک سنگ مقدس به حساب می آید و در باره آن روایات گوناگونی نقل شده. چون نصب این سنگ در جای خود مایه افتخار بود و به دست هرکسی انجام می گرفت این افتخار و امتیاز برای او و خانواده او باقی می ماند؛در بین بیوت قیبله قریش اختلاف افتاد که چه کسی و از کدام خانواده این سنگ را در جای خود بگذارد. بالاخره قرار بر این گذاشتند که حکمیت در این امر را به اولین کسی که به طور اتفاق وارد مسجد شود واگذار نمایند. اتفاقا اولین کسی که وارد مسجد شد همین محمد یتیمو بود گه در آن زمان به محمد امین معروف شده بود. و لذا از او خواستند که  این اختلاف را فیصله دهد. او گفت راه حل این است که همه قبائل در این امر شریک شوند که افتخار آن برای همه بیوت قریش باشد. برای تحقق بخشیدن به این مشارکت دستور داد که عبا مانندی روی زمین پهن شود و او به دست خود حجر را برداشت و در وسط آن عبا گذاشت و دستور داد که از هر قبیله یک نفر اطراف آن عبا را بگیرند و بلند نمایند و وقتی آن را بلند کردند و نزدیک دیوار بردند خودش حجر را بر داشت و در جای خود نصب کرد و اختلاف بر طرف شد. ولی بعد از پایان کار همه متوجه شدند که حجر الاسود در واقع به دست خود محمد نصب شد نه به دست همه خانواده های قریش. ولذا این جریان برای او افتخار آفرید و باعث اعتبار و شهرت بیشتر او شد.

۲-شرکت در یک پیمان مقدس

مدت ها پیش پیمانی در بین تعدادی از قبیله قریش که موسوم به فضل بودند بسته شده بود که از مظلومان دفاع نمایند و حق هر مظلوم را از ظالم او بستانند. و چون آن جند نفر موسوم به فضل بودند پیمان آنها به “حلف الفضول” معروف شده بود. از این پیمان سال ها گذشته و افراد امضا کننده آن از دنیا رفته و پیمان آنها به فراموشی سپرده شده بود و مرجعی برای دفاع از مظلوم در مکه وجود نداشت و ظلم و ستم رائج شده بود،عده ای در صدد ایجاد یک پیمان جدید برآمده و پیمانی بین خود منعقد نمودند و به خاطر احیاء خاطره حلف الفضول اسم آن را حلف الفضول گذاشتند. محمد هم  در ایجاد این پیمان به فعالیت پرداخت و به همراه عموهای خود وارد این پیمان و یکی از اعضاء آن شد. عضویت او در این پیمان هم باعث رشد شخصیت و اعتبار بیشتر او در بین مردم شد.

۳-موفقیت در تجارت

خدیجه بنت خویلد یکی از اشراف قریش و زنی ثروتمند و اهل تجارت بود. او افرادی را استخدام می کرد و مال التجاره خود را به آنها می سپرد که به سفر تجارتی بروند و برای او تجارت کنند. وقتی حضرت محمد به ۲۵ سالگی رسیده بود خدیجه از او خواست که مال التجاره او را برداشته و به شام برود و به تجارت بپردازد. حضرت محمد به عنوان کارگزار خدیجه در یک سفر تجارتی به شام رفت و به تجارت پرسودی نائل شد و در این امر به موفقیت قابل توجهی دست یافت و به حیثیت اجتماعی دیگری دست یافت.

۴- سفر دیگر او به حدود شام

در تاریخ نقل شده که حضرت محمد در سنین نوجوانی هم با عموی خود ابوطالب به سفر شام رفته ولی نرسیده به شام راهبی که در یک دیر زندگی می کرده او را شناخته و به نبوت او بشارت داده و از ابوطالب خواسته که او را به شام نبرد و گفته اگر یهود او را ببینند او را می شناسند و در صدد از بین بردن او برمی آیند و ابوطالب هم او را به مکه یاز می گرداند. با نقل معجزاتی که در بین راه اتفاق داده. ولی ذهبی در سیر اعلام النبلاء جلد یک در صحت این روایت تردید کرده و آن را مورد مناقشه قرار داده.

تصویری که به او منسوب است و حکایت از سنین نوجوانی آن حضرت دارد به نقل بعضی روایات در یکی از همان دیر های نزدیک به شام یافت شده.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست