1. خانه
  2. /
  3. بخش‌ها
  4. /
  5. اجتماعی سیاسی
  6. /
  7. نامه استاد منهاج دشتی به آیت الله صافی گلپایگانی

نامه استاد منهاج دشتی به آیت الله صافی گلپایگانی

به نام خدا و باتشکر از حضرت آیت الله صافی گلپایگانی که در صدد دفاع از مردم افغانستان یعنی شیعیان آنجا بر آمده که در معرض خطر کشتار طالبان وامثال آنها قرار گرفته اند و به جامعه جهانی و سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی و دولت جمهوری اسلامی ایران هشدار داده اند که در صدد دفاع از مردم افغانستان برآیند.

ولی آیا حضرت آیت الله به علت این گونه فتنه ها در افغانستان و پاکستان هم توجه کرده اند؟ یا اینکه به مبارزه با معلول اکتفا نموده اند و از مسؤلیت مبارزه با علت خود داری می ورزند؟ آیا برخی از شیعیان آنجا نقشی در این فتنه ها نداشته و ندارند وهمه تقصیر به گردن طالبان افراطی است؟ مگر نه اینکه برخی از شیعیان افراطی آنجا با تاثیر پذیری از برخی از مطالبی که در بعضی از کتابهای منسوب به مجلسی آمده ، تندروی هائی در باره خلفا و زوجات وحضرت پیغمبر ص روا می دارند که در شأن یک مسلمان نیست و باعث خصومت و فتنه بین مسلمین می شود؟ چرا علمای اسلام و مراجع تقلید به خصوص مراجع تقلید خود افغانستان اقدام به نصیحت و ارشاد اینها نمی کنند؟ آیا چنین امری به عهده علما است یا جامعه جهانی و دولت ها؟

مرحوم آیت الله شیخ آصف محسنی در این زمینه ارشادات خوبی داشت ولی علمای دیگر در این زمینه با ایشان همکاری نکردند. در این سال های اخیرکسانی از سر دلسوزی در صدد توجه دادن به این مشکل برآمدند ، ولی از طرف افراطی های متعصب کوتاه فکر مورد هجمه و اهانت قرار گرفتند و علمای بزرگ هم کسر شأن خود دانستند که به این مسائل ورود کنند و در نتیجه مدیریت این گونه افکار به دست یک عده هوچی افتاد. و افراد خیرخواه و آگاه به مسائل روز که نگران عواقب سوء و سوء استفاده اجانب از این اختلافات بودند و به نحوی در صدد تعدیل بعضی تندروی ها برآمده بودند ، مورد اهانت قرار گرفته و بدون تامل و با کمال بی حیائی متهم به وهابیگری شدند. و علما و مراجع هم ازترس زبان بدگویان و برای حفظ شؤن خود در بین عوام مهر سکوت بر لب زدند.

آیت الله صافی به خوبی به یاد دارند که چه جنجالی بر سر کتاب شهید به راه افتاد و نویسنده فاضل آن مرحوم صالحی نجف آبادی چگونه مورد اهانت قرار گرفت و حتی مرحوم آیت الله منتظری و مرحوم آیت الله مشکینی نیز به خاطر دفاع از حیثیت او بی نصیب از اهانت و تهمت نماندند. مگر غیر از این بود که اینها نگران عواقب سوء افراطی گری بودند و در صدد این بودند که از تندروی های بعضی روضه خوانها بکاهند و جلو بعضی فتنه ها بگیرند.

چرا ما همیشه با معلول مبارزه می کنیم و از علت ها چشم پوشی می کنیم؟!
چرا بزرگانی مانند مرحوم آیت الله سید محمد حسین فضل الله و عده ای دیگر که در صدد توجه دادن به این فتنه ها و مفاسد مترتبه بر آنها برآمدند از طرف برخی علما و روضه خوانها مورد اهانت قرار گیرند و به اصطلاح بایکوت شوند.

غریب این است که بعضی از کسانی که خود آتش بیار معرکه فتنه بین شیعه و سنی هستند حالا دفترشان در کابل در صدد دفاع از شیعیان افغانستان برآمده است. آیا شما خود با نشر افکار تندروانه خود عامل این فتنه ها نیستید و آب به جوی فتنه گران بین المللی نمی ریزید.واقع امر این است که شما سر شاخه نشسته و بیخ آن را می برید. و وقتی به زمین افتادید تقصیر آن را به گردن دیگران می اندازید و مدعی می شوید.
چرا مؤسسه دار التقریب اسلامی در این باره سخنی نمی گوید مگر از تابلوها و یک سری تشریفات ظاهری به خودی خود کاری ساخته است؟ ما که شهامت برخورد با مشکلات جامعه اسلامی نداریم چرا ادعای رهبری بر جهان اسلام می کنیم؟

۱ دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

آخرین مطالب

فهرست